سه شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
مقاله

سرمقاله فرهیختگان/ به افکار عمومی رحم کنید

سرمقاله فرهیختگان/ به افکار عمومی رحم کنید
اخبار محرمانه - فرهیختگان/ «به افکار عمومی رحم کنید» عنوان سرمقاله در روزنامه فرهیختگان به قلم محمد زعیم زاده است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: آقای رئیس‌جمهور روز گذشته ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - فرهیختگان / «به افکار عمومی رحم کنید» عنوان سرمقاله در روزنامه فرهیختگان به قلم محمد زعیم زاده است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
آقای رئیس‌جمهور روز گذشته یک خبر خیلی مهم و مثبت را اعلام کرد. مسعود پزشکیان دو ماه پس از فضاسازی سنگینی که درباره بنزین شده بود، رسماً اعلام کرد کشور از واردات بنزین که حدود ۱۲ میلیارد دلار ارزبری داشته، بی‌نیاز شده است و این خبر در شرایط تحریمی اخیر اتفاق بسیار مهمی است.
فراموش نکنیم که حدود دو ماه قبل جماعتی که چند بار با شوک‌درمانی کشور را به لبه پرتگاه برده بودند، قیچی به دست منتظر بودند تا دوباره جراحی کنند، معاون رئیس‌جمهور هم از این شبکه تلویزیونی به آن یکی می‌رفت که مبانی این جراحی را تئوریزه کند، برخی هم در رسانه‌ها و جلسات راه افتاده بودند که چه نشسته‌اید که فقط چند روز بنزین داریم، در همان ایام تحت‌تأثیر آن التهابات پمپ‌بنزین‌ها شلوغ شد و فرصت بزرگی برای جنگ روانی ترامپ و بسنت پدید آمد، آن‌ها آماده بودند تا یک جراحی دیگر در اقتصاد کشور انجام شود و هنوز درحالی‌که بخیه‌های شکم بیمار جمع نشده، پروژه ضربه ترکیبی را دنبال کنند؛ اما حسب اعلام خبر رئیس‌جمهور وضعیت کاملاً با گذشته متفاوت است.
این فرایند درس‌های مهمی برای حکمرانی ما دارد.
1. یک سؤال اینجا این می‌تواند باشد که واقعاً در این دو ماه چه اتفاقی افتاده است که از وضعیت شبه‌بحرانی در بنزین به اوضاعی رسیده‌ایم که از واردات کلاً بی‌نیاز شده‌ایم؟ افزایش تولید بنزین و تغییر رفتار مصرفی مردم احتمالاً بخشی از پاسخ هستند؛ اما سؤال مبنایی‌تر چیز دیگری است، آیا اعمال این دو سیاست و امتحان کردن این‌ها قبل از آن بلبشو و اغتشاش گفتاری در ماجرای بنزین شدنی نبود؟ یعنی نمی‌شد یک دو دوتا چهارتای ساده کرد و قبل از به آشوب کشیدن ذهن مردم، اول اقداماتی را که می‌شود انجام داد، بعد آن فضا را ایجاد کرد؟ لذا آنچه در اواخر مردادماه در خصوص بنزین گفته شد، شاید کمی مشکوک باشد.
2. گرانی بنزین در دولت روحانی، حذف ارز ترجیحی در دولت‌های شهید رئیسی و پزشکیان و البته ماجرای نافرجام بنزینی در مرداد ۱۴۰۵ که حاکی از رفتارهای مشابه در دولت‌های مختلف است، نشان می‌دهد عده‌ای در حوزه تصمیم‌سازی به شکل ثابت حضور دارند که همیشه برای همه امراض یک دارو بیشتر در قوطی‌شان نیست و مثل مادربزرگ‌های قدیمی که برای همه بیماری‌ها گل‌گاوزبان تجویز می‌کردند، همیشه گزینه‌های دم‌دستی مثل شوک‌درمانی و جراحی را پیشنهاد می‌دهند. جریانی که اگر حتی به آن‌ها مشکوک نباشیم، در خوش‌بینانه‌ترین حالت گعده‌ای هستند که فقط با عدد و رقم سروکار دارند و شناختی از دینامیسم‌های اجتماعی و کنش‌های جامعه ندارند که اگر داشتند، تجویز مسلسل‌وار این همه اشتباه رخ نمی‌داد.
3. ماجرای بنزین در مردادماه و این خبر رئیس‌جمهور نشان داد میان نسخه‌های صفر و صدی تجویزی، نسخه‌های میانه بسیاری وجود دارد که معمولاً در هیاهوی رسانه‌ای و حلقه‌های تصمیم‌ساز ذی‌نفع ذبح می‌شوند، این ماجرا غیر از موضوع بنزین در مسائل دیگر از جمله سیاست خارجی هم مصداق دارد. نسخه‌هایی که ورای ساده‌سازی‌ها نیاز به شناخت دقیق صحنه و ذهن تصمیم‌گیر مبتنی بر شواهد دقیق و فنی دارد. صفر و یکی دیدن مسائل، تولید ناراه‌حل‌ها، پافشاری بر پیش‌فرض‌های تکراری، قدیمی و تاریخ‌مصرف‌گذشته در سیاست داخلی، خارجی، اقتصاد و موضوعات اجتماعی خطاهایی است که می‌تواند باز هم نظام تصمیم‌سازی ما را تحت‌تأثیر قرار دهد.
4. مسئله دیگر به صحنه افکار عمومی کشاندن ناراه‌حل‌هاست. بد نیست وضعیت افکار عمومی و اخباری را که در برخی رسانه‌ها پیرامون موضوع بنزین در مردادماه همین امسال تولید می‌شد، دوباره مرور کنیم. تولید التهاب، شلوغ کردن پمپ‌بنزین‌ها، ایجاد فرصت برای دشمن و... ماحصل کار جریانی بود که قبل از مرور راه‌حل‌های واقعی و آزمودن آن‌ها ذهن مردم را مغشوش کرد. این روند متأسفانه در مسائل دیگر هم بعضاً تکرار می‌شود. همین دیروز یکی از معاونان دولت با اعلام اعداد و ارقامی از کمبود شدید گاز در زمستان خبر داد. ادعایی که برخی کارشناسان صحت آن‌ها را تأیید نمی‌کنند و این سؤال مهم را پیش می‌آورد که آیا این جنس رقم خواندن‌ها شبیه شعبده‌بازی مردادماه درباره بنزین نیست؟ آیا همه راه‌ها امتحان شده است؟ و سؤال مهم‌تر اینکه گفتن این خبر چه تأثیری روی مردم دارد و مردم از حالا چه کار باید بکنند؟
تأسف‌بار است که در شرایط پیچیده کنونی بسیاری از چهره‌های باسابقه سیاسی وسط نبرد شناختی سنگین آمریکا و اسرائیل علیه ملت ایران هیچ ملاحظه‌ای ندارند. اخیراً یکی از چهره‌های سیاسی خبری صددرصد اشتباه را بدون راستی‌آزمایی دربارهی کی از مجریان سیما مطرح کرد و خواسته یا ناخواسته این انگاره را طرح نمود که حتی در میان مذهبی‌ها هم انگاره مهاجرت وخروج از کشور پررنگ است یا در بحبوحه عملیات روانی سنگین دشمن برای ساخت ذهنیت قریب‌الوقوع بودن جنگ سنگین علیه ایران یک کارشناس تلویزیون می‌گوید: «چه بزن بزنی هم خواهدشد!» خب حالا مردم باید چه کنند؟ این حرف‌ها به چه کسی کمک می‌کند؟ بخشی از این فرایند شلیک به خودی و تعدی به افکارعمومی در قالب اقتصاد توجه و جذب فالوور و این فرایندهای تین‌ایجرپسند قابل‌توجه است؛ اما نه برای کسانی که مسئول بوده و هستند و باید روزی به این مردم پاسخ بدهند.


نظرات شما