اخبار محرمانه - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
با پیروزی چپگرایان در برزیل، راستهای افراطی اولین شکست خود را در سه انتخابات برزیل، رژیم صهیونیستی و آمریکا متحمل شدند. لولا داسیلوا ۸۱ساله رئیسجمهور کهنهکار و چپگرای برزیل موفق شد با کسب 51.18 آرا در دور دوم انتخابات به پیروزی برسد و فلاویو بولسونارو با 48.2 آرا ناکام ماند. این اتفاق در حالی رخ داد که در دور اول بولسونارو با ۴۷ درصد اول شد و داسیلوا ۴۴ درصد آرا را کسب کرد. برای دور دوم، بولسونارو بر اساس برخی نظرسنجیها تا ۲ درصد بیشتر از داسیلوا رأی داشت. همچنین روی کاغذ چند نامزد که در مجموع ۵ درصد آرای دور اول را کسب کرده بودند برای دور دوم از بولسونارو حمایت کردند. علیرغم این مسائل، داسیلوا و چپگرایان با اقداماتی مانند فتح مجدد خیابانهای برزیل و فعالیت شدید در شبکههای مجازی و متهمکردن رقیب به ارتباطات خارجی، کار بزرگی رقم زده و طی مدت دو هفته میلیونها رأی در فضای دوقطبی این کشور جذب کردند.
نکات
1. انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی و میاندورهای کنگره آمریکا مانع از دیدهشدن انتخابات برزیل میشد، اما در حقیقت، راستهای افراطی و ائتلاف آنها در غرب، نه دو بلکه سه انتخابات مهم نزدیک به هم را پیش روی خود داشت که تا امروز نتیجه یکی مشخص شده و یکی درحال برگزاری است. احتمالاً نتانیاهو و ترامپ قصد داشتند در صورت پیروزی بولسونارو این اتفاق را به یک جشن بزرگ در کارزار انتخاباتی خود تبدیل کنند، بهویژه آنکه نتانیاهو سخنانی با این رنگوبو طی روزهای اخیر گفته بود. نتانیاهو در این مسائل حتی از جام جهانی فوتبال نگذشت و طرف آرژانتین را در برابر اسپانیا گرفت، زیرا مادرید منتقد جدی وی بود، اما خاویر میلی افراطی، رئیسجمهور آرژانتین خود را صهیونیست مینامید. پیروزی بولسونارو میتوانست انرژی جدیدی به کارزارهای انتخاباتی نتانیاهو و ترامپ تزریق کند که این اتفاق رخ نداد. البته درباره میزان اثرگذاری این اتفاق تردیدهایی وجود داشت که به وضعیت نامناسب داخلی رژیم و آمریکا مرتبط بود.
2. با فشارهای آمریکا و ترامپ، دولتهای چپگرای آمریکای لاتین سقوط کرده، تحت محاصره، فشار و یا در حالت تسلیم نسبی قرار گرفته بودند. سقوط چپها در بولیوی، گردش مجدد به راست در کلمبیا و شیلی جزئی از این تحولات هستند. پیروزی داسیلوا باعث شده در برزیل و مکزیک دو کشور مهم آمریکای لاتین از نظر وسعت، جمعیت، منابع و اقتصاد همچنان در اختیار چپگرایان باشند. در کوبا و نیکاراگوئه چپگرایان پایداری خود را تحتفشار حفظ کرده و در ونزوئلا با وجود تسلیم نسبی، قدرت در دستان آنهاست. در کشورهای دیگر نیز چپگرایان بیرون از قدرت فعال باقی ماندهاند. در همین حال و در درون آمریکا، جناح چپ در حزب دمکرات به رهبری سناتور برنی سندرز تقویت شده و زهران ممدانی، یکی از رهبران این جناح در واقعهای جنجالی به سمت شهرداری نیویورک انتخاب شد. اگر در انتخابات میاندورهای، حزب دموکرات پیروزی کاملی در هر دو مجلس به دست آورد که قطعاً مرهون جناح چپ این حزب خواهد بود، چپگرایان در آمریکای لاتین نیز جنبوجوش بیشتری خواهند یافت.
3. چین تا ۹۴ درصد بازار عناصر نادر خاکی را تأمین میکند که شامل منابعی در داخل این کشور و فعالیت شرکتهای چینی در دیگر کشورها میشود. برزیل دارنده دومین عناصر نادر در جهان است که منابع توسعهنیافته آن معادل ۲۳ درصد عرضه کنونی جهان است. به همین دلیل برزیل یکی از اهداف آمریکا برای تسلط بود. واشنگتن روابط اقتصادی نمیخواهد، بلکه سلطهطلب است. چین با اعمال محدودیت بر عناصر کمیاب که در صنایع حساس هوانوردی و نظامی کاربرد دارند، باعث افزایش تا دوبرابری قیمت تعدادی از عناصر شده و هزینه ساخت تسلیحاتی پیشرفته برای غرب را بالا برده است؛ این اقدام پکن یک ترمز بزرگ در سیاست نظامیسازی غرب و متحدانش است. چینیها اخیراً محدودیتهای مهمی را علیه ژاپن به دلیل سیاست نظامیسازی وضع کردند. غرب برای شکستن انحصار چینیها کار سختی دارد. منابع عناصر نادر بیش از هرجا در خاک چین قرار دارند و در مواردی نیمی از ذخایر جهانی در این کشور است. از سویی، در دیگر نقاط جهان نیز پکن با ارتباطات قوی و قدیمی، بر منابع کنترل دارد. ازاینرو امید آمریکا حرکت به سمت توسعه منابع توسعهنیافته بود، زیرا آنچه تاکنون توسعه یافته تقریباً در اختیار پکن است. داسیلوا مخالف سرمایهگذاری و ارتباطات اقتصادی با آمریکا نیست، اما قطعاً تن به سلطه واشنگتن نمیدهد. در این صورت، حتی اگر شرکتهای آمریکایی برای سرمایهگذاری و برداشت منابع راهی برزیل شوند، قراردادها بهگونهای تنظیم خواهند شد که این منابع اهرم قدرت برازیلیا شوند. در این صورت برزیل همانند چین در برابر آمریکا دارای یک اهرم مؤثر خواهد شد.
4. نمیتوان ادعا کرد شکست راستهای افراطی در برزیل اثر دومینویی بر رژیم صهیونیستی و آمریکا دارد، زیرا از همان ابتدا وضعیت آنها در این دو مورد وخیمتر بود و شانسها در برزیل بالاتر ارزیابی میشد. بااینحال اگر آنها در برزیل در هم شکستند و در نیویورک نیز بهسهولت در برابر ممدانی خرد شدند، این یک ویژگی است که افراطیها همانطور که پیروزیهای خارقالعادهای رقم میزنند، شکستهای مهمی نیز میخوردند.
5. پایگاه اصلی چپگرایی در آمریکای لاتین کوباست. حتی در ونزوئلا، این کوباییها بودند که نبض امور را در دست داشتند و طی ربودن مادورو، ۲۳ محافظ کوبایی وی هم کشته شدند. ترامپ به همین دلیل خواهان یکسرهکردن کار کوباست. او وعده داده که در راه بازگشت از ایران این کار را انجام میدهد. بااینحال چنین کاری آسان نیست که ریشه در مسائل بسیاری دارد. نخست آنکه آمریکا با تمام قدرتش، محدودیتهایی در اقدام همزمان دارد. بهعنوانمثال در یکی از مقاطع اوج قدرت آمریکا در اوایل قرن بیستویکم، این کشور، افغانستان و عراق را اشغال کرد. در آن دوره طبق برخی پیشبینیها که درست از آب درآمدند، توان تهاجم سنگین واشنگتن 1.5 بود. آنها نیم توان خود را در افغانستان مشغول کردند که کشوری نیمبند از همه نظر بود و یک توان آن صرف اشغال و نگهداری عراق میشد. در نتیجه آمریکا توانی برای جنگ تمامعیار و ورود زمینی به ایران نداشت. به عبارتی دیگر وقتی آمریکا پس از افغانستان راهی عراق شد، ایران دریافت خطر تا حد زیادی رفع شده است. واشنگتن در جنگ ۴۰ روزه بخش دیگری از محدودیتهای خود را آشکار ساخت. برای حمله به ایران، علاوه بر نیروی هوایی، قوای هواییِ نیروی دریایی در ناوهای هواپیمابر و همچنین نیروی هوایی رژیم صهیونیستی به میدان فراخوانده شدند و البته همگی ناکام ماندند؛ این در حالی بود که دشمن همزمان با حمله به ایران از حمله به یمن خودداری کرد و نتوانست توان مؤثری به جبهه عراق و لبنان اختصاص دهد.
مجموع توان نیروی هوایی و دریایی آمریکا به همراه رژیم صهیونیستی تنها توانستند بر ایران تمرکز کنند و در کنار آن برای آتش از کروزها و بالستیکهای تاکتیکی نیز بهره بردند. این موارد نشاندهنده محدودیتهای دشمن است. از نظر توان دریایی برای محاصره، آمریکا پس از یکسرهکردن کار ونزوئلا به سمت ایران حرکت کرد و به دلیل ادامه بحران از اختصاص توان به کوبا در کنار گوش خود ناتوان است. در حفظ ستون خیمه چپگرایی در قاره آمریکا، ایران باتوجهبه مشغول نگاهداشتن و سرکوب بخشی از توان این کشور، نقش مهمی دارد. ضربات تجهیزاتی، روانی و حیثیتی به نیروی دریایی آمریکا ریسک اقدام مجدد برای آنها را بالاتر میبرد. هرچند برخی معتقدند احتمالاً ترامپ کوبا را نقطهای برای جبران شکست در ایران میداند و در صورت رهایی از آن، این پرونده را در دستور کار قرار خواهد داد.
6. راست افراطی یک ویژگی مهم دارد و آن هم نادیدهگرفتن آرا است. آنها در مواردی پس از یک پیروزی و کسب قدرت، آن را قبضه کرده و صندوق رأی را برانداختهاند، همانند نازیها در آلمان. در مواردی آنها با کسب بخشی از کرسیهای پارلمان، با راهپیمایی خیابانی و فشار، به طور کامل قدرت را قبضه کردهاند، مانند فاشیستها در ایتالیا. در نمونههایی این گروه پس از شکست تلاش کرده قدرت را تحویل ندهد که یکی از مصادیق آن حمله طرفداران ترامپ در ۶ ژانویه ۲۰۲۰ به ساختمان کنگره در حین برگزاری جلسه تأیید پیروزی بایدن در انتخابات بود که ناکام ماند. همچنین ژایر بولسونارو، رئیسجمهور اسبق برزیل در سال ۲۰۲۲ تلاش کرد اقدام مشابهی انجام دهد که شکست خورد. حالا پسر وی درصدد به چالش کشیدن انتخابات است و همطیفیهای جهانی وی نیز همپای او حرکت میکنند. ایلان ماسک، کارآفرین و ثروتمندترین فرد جهان نسبت به صحت آرا خدشه وارد کرده و یکی از وزرای نتانیاهو، برزیل را غیردموکراتیک توصیف کرده است.
7. نتانیاهو امیدوار بود برای حفظ قدرت خود و انطباق رژیم صهیونیستی با محیط آینده با چند قدرت نوظهور روابط راهبردی ایجاد کند. به طور غیرقابلانکاری، منافع چین و روسیه درحال قرارگرفتن در تقابل با راهبردهای سلطهجویانه رژیم صهیونیستی در منطقه است و تلآویو ضرباتی به منافع آنها وارد کرده است. در مقابل رژیم تمایل دارد با هند و برزیل روابط بهتری برقرار کند، چه اینکه با اروپا دچار چالش شده و نگران است در آمریکای پس از ترامپ توجه کافی دریافت نکند. تثبیت داسیلوا در برزیل، نتانیاهو را از توسعه یک رابطه راهبردی دیگر محروم کرد. رژیم فعلاً روابط راهبردی محدود به ترامپ و هند دارد. رابطه با هند به میزانی مهم است که نتانیاهو پس از آنکه جی دی ونس، معاون ترامپ اعلام کرد تلآویو باید محتاط باشد زیرا آمریکا تنها متحد باقی مانده برای آن در جهان است، بهسرعت به هند اشاره کرد. تقویت چپها نهتنها برزیل که احتمال دارد مجدداً آمریکای لاتین را از دایره روابط عمیق رژیم خارج کند. با تحولات کنونی تلآویو فضای مانوری در آمریکای لاتین یافته که به نظر میرسد بسیار شکننده است. مشکل رژیم آن است که بخش مهمی از یهودیان چپگرا و لیبرال که اکثریت یهودیان قاره آمریکا را تشکیل میدهند به دلایل جناحی و حقوق بشری مخالف نتانیاهو هستند.
8. یک عامل مهم در شکست بولسونارو در دور دوم که مورد اشاره داسیلوا قرار گرفت، متهم شدنش به پیروی از نیروهای خارجی بود. این امر باعث هراس مردم و توجه بیشتر به داسیلوا شد.