اخبار محرمانه - ایرنا / تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اشغالگر علیه ایران و اختلال در انتقال نفت از تنگه هرمز، علاوه بر برهم زدن جریان عرضه جهانی نفت، رفتار معاملهگران و سرمایهگذاران را نیز تغییر داد. گزارشهای موسسات مطالعات انرژی نشان میدهند که با ادامه بحران، تمرکز بازار بهتدریج از کمبود نفت خام به محدودیت عرضه فرآوردههای نفتی منتقل شد.
در آغاز جنگ، اختلال در جریان نفت خاورمیانه، پالایشگران را به تأمین نفت از منابع جایگزین، بهویژه آمریکا و دیگر تولیدکنندگان حوزه آتلانتیک، سوق داد. در بازار برنت، موقعیت فروش خالص فعالان فیزیکی در اواسط ماه مه به حدود ۶۰۰ هزار قرارداد رسید. همزمان، صادرات نفت خام آمریکا از حدود ۴ میلیون بشکه در روز به ۵.۵ میلیون بشکه افزایش یافت. با بهبود موقت جریان نفت از تنگه هرمز در ژوئن، نیاز به منابع جایگزین کاهش یافت و بخشی از موقعیتهای معاملاتی مرتبط با پوشش ریسک بسته شد.

بازار وست تگزاس اینترمدیت (WTI) مسیر متفاوتی داشت. موقعیت خرید خالص فعالان فیزیکی در این بازار از حدود ۱۳۰ هزار قرارداد در آغاز بحران به نزدیک ۴۰۰ هزار قرارداد در اواسط ژوئیه افزایش یافت و سپس کاهش پیدا کرد، اما همچنان بالاتر از سطح پیش از جنگ باقی ماند. تحلیلگران یکی از دلایل احتمالی این روند را آزادسازی نفت از ذخایر راهبردی آمریکا میدانند. این نفت در قالب مبادله اضطراری و نه فروش قطعی عرضه شد و دریافتکنندگان موظف بودند در آینده حجم بیشتری نفت بازگردانند. این تعهدات میتوانست آنها را به خرید قراردادهای آتی WTI برای پوشش ریسک افزایش قیمت هنگام بازپرداخت ترغیب کند.
آمریکا آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه نفت را از ذخایر راهبردی خود برنامهریزی کرد و برای بیش از ۱۳۳ میلیون بشکه قراردادهای مبادلهای منعقد شد. با احتساب حق بازپرداخت متوسط حدود ۲۵ درصد، حجم نفتی که باید بازگردانده میشد، حدود ۱۶۶ میلیون بشکه برآورد شد. این رقم نشاندهنده حجم تعهدات بازپرداخت است، نه تعداد قراردادهای آتی خریداریشده، و نمیتوان آن را مستقیماً با افزایش موقعیت خرید خالص WTI مقایسه کرد. بااینحال، این تعهدات میتوانند بخشی از تداوم موقعیتهای خرید در سطحی بالاتر از پیش از جنگ را توضیح دهند. البته برخی تحلیلگران تایید نمیکنند که تمام افزایش موقعیت خرید ناشی از مبادلات ذخایر راهبردی بوده است.
در این مدت، رفتار سرمایهگذاران مالی، از جمله صندوقهای کالایی و پوشش ریسک و مشاوران معاملات کالا، نیز دستخوش تغییر شد. با آغاز بحران، ارتباط میان تغییرات قیمت و موقعیتهای معاملاتی این سرمایهگذاران در بیشتر بازارهای نفت تضعیف شد. معاملات سیستماتیک مبتنی بر روند قیمت بهتدریج بیشتر در بازار برنت متمرکز شد، درحالیکه معاملات اختیاری، متکی بر ارزیابی و قضاوت معاملهگران، در بازار WTI و فرآوردههای نفتی نقش پررنگتری یافت. ارتباط میان تغییرات قیمت برنت و موقعیتگیری سرمایهگذاران مالی دوباره به حدود ۸۰ درصد رسید، اما در WTI و بیشتر بازارهای فرآوردههای نفتی ضعیف ماند. این تفاوت نشان میداد که موقعیتگیری در این بازارها بیش از گذشته به شرایط خاص عرضه و تقاضا وابسته شده است.
همزمان، کانون نگرانی بازار از کمبود نفت خام به محدودیت عرضه فرآوردهها تغییر کرد. از آوریل به بعد، با افزایش امکان تأمین نفت خام از منابع جایگزین، ظرفیت پالایش و عرضه فرآوردهها اهمیت بیشتری یافت و موقعیت خرید خالص در بازار گازوئیل و بنزین افزایش پیدا کرد. کاهش واردات نفت خام و فعالیت پالایشگاههای چین، افت فعالیت پالایشگاهی روسیه و افزایش صادرات نفت خام این کشور به این روند کمک کرد. در ادامه، اختلال در عرضه فرآوردهها از خلیج فارس و کاهش فعالیت پالایشگاهها و صادرات دیزل روسیه، بازار میانتقطیرها، از جمله گازوئیل، را تحت فشار گذاشت. در بازار بنزین نیز کاهش ذخایر آمریکا و افزایش تقاضای فصلی از اواسط اوت، موقعیت خرید خالص را تقویت کرد.
در مجموع، بحران تنگه هرمز رفتار معاملاتی در بازارهای مختلف نفت را به شکل متفاوتی تغییر داد. در بازار برنت، تلاش برای جایگزینی نفت مختلشده خاورمیانه با افزایش موقعیت فروش خالص فعالان فیزیکی همراه شد، اما در بازار WTI موقعیت خرید خالص افزایش یافت و تعهدات بازپرداخت نفت ذخایر راهبردی آمریکا احتمالاً به تداوم آن کمک کرد. این تفاوت نشان میدهد که واکنش بازارها علاوه بر شدت اختلال عرضه، به نقش هر بازار در تأمین نفت جایگزین و مدیریت ریسکهای آینده نیز بستگی داشت. در عین حال، بحران آشکار کرد که جایگزینی نفت خام لزوماً کمبود فرآوردهها را جبران نمیکند و محدودیت ظرفیت پالایش میتواند به عامل تعیینکننده دیگری در بازار جهانی نفت تبدیل شود.