يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۵
تحلیل ویژه

سرمقاله اعتماد/ بیشکک دیپلماسی در میانه جنگ

سرمقاله اعتماد/ بیشکک دیپلماسی در میانه جنگ
اخبار محرمانه - اعتماد/ «بیشکک دیپلماسی در میانه جنگ» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم مینو خالقی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: طی روزهای گذشته مجددا ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - اعتماد / «بیشکک دیپلماسی در میانه جنگ» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم مینو خالقی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
طی روزهای گذشته مجددا بخش‌هایی از کشور هدف حملات امریکایی-صهیونی قرار گرفت و شهروندان بی‌گناه این سرزمین جان باختند. یک روز حمله به مدرسه، یک روز به خوابگاه و اکنون حمله به یک عروسی در کوهستک سیریک، کارنامه سیاه امریکا و اسراییل در حمله به کودکان و شهروندان را کامل می‌کند و علاقه و عادت به جنایات جنگی و نسل‌کشی توسط آنان را بیش از پیش عیان می‌سازد. اما تلخ‌تر از خود جنایت، سکوتی است که جامعه جهانی سال‌ها در برابر چنین صحنه‌هایی در پیش گرفته است. شاید یکی از معدود جنگ‌های دهه‌های اخیر که در آن مظلومیت یک کشور، توانست به مطالبه‌ای جهانی علیه جنگ تبدیل شود، همین تجاوز امریکا و اسراییل به ایران بود و البته که تکیه به قدرت میدان و رویکرد چندجانبه در دیپلماسی و تاوان‌دهی جمعی میزبان‌های پایگاه‌های امریکا در منطقه، راهبردی که با تدبیر رهبر شهید بنیانگذاری شد، دست برتر ایران در جنگ بود. ایران با استفاده از ظرفیت دیپلماسی چندجانبه، حضور مستمر در رسانه‌ها و فعال کردن ظرفیت دیپلماسی عمومی، تلاش کرد روایت جنگ را از یک مناقشه دوجانبه فراتر ببرد؛ نتیجه این رویکرد را می‌توان در روند سازمان همکاری شانگهای دید. حتی پیش از اجلاس بیشکک، شورای وزیران خارجه این سازمان موضع پیشین خود در محکومیت حملات نظامی به خاک ایران را یادآوری کرده بود و آن را مغایر اصول حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد دانسته بود. در بیشکک نیز این موضوع در سطح سران تداوم یافت. اما دستاورد بیشکک را نباید فقط در یک بیانیه جست‌وجو کرد. نخست، ایران توانست تجاوز به خاک خود را از یک مناقشه دوجانبه به مساله‌ای مرتبط با امنیت منطقه و نظم بین‌المللی تبدیل کند و در شرایطی که فشار برای منزوی کردن ایران ادامه دارد، حضور در کنار قدرت‌هایی مانند چین، روسیه و هند در چارچوب سازمان همکاری شانگهای، به معنای حفظ و گسترش گزینه‌های دیپلماتیک کشور است.
دیپلماسی کشور در بیشکک تنها مطالبه‌کننده یک حمایت سیاسی نبود؛ پیشنهادهای مشخصی برای ایجاد «بانک شانگهای، اتحادیه بیمه صادرات و سرمایه‌گذاری و کنسرسیوم انرژی» روی میز گذاشته شد. پیشنهادهایی مانند «مرکز مطالعات راهبردی امنیتی و مجمع پارلمانی شانگهای» نشان می‌دهد تهران به دنبال تبدیل عضویت خود در این سازمان به یک شبکه پایدار سیاسی، اقتصادی و امنیتی است، نه صرفا مجموعه‌ای از مواضع مشترک. شاید مهم‌ترین استراتژی حضور در بیشکک برای سیاست خارجی ایران این باشد که راه آینده، انتخاب میان شرق و غرب نیست؛ عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای نباید به معنای جایگزین کردن شرق به جای غرب باشد. چین، روسیه، هند، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی برای ایران فرصت‌های مهم سیاسی، اقتصادی و امنیتی‌اند، اما هیچ‌ کدام نباید جایگزین یک سیاست خارجی متوازن و چندجانبه شوند. اتفاقا خودِ شانگهای نمونه‌ای از همین واقعیت است؛ سازمانی که کشورهای عضو آن، با وجود تفاوت‌های جدی در منافع و رویکردهای سیاسی، در یک چارچوب مشترک گرد هم آمده‌اند و در قالب «شانگهای پلاس» دامنه این همکاری را به کشورهای بیشتری گسترش داده‌اند. برای ایران نیز معنای حضور در چنین ساختاری، نه انتخاب یک بلوک در برابر بلوک دیگر، بلکه افزایش شرکای راهبردی و گسترش دامنه انتخاب‌های دیپلماتیک است. در این میان، ‌برخی افراد، از اینکه چین برای ایران ملاقات جداگانه‌ای در سطح مورد انتظار ترتیب نداده، نتیجه گرفته‌اند که بیشکک دستاوردی برای تهران نداشته است. این برداشت، بیش از اندازه ساده‌انگارانه است. با انجام یا عدم انجام یک دیدار نمی‌توان به این نتیجه رسید که ایران در راهبرد طولانی مدت یک کشور جایی ندارد. چین در عرصه سیاست خارجی بارها اثبات کرده که دیدگاه‌های راهبردی ایران را پذیرفته و خود را شریک استراتژیک ایران می‌داند. این موضوع در مواضع بین‌المللی اتخاذی این کشور خصوصا در شورای امنیت دیده شده و مسیر همکاری‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی بنا بر سند همکاری ۲۵ ساله میان دو کشور مشخص و‌ مورد استناد است. از دیگر سو برای تهران، اهمیت بیشکک صرفا در تعداد دیدارهای دوجانبه نبود. مساله این بود که ایران در شرایط جنگ، در یک ساختار چندجانبه حاضر شود، موضع خود را تثبیت کند، برای آینده همکاری‌های اقتصادی و امنیتی پیشنهادات خود را ارایه داده و نشان دهد که فشار نظامی، دیپلماسی ایران را از حرکت بازنمی‌دارد. از این منظر، پایان اجلاس بیشکک پایان کار نیست. بر اساس گزارش رسمی سازمان همکاری شانگهای، در این اجلاس ۲۸ سند به تصویب رسید و ریاست دوره بعدی سازمان نیز به پاکستان واگذار شد. این برای ایران یک فرصت تازه است: باید با اسلام‌آباد، به عنوان رییس دوره آینده، برای تبدیل برخی پیشنهادهای مطرح‌ شده، به دستور کار اجرایی همکاری کند. اگر قرار است بانک، سازوکار بیمه، کنسرسیوم انرژی و دیگر ابتکارات مطرح‌ شده از سطح ایده فراتر روند، مسیر آن از همین حالا و در تعامل با ریاست جدید سازمان آغاز می‌شود. بیانیه پایانی این اجلاس با محکومیت مجدد حملات نظامی امریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، تصریح بر نقض اصول و قواعد حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد، تاکید بر حاکمیت و تمامیت ارضی ایران و درخواست برای حل‌وفصل مناقشه صرفا از مسیر سیاسی و دیپلماتیک، مجموعه‌ای از مواضع روشن علیه تروریسم جهانی است. اهمیت این بیانیه زمانی بیشتر می‌شود که شانگهای در همان سند، ضمن تسلیت به مردم و دولت ایران به مناسبت درگذشت و شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و تسلیت به خانواده‌های قربانیان، یک گام مهم دیگر نیز برداشته و بر حق مسلم ایران به عنوان عضو NPT برای تحقیق، تولید و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تاکید کرده است. صراحت بیانیه در اینکه هر اقدامی برای محدود کردن این حق، مغایر حقوق بین‌الملل است، از نظر سیاسی و حقوقی واجد اهمیت ویژه‌ای است. در واقع، بیانیه بیشکک تنها حمله به ایران را محکوم نکرد؛ سه مولفه مهم را در کنار یکدیگر قرار داد: حق حاکمیت ایران، حق برخورداری از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز و مخالفت با تحمیل اراده از طریق زور و اقدامات قهری یک‌جانبه. این سه گزاره، در شرایطی که تلاش‌هایی برای محدود کردن حقوق هسته‌ای ایران و تثبیت یک روایت یک‌جانبه از مناقشه وجود دارد، می‌تواند برای دیپلماسی ایران یک پشتوانه مهم سیاسی و حقوقی باشد. بیشکک نه یک پیروزی نهایی بود و نه یک سفر تشریفاتی؛ یک فرصت بود و هنر دیپلماسی ایران اکنون در تبدیل بیانیه‌ها به نهاد، پیشنهادها به قرارداد و روابط سیاسی به منافع ملموس اقتصادی و امنیتی است.


نظرات شما