اخبار محرمانه - تسنیم /متن پیش رو در تسنیم منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست.
اکونومیست سال جاری را سالی وحشتناک برای ولیعهد عربستان توصیف کرده و نوشته 3 قمار او شکست خوردهاند.
گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، مجله «اکونومیست» در یک گزارش تحلیلی سال جاری را سال بحرانهای زنجیرهای و «سال وحشتناک» برای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، توصیف کرده است.
به نوشته این نشریه، در شرایطی که ولیعهد سعودی در اواخر ماه اکتبر خود را برای برگزاری همایش سالانه «ابتکار سرمایهگذاری آینده» — معروف به «داووس در صحرا» — و میزبانی از رهبران جهان و غولهای اقتصادی آماده میکرد، تصمیمی ناگهانی تمامی برنامههای او را برهم زد: لغو این رویداد بزرگ بینالمللی و تعویق آن به سال آینده.
بر اساس این گزارش، علت اصلی لغو این همایش، ناامنیهای بیسابقه در پایتخت عربستان است. حملات موشکی و پهپادی اخیر حوثیها (انصارالله) از یمن، فرودگاه بینالمللی ریاض را عملاً به تعطیلی کشانده و وقوع حملات مرگبار در پایتخت، بسیاری از دولتهای غربی را مجاب کرده است تا به شهروندان خود در مورد سفر به عربستان هشدار دهند.
این شرایط و نگرانی مدیران ارشد بینالمللی از هدف قرار گرفتن هتلها و محلهای برگزاری همایش، سازماندهندگان را مجبور به عقبنشینی کرد؛ تصمیمی که اکونومیست آن را نمادی واضح از بنبستهای پیدرپی ولیعهد سعودی میداند.
شکست همزمان قمارهای بزرگ ولیعهد
اکونومیست در ادامه تحلیل خود مینویسد که محمد بن سلمان حدود یک دهه پیش و در آغاز راه رسیدن به قدرت، روی سه پرونده بزرگ دست به قمار زد: پیروزی در جنگ یمن، بازطراحی و تحول ساختار اقتصادی عربستان، و تکیه بر دونالد ترامپ به عنوان یک متحد غیرقابلجایگزین. اما امروز تمام این سه قمار به طور همزمان با شکست یا بنبست مواجه شدهاند.
در پرونده یمن، اگرچه ریاض امیدوار بود آتشبس سال 2022 بتواند انصارالله را مهار کند، اما با کشیده شدن دامنه درگیریهای آمریکا و ایران به منطقه، این آتشبس فروپاشید. اکنون نیروهای انصارالله با پیشروی در یمن و حملات کوبنده به خاک عربستان، ریاض را میان سه گزینه تلخ گرفتار کردهاند: ورود مجدد به یک جنگ زمینی خونین، ادامه حملات هوایی کماثر یا تن دادن به توافقی که تسلط انصارالله بر یمن را رسمیت میبخشد.
این بحران نظامی، برنامه بلندپروازانه بن سلمان برای تحول اقتصادی (چشمانداز 2030) را نیز از مسیر خود خارج کرده است. اکونومیست اشاره میکند که سرمایهگذاری مستقیم خارجی در عربستان به تنها یکسوم هدف 100 میلیارد دلاری رسیده، پروژههای بزرگ تعطیل یا کوچک شدهاند و صندوق بینالمللی پول که پیشتر رشد 4 درصدی را برای اقتصاد عربستان پیشبینی کرده بود، اکنون از انقباض و رشد منفی 3.3 درصدی سخن میگوید.
از سوی دیگر، سیاست عربستان برای جلب نظر دونالد ترامپ از طریق سرمایهگذاریهای عظیم در آمریکا و تعاملات مالی با نزدیکان او نیز حاصلی جز ناامنی برای ریاض نداشته است. به نوشته اکونومیست، اقدامات و سیاستهای ترامپ در منطقه، عربستان را وارد یک درگیری ناخواسته کرده و پیامدهای آن امنیت پادشاهی را به خطر انداخته است.
ناپدید شدن بنسلمان از انظار عموم
یکی از نکات مورد توجه اکونومیست در این گزارش، غیبت محسوس محمد بن سلمان در پی تشدید بحران است. پس از حمله موشکی اخیر یمنیها به فرودگاه ریاض ولیعهد سعودی تا حد زیادی از انظار عمومی دور مانده و وظیفه سرکشی به قربانیان و ارائه پیامهای آرامشبخش به وزرای او واگذار شده است.
با این حال، اکونومیست به نقل از دیپلماتهای غربی در ریاض تأکید میکند که شایعات مربوط به «تهدید وجودی» برای حکومت بن سلمان اغراقآمیز است. ولیعهد عربستان نسبت به 7 یا 8 سال پیش، یعنی زمان بحران قتل جمال خاشقچی یا محاصره قطر بسیار قدرتمندتر شده، رقبای داخلی را بهطور کامل کنار زده و قدرت را یکپارچه کرده است؛ بهطوری که هیچ جریانی توانایی سازماندهی کودتا علیه او را ندارد.
چالشهای کنترلناپذیر
با این وجود، اکونومیست تمایز مهمی میان بحرانهای گذشته و امروز قائل میشود: بحرانهای اولیه ولیعهد خودساخته بودند و حل آنها برای او آسانتر بود، اما چالشهای امروز عمدتاً خارج از کنترل اوست. اگر درگیریها در منطقه پس از انتخابات میاندورهای آمریکا شدت یابد، عربستان که با کمبود سامانههای دفاع هوایی مواجه است و از سه جهت یعنی یمنیها از جنوب، گروههای مقاومت عراقی از شمال و ایران از سمت سرق آسیبپذیر خواهد بود.
در پایان، گزارش اکونومیست یادآور میشود که اگرچه محمد بن سلمان در دهه اول قدرت خود ظاهر جامعه سعودی را دگرگون کرد، اما ساختار اصلی کشور تغییر چندانی نکرده است؛ اقتصاد همچنان متکی به نفت است، ارتش برای حفظ رژیم طراحی شده نه جنگآوری واقعی و امنیت کشور به آمریکا وابسته است. اکونومیست نتیجهگیری میکند که آزمون واقعی ولیعهد سعودی در دهه دوم حکمرانیاش، دست زدن به اصلاحات زیربنایی و تغییر این شالودههای قدیمی خواهد بود، نه فقط اکتفا به تغییر نمای ظاهری کشور.