اخبار محرمانه - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
آیا سیدعباس عراقچی در نیویورک با استیو ویتکاف و جرد کوشنر دیدار داشته است؟ نمیدانیم! آیا در این دیدار فقط ایرانیها و آمریکاییها بودهاند یا طرف سومی هم حاضر بوده است؟ نمیدانیم! آیا پیامها مستقیم بین طرفین ردوبدل شده یا واسطه این مسئولیت را برعهده داشته است؟ نمیدانیم! ما تقریباً هیچچیزی از اتفاقی که سهشنبهشب خبرش در ایران پیچید نمیدانیم و همینقدری هم که خبرش آمد، از بازیهای رسانهای ترامپ و ویتکاف است که خبرش رسیده و همچنان کسی از مقامات ذیربط خودمان نخواسته است توضیحی صریح و شفاف در این زمینه بدهد.
آنچه محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیت ملی تلویحاً و در لفافه و پس از گذشت یک روز گفت، ابلاغ شروط ایران به واسطهها بوده و همین اشاره کوتاه هم روشن نمیکند که آیا منظور این است که آنچه در نیویورک رخداده، صرفاً همین بوده یا آنکه میخواهد بگوید در نیویورک از آنچه در تهران تصمیم گرفته شده، تخطی شده و فراتر رفتهاند. همین ابهامهای موجود نشان میدهد علیرغم تجربههای این سالها و بهویژه یک سال اخیر، همچنان نسبت میان برخی مسئولان و افکار عمومی عجیب است! انتشار خبر مذاکره، آن هم پس از سخنرانی کذایی رئیسجمهور آمریکا در سازمان ملل که تلاش کرده ایران را تروریست و عامل ناامنی معرفی کند و بعد اطلاعرسانی ترامپ از مذاکره و سکوت مقامات ایرانی، حسی از ناامیدی و ضعف به افکار عمومی القا میکند و از سویی فرستادن پالس ضعف بهسوی آمریکاست. مسئله اصلی این است که هر کنش یا واکنشی از سوی ما که برداشت عقبنشینی از آن شود، در افکار عمومی داخلی و بینالمللی بهمثابه پالس ضعف تفسیر و مستقیماً به جیب ترامپ و تیمش واریز میشود.
همین موضوع باید باعث شود وزارت خارجه اقدامات خود و اطلاعرسانی پیرامون آن را جدیتر بگیرد. از سویی ابلاغ شروط ایران به آمریکا در روزهای گذشته و از طریق واسطه انجام شده است، طبعاً نه ابلاغ مجدد آن میتواند محلی از اعراب داشته باشد و نه حتی اگر چنین کاری لازم بود، نیاز به جلسه عراقچی و ویتکاف و کوشنر دارد؛ لذا ابهام در مورد اینکه جلسه در هماهنگی با تهران انجام شده یا اقدامی بدون مجوزهای لازم بوده، بسیار جدی است. شواهدی وجود دارد که میگوید دیدار انجام شده و این یک خطای راهبردی است؛ چون در شرایطی که دشمن علناً تهدید به نابودی میکند، هرگونه تماس مستقیم بدون دستاورد روشن و البته بدون داشتن مجوزهای لازم، پالس ضعف و دوگانگی از ایران میدهد.ایران شب گذشته را در شور سخنان مقتدر رئیسجمهور در سازمان ملل به صبح رسانید و یکی از نقطههای قوت این سخنرانی، اشاره به ایستادگی چندماهه ملت ایران در کف خیابان برای دفاع از کشور بود. پزشکیان بهدرستی تصریح کرد قدرت ایران مردمش هستند؛ حال نباید سایر ارکان دولت بهنحوی برخورد کنند که این مردم دچار یأس شوند یا احساس کنند قرار است واقعیت به آنها گفته نشود.
وزارت خارجه باید همه اتفاق رخداده را شفاف کند، گرچه برای شفافسازی دیر هم شده و روایت اول که هیچ، روایت صدم را هم ازدستداده است. حال از وزارت خارجه انتظار میرود جلوی این ضرر را حداقل از همینجایی که اکنون هستیم، بگیرد و شفاف سخن بگوید؛ اگر دیداری نبوده است، رسماً تکذیب کند و مسیر دقیق ابلاغ شروط را روشن کند؛ اگر هم بوده، دقیق محتوا و مختصات آن را توضیح دهد که چه دستاوردی داشته و چه تضمینی گرفته شده است و از سویی آیا مجوزهای لازم برای چنین دیداری به وزارت خارجه داده شده بوده یا این دیدار را باید یک تخلف از حدود اختیارات برشمرد که طبعاً بیتوبیخ در ایران نخواهد ماند. سکوت و ابهام، بدترین گزینه در وضعیت فعلی است و نباید انتخاب این بدترین گزینه توسط وزارت خارجه ادامه یابد.