اخبار محرمانه - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
باتوجه به متغیرهای موجود در منطقه از سفر فرمانده ارشد سنتکام به کشورها و بازیگران منطقه تا ادعاها درباره هرمز و راههای جایگزین این شاهراه روزنامه اعتماد با هدف بررسی آخرین تحولات با جواد حیراننیا، مدیر گروه مطالعات خلیجفارس و شبه جزیره عربستان فعال در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه گفتوگو کرده است. متن این گفت و گو در ادامه آمده است.
ناکامی رویکرد نظامی امریکا در بازگشایی هرمز، واشنگتن را به سمت تشدید محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی سوق داده و اکنون تابآوری دوطرف به عامل تعیینکنندهای تبدیل شده است. همزمانی تحرکات نظامی و مسیرهای دیپلماتیک نشان میدهد گزینه مذاکره هنوز کنار گذاشته نشده، اما ارزش اهرم هرمز برای ایران به میزان تداوم فشارها و هزینههای آن وابسته است. جواد حیراننیا، مدیر گروه مطالعات خلیجفارس و شبه جزیره عربستان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره وضعیت تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی آن گفت: اختلاف ایران و امریکا درباره تنگه هرمز، پیش از هر چیز، ماهیتی حقوقی دارد. امریکا و دولتهایی که کنوانسیون ۱۹۸۲حقوق دریاها را پذیرفتهاند، هرمز را آبراهی بینالمللی میدانند و بر «حق عبور ترانزیتی» تاکید دارند؛ حقی که برمبنای آن نباید در تردد آزاد کشتیها اختلالی ایجاد شود. او در ادامه افزود: ایران اما با استناد به قانون داخلی خود، تنگه هرمز را در چارچوب آبهای سرزمینی میبیند و «حق عبور بیضرر» را برای کشتیها به رسمیت میشناسد. تفاوت این دو برداشت مهم است، زیرا در حق عبور بیضرر، کشور ساحلی در شرایط جنگی میتواند خواستار هماهنگی کشتیها یا بازرسی آنها شود. تهران نیز از آغاز جنگ، استفاده از این مسیر برای انتقال تجهیزات به کشورهایی که میزبان پایگاههای امریکا هستند را بخشی از جنگ علیه خود تلقی کرده و بر اعمال حاکمیت در تنگه تاکید داشته است. این پژوهشگر مسائل منطقه ادامه داد: با تضعیف بازدارندگی متعارف ایران در جریان جنگ، تنگه هرمز به اهرم فشار و بازدارندگی تبدیل شد. اختلال در این مسیر، افزون بر اثرگذاری بر قیمت انرژی، زنجیره تامین کالاهای وابسته به انرژی را نیز تحت تاثیر قرار داده و فشار اقتصادی آن، کشورهای واردکننده انرژی، به ویژه در شرق و جنوبشرق آسیا، را درگیر کرده است. حیراننیا خاطرنشان کرد: از نگاه تهران، تنگه هرمز میتواند امریکا و کشورهای منطقه را به کاهش فشار نظامی یا پذیرش خواستههای ایران وادار کند. همین برداشت موجب شده مقامهای ایرانی، اثر بازدارندگی این اهرم را بسیار بالا بدانند. در مقابل، امریکا نگران است کنترل عملی ایران بر تنگه هرمز، هم موازنههای منطقهای را به نفع تهران تغییر دهد و هم به الگویی برای برخورد دیگر کشورها با آبراههای بینالمللی تبدیل شود.
تحریمهای امریکا تابآوری تهران و واشنگتن را میآزماید
حیراننیا در پاسخ به پرسشی دیگر درباره تحریمهای احتمالی امریکا که گفته میشود بیسابقه است و واکنش تهران گفت: طرح تشدید تحریمها و محدودیتهای اقتصادی زمانی مطرح شده که رویکرد نظامی امریکا برای باز کردن تنگه هرمز به نتیجه نرسیده است. پیش از آغاز جنگ، برخی مقامهای نظامی امریکا احتمال میدادند ایران در واکنش به حملات و ترور مقامهای خود، به سراغ تنگه هرمز برود؛ اما ترامپ معتقد بود فشار نظامی میتواند مانع بسته شدن تنگه شود یا در صورت وقوع، ارتش امریکا قادر به بازگشایی آن خواهد بود. او افزود: تحولات جنگ و پس از آن نشان داد بازگشایی تنگه هرمز بیش از آنکه راهحل نظامی داشته باشد، به یک توافق سیاسی وابسته است. حتی اگر زیرساختهای نظامی ایران آسیب دیده باشد، تهران همچنان توان ایجاد ناامنی و بیثباتی در این آبراه را دارد. از این رو، تهدیدهای نظامی، ازجمله تهدید حمله به زیرساختهای انرژی ایران، نتوانستهاند بهتنهایی تنگه را باز کنند. این پژوهشگر مسائل منطقه ادامه داد: به نظر میرسد امریکا اکنون برای افزایش فشار بر ایران، به تشدید محاصره دریایی و اعمال تحریمهای تازه روی آورده است. در این مرحله، بحران از رویارویی صرفا نظامی وارد سازوکار اقتصادی میشود و مساله اصلی، توان تابآوری دوطرف است. حیراننیا گفت: از یکسو، تداوم بیثباتی در تنگه هرمز میتواند قیمت انرژی و هزینه تامین آن را افزایش دهد و بر اقتصاد جهانی فشار وارد کند. ازسوی دیگر، باید دید اقتصاد ایران که پیش از محاصره دریایی نیز زیر فشار تحریمها قرار داشت، تا چه اندازه توان تحمل این محدودیتها را دارد.او در پایان با تشبیه شرایط به «بازی بزدل» در نظریه بازیها گفت: دو طرف در وضعیتی قرار گرفتهاند که عقبنشینی هر کدام میتواند نشانه ضعف تلقی شود، اما ادامه مسیر نیز هزینههای سنگینی دارد. تهران احتمالا باتوجه به عقبنشینی ترامپ از تهدید حمله به زیرساختهای انرژی، تصور میکند میتواند امریکا را به پذیرش خواستههای خود در یک توافق سیاسی نزدیکتر کند.
دیپلماسی و میدان به موازات هم تعریف شدهاند
حیراننیا در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره همزمانی تلاشهای دیپلماتیک ایران و پاکستان با رایزنیهای فرمانده سنتکام با مقامهای اسراییلی و عربستانی گفت: همزمان با تحرکات نظامی امریکا، مسیر مذاکره همچنان باز است. نشانههایی نیز از تلاش ایران و عمان برای دستیابی به توافق دیده میشود که ازسوی مقامهای وزارت خارجه مطرح شده است. او در ادامه افزود: مطلوب امریکا، رسیدن به توافقی است که امکان خروج از بحران و جنگ را فراهم کند. ایران نیز نمیتواند آثار محاصره دریایی را نادیده بگیرد، اما احتمالا ارزیابی میکند که هنوز برای چند ماه توان تابآوری دارد و میتواند با اتکا به کنترل تنگه هرمز، مذاکرات را با اهرمهای بیشتری دنبال کند.این پژوهشگر مسائل منطقه ادامه داد: بنابراین، رایزنیهای نظامی اخیر لزوما به معنای کنار گذاشتن کامل گزینه دیپلماتیک نیست. با این حال، اگر امریکا نتواند در این مقطع به شرایطی برای خروج از بحران برسد، احتمال هماهنگی بیشتر با اسراییل و حرکت به سوی رویارویی نظامی تازه با ایران همچنان منتفی نیست. حیراننیا در ادامه تاکید کرد: مساله اصلی برای تهران، سنجش ارزش اهرم تنگه هرمز در گذر زمان است. باید دید تشدید محاصره دریایی در ماههای آینده، قدرت چانهزنی ایران را افزایش میدهد یا برعکس، اجماع منطقهای و بینالمللی علیه تهران را تقویت میکند و ترامپ را به پذیرش دیدگاههای نتانیاهو درباره حمله دوباره به ایران نزدیکتر میسازد.
متغیرهایی که تصمیم ترامپ را تحت تاثیر قرار داده است
حیراننیا در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره احتمال شکلگیری ائتلاف منطقهای و فرامنطقهای علیه ایران به واسطه تداوم تنشها در هرمز و همچنین تاثیر کاهش ذخایر موشکی امریکا و انتخابات میاندورهای بر سیاست واشنگتن گفت: برجسته شدن موضوع کمبود مهمات امریکا، ازجمله موشکهای رهگیر، تا اندازهای میتواند ناشی از فضاسازی مخالفان ترامپ باشد؛ اما اصل کاهش ذخایر تسلیحاتی را نمیتوان نادیده گرفت. مساله اصلی، میزان و عمق این کاهش و اثر آن بر تصمیمگیری نظامی امریکا است. او افزود: امریکا در جریان جنگ نیز تلاش کرد ائتلافی برای بازگشایی تنگه هرمز تشکیل دهد، اما با همراهی کامل متحدان روبهرو نشد. برخی کشورهای اروپایی خارج از ساختار ناتو و همچنین متحدان آسیایی واشنگتن، ازجمله ژاپن، تمایلی به ورود مستقیم به جنگ نداشتند. آنها آمادگی خود را برای مشارکت در تامین امنیت کشتیرانی پس از پایان جنگ و در قالب یک سازوکار بینالمللی اعلام کردند، نه برای حضور در کارزار نظامی علیه ایران. این پژوهشگر مسائل منطقه ادامه داد: در شرایط فعلی نیز بسیاری از کشورها ترجیح میدهند وارد تقابل مستقیم امریکا و اسراییل با ایران نشوند. با این حال، تداوم اختلال در تنگه هرمز و افزایش خسارتهای اقتصادی و امنیتی برای دیگر کشورها میتواند این ارزیابی را تغییر دهد. اگر بسته ماندن تنگه تهدیدی جدیتر برای منافع کشورها ایجاد کند، احتمال پیوستن برخی بازیگران به ائتلافی تحت رهبری امریکا افزایش خواهد یافت. حیراننیا درباره انتخابات میاندورهای نیز خاطرنشان کرد: ترامپ در مواضع علنی خود نشان داده که نمیخواهد تصمیمهایش را تابع این محاسبات معرفی کند، اما این موضوع نمیتواند کاملا بیاهمیت باشد. تشدید بحران و هزینههای آن ممکن است موقعیت حزب جمهوریخواه و چهرههای نزدیک به ترامپ را در انتخابات تحت تاثیر قرار دهد؛ بنابراین، نگرانی از پیامدهای انتخاباتی را نمیتوان صرفا یک فریب رسانهای دانست.
بابالمندب میتواند به جبهه دوم رویاروییها تبدیل شود
حیراننیا در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره ناآرامی بابالمندب، حملات انصارالله و ائتلافسازی کشورهای منطقه خاطرنشان کرد: شکلگیری ائتلافهایی مانند ائتلاف دریای سرخ با حضور دهها کشور و نیز توافقهای منطقهای، نشان میدهد کشورهای خلیجفارس در تامین امنیت خود دیگر صرفا به چتر امنیتی امریکا اتکا ندارند. تحولات جنگ و پس از آن، از نگاه این کشورها، کارآمدی این چتر را زیر سوال برده و آنها را به تقویت سازوکارهای منطقهای سوق داده است. او افزود: اگر بابالمندب همزمان با تنگه هرمز با اختلال جدی در کشتیرانی مواجه شود، نگرانی بازیگران منطقهای و بینالمللی به طور چشمگیری افزایش مییابد. همزمانی بحران در این دو شاهراه میتواند زنجیره تامین و اقتصاد جهانی را تحت فشار شدید قرار دهد و برنامههای اقتصادی کشورهای منطقه، ازجمله عربستان، را با چالش روبهرو کند. این پژوهشگر مسائل منطقه ادامه داد: حملات انصارالله به کشتیهای عربستانی، در ظاهر با هدف فشار بر ریاض برای کاهش یا رفع محدودیتها انجام میشود، اما همزمان نشان میدهد جبهههای جدیدی در بحران میتواند فعال شود. حیراننیا گفت: دریای سرخ برای عربستان اهمیت ویژهای دارد، زیرا بخشی از صادرات نفت این کشور از این مسیر انجام میشود و ریاض آن را راهی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز میداند. بیثباتی در این مسیر میتواند بر قیمت انرژی و اقتصاد کشورهای خلیجفارس اثر مستقیم بگذارد و فشار آنها بر امریکا برای جلوگیری از گسترش درگیری را افزایش دهد. او تاکید کرد: همین نگرانیها، ازجمله نقشآفرینی عربستان، میتواند در مهار تشدید بحران اثرگذار باشد؛ زیرا گسترش جنگ به بابالمندب و دیگر بنادر و مسیرهای منطقهای، هزینههای اقتصادی و امنیتی رویارویی را برای همه طرفها افزایش میدهد.