يکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
تحلیل ویژه

سرمقاله اعتماد/ از تبریز تا تبریز؛ مشروطه هنوز با ما سخن می‌گوید

سرمقاله اعتماد/ از تبریز تا تبریز؛ مشروطه هنوز با ما سخن می‌گوید
اخبار محرمانه - اعتماد/ «از تبریز تا تبریز؛ مشروطه هنوز با ما سخن می‌گوید» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم محمد جواد حق شناس است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - اعتماد / «از تبریز تا تبریز؛ مشروطه هنوز با ما سخن می‌گوید» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم محمد جواد حق شناس است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
یکصد و بیستمین سالگرد انقلاب مشروطه در چهاردهمین روز از مرداد ماه، فرصتی شد تا بار دیگر با دعوت انجمن توسعه آذربایجان و دوست فرهیخته‌ام دکتر سبحان‌اللهی در تبریز- شهری که در بزنگاه‌های بزرگ تاریخ ایران همواره پیشگام بوده است- گرد هم آییم و از جنبشی سخن بگوییم که مسیر تاریخ معاصر ایران را دگرگون کرد. در آن همایش که بیش از ۲۰ سال به صورت مستمر برگزار می‌شود، بیش از آنکه ذهنم درگیر مرور گذشته باشد، این پرسش با من همراه بود که چرا پس از گذشت یکصد و بیست سال، مهم‌ترین آرمان مشروطه، یعنی «حکومت قانون»، همچنان یکی از بنیادی‌ترین نیازهای جامعه ایران است؟ شاید پاسخ را باید دوباره در خود تبریز جست؛ موضوعی که با انبوه جمعیت حاضر در میان گذاشتم. تبریز در تاریخ ایران تنها یک شهر نیست؛ گره‌گاهی است که چند بار مسیر این سرزمین را تغییر داده است. از تبریزِ شاه اسماعیل صفوی که با بنیانگذاری دولت صفوی، فصل تازه‌ای در تاریخ ایران گشود و به استقرار دولت ملی یاری رساند؛ تا تبریزِ مشروطه که پرچم عدالت‌خواهی و حکومت قانون را برافراشت؛ و تا تبریزِ ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ که در چهلم شهدای قم، با قیامی سرنوشت‌ساز روند انقلاب اسلامی را وارد مرحله‌ای تازه کرد. این پیوستگی تاریخی، از تبریز شهری ساخته است که در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، صدای آینده ایران را زودتر از دیگران شنیده است. انقلاب مشروطه، نتیجه سال‌ها تلاش روشنفکران، روحانیان، بازرگانان، روزنامه‌نگاران، پیشه‌وران و آزادی‌خواهانی بود که با اتکا به جنبشی مدنی، در پی پایان دادن به خودکامگی و استقرار نظمی نو بر پایه قانون بودند. عدالتخانه، مجلس، قانون اساسی، آزادی مطبوعات، مسوولیت‌پذیری حکومت و به رسمیت شناختن حقوق ملت، مهم‌ترین دستاوردهای این جنبش بزرگ اجتماعی بود؛ جنبشی که در زمان خود، نه تنها در ایران، بلکه در خاورمیانه و آسیا نیز تجربه‌ای پیشرو و الهام‌بخش به شمار می‌آمد. مشروطه را نباید تنها یک رخداد تاریخی دانست. مشروطه، پیش از آنکه نام یک نظام سیاسی باشد، نام یک اندیشه است؛ اندیشه محدود شدن قدرت و برتری قانون بر اراده افراد. زنده‌یاد دکتر سیدجواد طباطبایی بر همین نکته تأکید می‌کرد که مشروطه بخشی از تاریخ جهانی حکومت قانون است.
مفهومی که اختصاص به سلطنت یا جمهوری ندارد، بلکه هر نظام سیاسی را به پذیرش حاکمیت قانون و پاسخگویی قدرت فرامی‌خواند. اگر مشروطه را تنها به روایت کشمکش‌های سیاسی آغاز قرن چهاردهم خورشیدی فروبکاهیم، از فهم ژرفای آن بازخواهیم ماند. مشروطه، نقطه آغاز گذار از حکومت اشخاص به حکومت قانون بود؛ تلاشی برای آنکه هیچ قدرتی فراتر از قانون قرار نگیرد و اداره کشور بر پایه قانون، مجلس و مشارکت مردم سامان یابد. در این میان، نقش عالمان نواندیش شیعه، جایگاهی ممتاز دارد. آخوند خراسانی، مرجعی بزرگ با هزاران شاگرد در حوزه نجف، در حساس‌ترین روزهای نهضت، با تلگراف‌ها و فتاوای خود از مجلس و مشروطه پشتیبانی کرد و آن را راه نجات ایران از استبداد و سلطه بیگانگان دانست. آیت‌الله نایینی نیز با نگارش تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله، یکی از استوارترین مبانی نظری حکومت قانون را در اندیشه سیاسی شیعه عرضه کرد و نشان داد که استبداد، نه با عقل سازگار است و نه با دین. این دو، در کنار دیگر عالمان آزادی‌خواه، ثابت کردند که سنت دینی نیز می‌تواند پشتوانه آزادی، قانون و مسوولیت حکومت باشد. در کنار آنان، روشنفکران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران، بازرگانان و مجاهدان مشروطه نیز هر یک سهمی ماندگار در این نهضت داشتند. از میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین که جان خود را در راه آزادی نثار کردند، تا ثقه‌الاسلام تبریزی که در عاشورای سال ۱۳۳۰ قمری همراه با ۷ تن از یاران نزدیکش به دست نیروهای اشغالگر و متجاوز روس به‌دار آویخته شد و نامش با آزادگی، مقاومت و استقلال ایران گره خورد. از ستارخان و باقرخان تا سپهدار تنکابنی و سردار اسعد بختیاری؛ هر یک برگ درخشانی از کتاب مشروطه‌اند. این میراث، حاصل همدلی جریان‌های گوناگون فکری و اجتماعی ایران است و هیچ روایت یک‌سویه‌ای نمی‌تواند عظمت آن را بازنمایی کند. در حاشیه این سفر، فرصتی دست داد تا از خانه مشروطه تبریز نیز دیدن کنم؛ خانه‌ای که روزگاری متعلق به حاج مهدی کوزه‌کنانی، بازرگان بزرگ و یکی از مهم‌ترین پشتیبانان مالی و اجتماعی نهضت مشروطه بود. این خانه تنها یک بنای تاریخی نیست؛ بلکه نماد مشارکت جامعه مدنی و مقاو‌مت مردم قهرمان تبریز در برابر لشکر مستبدان در ساختن آینده ایران است و یادآور این حقیقت که ملت‌ها حافظه تاریخی خود را تنها در کتاب‌ها حفظ نمی‌کنند، بلکه در مکان‌های خاطره نیز به نسل‌های آینده می‌سپارند. اما شاید مهم‌ترین وظیفه ما در آستانه یکصد و بیستمین سال مشروطه، نه برگزاری آیین‌های بزرگداشت، بلکه انتقال درست این تجربه تاریخی به نسل‌های جدید باشد. جوانان و نوجوانان ایران حق دارند تاریخ مشروطه را با همه ابعاد آن بشناسند؛ از نقش عالمان نواندیش، روشنفکران، روزنامه‌نگاران، بازرگانان و مجاهدان گرفته تا زنان و مردانی که برای آزادی، استقلال و حکومت قانون ایستادند. این شناخت باید در مدرسه، دانشگاه، کتاب‌های درسی، موزه‌ها و رسانه‌های عمومی، بر پایه پژوهش‌های معتبر و روایت‌های مستند شکل گیرد. تاریخ مشروطه، میراث مشترک همه ایرانیان است. فروکاستن این جنبش بزرگ به روایتی واحد، نه با حقیقت تاریخی آن سازگار است و نه به شناخت نسل جوان از یکی از مهم‌ترین تجربه‌های ملت ایران در راه آزادی و حکومت قانون یاری می‌رساند. جامعه‌ای که تاریخ خود را چندسویه، منصفانه و پژوهش‌محور بخواند، بهتر می‌تواند از تجربه‌های گذشته برای ساختن آینده بهره گیرد. امروز، در یکصد و بیستمین سال انقلاب مشروطه، بازخوانی این تجربه تاریخی بیش از آنکه نگاهی به گذشته باشد، نگاهی به آینده است؛ آینده‌ای که بیش از هر زمان دیگر به حکومت قانون، وفاق ملی، اعتماد عمومی، آزادی‌های مشروع، مشارکت آگاهانه شهروندان و تقویت نهادهای مدنی نیاز دارد. اگر از تجربه نیاکان خود به‌درستی بیاموزیم، مشروطه تنها فصلی در کتاب تاریخ نخواهد بود، بلکه سرمایه‌ای زنده برای ساختن ایران فردا خواهد شد. نظامی گنجوی، آن حکیم بلندآوازه آذربایجان، قرن‌ها پیش سرود:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دلِ زمین باشد
دل ز تن بِه بود، یقین باشد.
اگر ایران، دل این سرزمین است، مشروطه را باید یکی از تپش‌های ماندگار این دل دانست؛ تپشی که پس از یکصد و بیست سال، هنوز ما را به قانون، آزادی، مقاومت، مسوولیت و مشارکت فرامی‌خواند. بازخوانی مشروطه، بازگشت به گذشته نیست؛ اندیشیدن به آینده ایران است؛ آینده‌ای که می‌تواند با بهره‌گیری از تجربه‌های گران‌سنگ نیاکان، افقی نو برای ایران بگشاید؛ افقی که از آن با عنوان «جمهوری سوم» یاد کرده‌ام؛ جمهوری‌ای که بنیاد آن بر حکومت قانون، حقوق شهروندی، توسعه، مردم‌سالاری و پاسداشت هویت تاریخی ایران استوار است.


نظرات شما