اخبار محرمانه - ایرنا / «کافه سلطان» ساخته مصطفی رزاقکریمی، روایتی است از یک کافه بینراهی از رونق افتاده که وقوع «جنگ ۱۲ روزه» به عنوان رویدادی خارجی و ساختارشکن، زندگی ساکنان و مسافرانش را از نو میچیند.
این فیلم را میتوان به عنوان یک درام خانوادگی و اجتماعی در بستر این واقعه تعریف کرد.
فیلم در یک سوم ابتدایی در به پیش بردن روایت خود با دشواری مواجه است، ریتم کند، تکیه بر گفتوگوهای نسبتا طولانی برای معرفی شخصیتها و فضای کافه و فقدان یک «کشش» دراماتیک مشخص، مخاطب را با بیحوصلگی همراه می کند. این بخش، بیش از آن که با کنش پیش برود، با صحبت کردن پیش میرود و گویی فیلم در حال ذخیره انرژی برای لحظه اوج خود است.
بازار ![]()
شخصیتها، از جمله صاحب کافه و خانوادهاش (با بازیهایی از جمله محمدرضا شریفینیا و آزیتا حاجیان)، هنوز در موقعیتهای عادی و روزمره خود قرار دارند و درام عمیقی میان آنها جاری نیست.
نقطه عطف و نجاتبخش فیلم دقیقا با خبر وقوع جنگ رقم میخورد، این رویداد همان موتور محرکهای است که فیلمنامه مشتاقانه در انتظارش بود. با ورود این عامل بیرونی، فضای ایستای کافه به یک باره دگرگون میشود و رفتوآمد مسافرانی که در پی یافتن امنیت یا فرار از ناامنی هستند، «کافه سلطان» را از یک محل خلوت به پناهگاه و چهارراهی پرالتهاب تبدیل میکند.
هر یک از این مسافران جدید، «خردهروایت» خود را به قلب داستان اصلی میآورند,ث، ترسها، امیدها، رازها و درگیریهای آنان، لایههای جدیدی به فیلم میافزاید.
تنشهای خانوادگی قدیمی ساکنان کافه، در تقابل با این بحران ملی و پنهان کاری فروش کافه بیشتر خود را نشان میدهد.
«کافه سلطان» اگر چه میتوانست موقعیتهای جذابی را برای مخاطب خلق کند اما از یک ضعف مهم رنج میبرد و آن میل به «مانیفستگویی» و بیان مستقیم پیام است.
این اتفاق، که عمدتا در نیمه دوم و در اوج درگیریهای احساسی رخ میدهد، ضربهای به ساختار ظریف و غیرمستقیم درام وارد میکند و ای کاش کارگردان و نویسنده این وسوسه را مهار کرده و اجازه میدادند همان «خرده روایت»های قوی و موقعیتهای تصویری پرتنش، حامل پیام باشند.
عمقبخشیدن بیشتر به این خرده روایتها و نمایش تنشها از طریق کنش و واکنشهای شخصیتها، به مراتب تاثیرگذارتر از بیان شفاهی آنهاست. سینما در اوج قدرت خود، وقتی است که به مخاطب «اجازه دریافت و تفکر» میدهد، نه اینکه نتیجه تفکر را به او القا کند.
«کافه سلطان» در نهایت، یک ملودرام اجتماعی است که با تکیه بر یک واقعه تاریخیِ تازه، به بازخوانی رابطه انسانها با یکدیگر در زمانه بحران میپردازد، نقطه قوت اصلی آن، ایده استفاده غیرمستقیم از جنگ به عنوان یک کاتالیزور دراماتیک و خلق فضایی متمرکز و پرازدحام در یک لوکیشن واحد است و بازی بازیگرانی چون شریفینیا و حاجیان نیز به باورپذیری این فضای خانوادگی کمک کرده است.
«کافه سلطان» اثری صادقانه با دغدغهای اجتماعی است، اما در لحظاتی، ظرافت هنری را کنار زده و موعظه را جایگزین آن میکند.