اخبار محرمانه - ایرنا / متن پیش رو در ایرنا منتشر شده و انتشارش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
جنگ ایران و آمریکا نشان داد که خلیج فارس از منطقه استقرار نیروهای نظامی به میدان مستقیم تقابل راهبردی تبدیل شده است جایی که ایران با اتکا به موشکها، پهپادها و تهدید تنگه هرمز هزینه جنگ را برای آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای میزبان پایگاههای نظامی افزایش داده و معادلات بازدارندگی منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.
جنگ ایران و آمریکا دیگر در آسمان ایران و رژیم صهیونیستی محدود نمیماند. با هدفگیری دهها پایگاه و تأسیسات مرتبط با واشنگتن در کویت، بحرین، قطر، عربستان، امارات، عراق، اردن و عمان، تهران نشان داده است که توان دفاعیاش نهتنها در مقاومت در برابر حمله، بلکه در گسترش میدان نبرد و بالا بردن هزینه جنگ برای نیروهای آمریکایی است. تحلیل آسوشیتدپرس که در تاریخ ۲۱ اکتبر بوده بر پایه تصاویر ماهوارهای نشان میدهد بیش از ۱۱۵ حمله پهپادی و موشکی ایران یا گروههای وابسته به آن تا پایان اوت، به ۲۶ پایگاه و سایت دارای تجهیزات آمریکایی در خاورمیانه آسیب زده است.
این تحول فقط یک فصل تازه در جنگ ایران و آمریکا نیست؛ نشانه تغییر الگوی امنیتی خلیج فارس است. کشورهایی که سالها میزبان پایگاهها، انبارهای مهمات، سامانههای پدافندی و یگانهای عملیاتی آمریکا بودهاند، اکنون خود را در مرکز یک جنگ میبینند که هدف آن نه صرفاً نیروهای آمریکایی، بلکه زیرساختها، اقتصاد، بیمه کشتیرانی و ثبات کل منطقه است.
ایران به دنبال فلج کردن پایگاه های امریکا بود
الگوی حملات ایران نشان میدهد که تهران صرفاً به شلیک پراکنده بسنده نکرده است. گزارش آسوشیتدپرس بر این باور است، ایران در روزهای نخست درگیری، پوششهای حفاظتی رادارهای آمریکایی در اردوگاه عریفجان کویت و ستاد ناوگان پنجم آمریکا در بحرین را منهدم کرده است. این انتخاب هدف، از منظر عملیاتی اهمیت زیادی دارد. رادارها و سامانههای هشدار زودهنگام، چشم و گوش یک شبکه پدافندی هستند. اگر این لایه آسیب ببیند یا مختل شود، سامانههای پدافندی زمان کمتری برای شناسایی، رهگیری و واکنش به تهدیدهای بعدی خواهند داشت. به بیان ساده، ایران ابتدا تلاش کرده «چشم» پدافند آمریکایی را کور کند و سپس به هواپیماها، پهپادها، ساختمانها و تجهیزات حیاتی حمله کرده است.
براساس همین تحلیل، حملات بعدی به هواپیماهای آمریکایی، پهپادها و ساختمانهای نظامی صورت گرفته و خسارت تجهیزاتی چند میلیارد دلاری بر جا گذاشته است. این روند نشان میدهد تهران در پی ایجاد آسیب تصادفی نبوده، بلکه دنبال فلجکردن تدریجی توان عملیاتی دشمن در پایگاههای پیشرو بوده است.
نقشآفرینی پهپادها در خاورمیانه
قلب راهبرد ایران، ترکیب پهپادهای نسبتاً ارزان با موشکهای بالستیک و کروز است. پهپادها میتوانند بهصورت گروهی و از مسیرهای مختلف وارد فضا شوند؛ همچنین پدافند ناچار است بخشی از ذخایر رهگیرهای گرانقیمت خود را برای مقابله با آنها مصرف کند. سپس موشکهای بالستیک و کروز میتوانند از همان فضای ایجادشده برای رسیدن به اهداف مهمتر استفاده کنند. این روش که در ادبیات نظامی با عنوان «اشباع پدافند» شناخته میشود، یک معادله اقتصادی نامتوازن ایجاد میکند.
پهپاد ارزان در برابر رهگیر گران. هرچه تعداد اهداف و تهدیدها بیشتر باشد، فشار بر رادارها، مراکز فرماندهی، سامانههای رهگیری و ذخایر مهمات بیشتر میشود. تحلیل" اسرائیلدیفنس" نیز میگوید کمبود رهگیرها آسیبپذیری اهداف در خاورمیانه را افزایش داده و راهبرد ایران، که مبتنی بر پذیرش خسارت و تکیه بر تولید موشک و پهپاد است، مؤثر بوده است.
از منظر فرماندهی و کنترل، اهمیت این الگو فقط در تعداد شلیکها نیست. ایران با پراکندهسازی پرتابگرها، استفاده از پهپادهای با برد و سرعت متفاوت، و هدفگیری همزمان چند محور، پدافند را وادار میکند همزمان در چند جبهه تصمیم بگیرد. در چنین شرایطی، مسئله فقط آیا رهگیر داریم؟ نیست؛ مسئله این است که کدام هدف باید در اولویت رهگیری قرار گیرد و کدام لایه از پدافند در معرض فرسایش است.
کشورهای عربی خلیج فارس قربانی خواستههای امریکا
نقشه حملات نشان میدهد که جنگ از مرزهای ایران فراتر رفته است. کویت با بیشترین تعداد حملات مواجه بوده و پایگاهها یا تأسیسات مرتبط با آمریکا در بحرین، عراق، اردن، عمان، قطر، عربستان و امارات نیز هدف قرار گرفتهاند. این گستردگی، معنای راهبردی روشنی دارد. ایران نشان داده که میتواند از جغرافیای خلیج فارس بهعنوان بخشی از عمق عملیاتی خود استفاده کند. پایگاههای آمریکایی که پیشتر بهعنوان ابزار بازدارندگی واشنگتن در برابر تهران تلقی میشدند، اکنون خود به اهدافی تبدیل شدهاند که باید از آنها دفاع کرد.
برای کشورهای میزبان، این وضعیت پیامد سیاسی و امنیتی سنگینی دارد. آنها میان دو فشار قرار گرفتهاند؛ از یکسو میزبانی از نیروهای آمریکایی و حفظ روابط امنیتی با واشنگتن، و از سوی دیگر نگرانی از تبدیلشدن خاک خود به میدان نبرد. تحلیل «آتلانتیک کانسیل» نیز تأکید میکند که کاهش ذخایر موشکی آمریکا پیامدهایی برای متحدان و کشورهای منطقه در برابر تهدیدها دارد.
چالش اصلی آمریکا در سامانههای پدافندی
مهمترین نقطه ضعفی که این جنگ آشکار کرده، فشار بر ذخایر رهگیرهای پدافندی آمریکاست. براساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، ذخایر پاتریوت آمریکا از حدود ۲٬۳۳۰ فروند در آغاز جنگ به کمتر از ۸۵۰ فروند در پایان ژوئیه کاهش یافته است. ذخایر تاد نیز از ۴۵۲ به حدود ۲۵۰ فروند رسیده است. این کاهش فقط یک مساله حسابداری نظامی نیست. پاتریوت و تاد از مهمترین سامانههای پدافند موشکی آمریکا و متحدانش هستند و تقاضا برای آنها در اوکراین، اسرائیل و دیگر مناطق بحرانی بالا مانده است. گزارشهای منتشرشده میگویند بازسازی کامل این ذخایر ممکن است بین یک تا پنج سال زمان ببرد.
چالش آمریکا محدود به پایگاههای منطقهای نیست. اسرائیل نیز با فشار بر ذخایر رهگیرهای دوربرد و مهمات دقیق روبهرو بوده است. گزارشهایی که در جریان کشدارشدن جنگ منتشر شدهاند، از نزدیکشدن ذخایر رهگیرهای دوربرد و مهمات دقیق به سطح «فرسایش شدید» خبر دادهاند. برای تلآویو، مساله فقط دفاع برابر موشکهای بالستیک نیست. رژیم اسرائیل باید همزمان از خود در برابر پهپاد، موشک کروز، تهدیدهای دریایی و عملیات از فاصله دور محافظت کند. هرچه مدت جنگ بیشتر شود، فشار بر صنایع دفاعی، زنجیره تأمین و ذخایر عملیاتی بیشتر خواهد شد.
دست برتری ایران در تنگه هرمز و پهپادها
باید میان «برتری متعارف» و «توان بازدارندگی نامتقارن» تفاوت گذاشت. ایران در برخی حوزهها، از جمله برتری هوایی متعارف و توان رودررویی با نیروهای هوایی پیشرفته آمریکا و اسرائیل، با محدودیتهایی روبهروست. اما در حوزه موشک، پهپاد، پراکندهسازی تأسیسات، جنگ الکترونیک و تهدید تنگه هرمز، توانسته الگویی ایجاد کند که دشمن را مجبور به هزینهکردن سنگین میکند.
راهبرد ایران بر این اصل استوار است؛ دشمن را وادار کند برای دفاع از اهداف متعدد و پراکنده هزینه کند. هر پهپادی که رهگیری میشود، بخشی از ذخایر پدافند را مصرف میکند. هر رادار یا سامانه هشداری که آسیب میبیند، توان شناسایی تهدیدهای بعدی را کاهش میدهد. و هر پایگاهی که مجبور به تمرکز بیشتر بر دفاع میشود، توان عملیاتی کمتری برای حمله خواهد داشت. از این منظر، توان دفاعی ایران فقط در تعداد موشکها یا پهپادها خلاصه نمیشود. توانایی در طراحی الگوی حمله، انتخاب اهداف حساس، توزیع پرتابگرها، حفاظت از زیرساختها و ایجاد تهدید همزمان در چند محور، بخشی از همان توان است.
تنگه هرمز نیز بخش جداییناپذیر این معادله است. هرگونه اختلال در عبور نفتکشها و کشتیهای تجاری، فشار مستقیمی بر بازار انرژی، بیمه کشتیرانی، قیمتها و امنیت اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد میکند. گزارشهای اخیر از اصابت به نفتکشها و تلاش برای تدوین طرحی برای بازگشایی کامل تنگه هرمز حکایت دارند.
این نکته حائز اهمیت است؛ برای ایران، تنگه هرمز یک اهرم راهبردی است. کشوری که کنترل نسبی بر یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان دارد، میتواند هزینه جنگ را به اقتصاد جهانی منتقل کند. این اهرم لزوماً به معنای بستن کامل تنگه نیست؛ حتی تهدید به اختلال در عبور کشتیها میتواند نرخ بیمه را بالا ببرد، مسیرها را تغییر دهد و نگرانی بازارها را افزایش دهد.
خطای امریکا و اسرائیل در این جنگ چی بود؟
برای فرماندهان و برنامهریزان دفاعی، درس این جنگ روشن است. پدافند فقط خرید سامانه نیست. یک کشور ممکن است سامانههای پیشرفته داشته باشد، اما اگر رادارها، مراکز فرماندهی، پرتابگرها، ذخایر مهمات و شبکههای ارتباطی آن پراکنده و محافظتنشده باشند، در برابر حمله ترکیبی آسیبپذیر خواهند بود.
نخست، لایهبندی پدافند باید واقعی باشد؛ نه صرفاً چند سامانه رهگیر، بلکه ترکیبی از رادارهای پراکنده، جنگ الکترونیک، پدافند کوتاهبرد، پهپاد رهگیر، توپهای نقطهای و سامانههای موشکی. دوم، ذخایر مهمات باید متناسب با مدت جنگ برنامهریزی شود، نه فقط با چند روز عملیات. سوم، حفاظت از رادارها و مراکز فرماندهی باید در اولویت نخست قرار گیرد، چون آسیب به آنها توان کل سیستم را کاهش میدهد.
جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که خلیج فارس دیگر فقط محل استقرار پایگاههای آمریکایی نیست؛ خود به میدان نبرد تبدیل شده است. ایران با ترکیب موشک، پهپاد، حمله به رادارها و تهدید تنگه هرمز، توانسته هزینه جنگ را برای واشنگتن، تلآویو و کشورهای میزبان بالا ببرد. آمریکا و اسرائیل همچنان از برتری فناورانه و توان ضربتی برخوردارند، اما با چالشی جدی روبهرو هستند. فرسایش ذخایر رهگیر، فشار بر زنجیره تأمین و گسترش میدان نبرد به کشورهای متعدد. این نکته حائز اهمیت است، توان دفاعی ایران را نباید فقط با تعداد سلاحهای آن سنجید؛ باید با اثری سنجید که بر توازن راهبردی خلیج فارس گذاشته است.