جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
مقاله

سرمقاله خراسان/ مسئله عدالت است نه وام

سرمقاله خراسان/ مسئله عدالت است نه وام
اخبار محرمانه - خراسان/ «مسئله عدالت است نه وام» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: «خیلی‌ها من را می‌شناسند. ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - خراسان / «مسئله عدالت است نه وام» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
«خیلی‌ها من را می‌شناسند. تا امروز پنج کتاب منتشر کرده‌ام و سال‌هاست در انجمن‌های ادبی، به عنوان شاعری شناخته‌شده، شعر خوانده‌ام و با آن‎ها زندگی کرده‌ام. باور کنید اگر کارد به استخوانم نرسیده بود، هیچ‌وقت برای گرفتن وام به جایی رو نمی‌زدم. اما درد آن‎جاست که چند روز پیش به صندوق اعتباری هنر رفتم و حدود یک ساعت طول کشید تا ثابت کنم هنرمندم و کتاب منتشر کرده‌ام، اما دوستانی که آن‎جا هستند قبول نکردند که نکردند. این همه سال عمرت را پای هنر بگذاری، آخرش هم برای ثابت کردن این که هنرمندی، با این و آن چانه بزنی».
این‌ها دردِدل یکی از شاعران شناخته‌شده کشور است؛ روایتی که احتمالاً فقط متعلق به او نیست. یکی از اهالی موسیقی هم گلایه هایی را در این باره مطرح می کرد که شبیه همین صحبت ها بود. شاید اگر پای صحبت نویسندگان، مترجمان، روزنامه‌نگاران، خوشنویسان، اهالی موسیقی و بسیاری از هنرمندان دیگر بنشینیم، هر کدام نسخه دیگری از همین قصه را تعریف کنند. صندوق اعتباری هنر، قرار بود تکیه‌گاه اهالی فرهنگ و هنر باشد، اما این روزها گلایه های فراوانی از نوع عملکردش به گوش می رسد.
البته هیچ‌کس منکر خدمات صندوق اعتباری هنر نیست. بیمه، خدمات درمانی و برخی حمایت‌های این صندوق، در مواردی برای بخشی از جامعه فرهنگ و هنر گره‌گشا بوده است. مسئله اما از جایی شروع می‌شود که اگر خدمات به همه هنرمندانی تعلق می‎گیرد که دارای سابقه فعالیت معتبر هستند، چرا این گلایه ها همچنان وجود دارد؟ چرا معیارها شفاف نیست؟ هنرمندی وام می‌گیرد، هنرمند دیگری با سابقه‌ای بیشتر، دست خالی برمی‌گردد. یکی بدون دردسر از تسهیلات استفاده می‌کند و دیگری باید ساعت‌ها بنشیند تا ثابت کند که سال‌های عمرش را واقعاً صرف فرهنگ و هنر این کشور کرده است. کار که به این‎جا می رسد، مسئله عدالت است نه وام.
هنرمند وقتی احساس کند نتیجه مراجعه‌اش به روابط، سلیقه یا برداشت‌های حزبی ،گروهی و یا شخصی گره خورده، طبیعی است که به جای احساس حمایت، احساس تبعیض کند.
حق هر متقاضی است که بداند بر اساس چه شاخصی پذیرفته یا رد شده است و اگر اعتراضی دارد، مسیر مشخص و مستقلی برای رسیدگی به آن وجود داشته باشد.
شاید وقت آن رسیده باشد مدیران صندوق، پیش از انتشار آمار تعداد وام‌های پرداختی، به پرسشی ساده پاسخ دهند؛ چند هنرمند، با وجود داشتن همه شرایط، پشت همان باجه‌ای که قرار بود امیدشان باشد، احساس کرده‌اند باید دوباره ثابت کنند که هنرمندند؟ اصلا چند هنرمند از وجود این صندوق باخبرند؟
بگذریم شأن هنرمندان بالاتر از پرداختن به این موضوعات است. شاید نباید در این یادداشت به توضیح واضحات در نوع برخورد با هنرمندان می پرداختم.


نظرات شما