سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵
فرهنگی اجتماعی

رفتار جنون‌آمیز دانیال پورصباح با ترلان پروانه؛ منصورِ عاشق، محبوبه‌اش را به باد کتک و فحش گرفت!/ ویدئو

رفتار جنون‌آمیز دانیال پورصباح با ترلان پروانه؛ منصورِ عاشق، محبوبه‌اش را به باد کتک و فحش گرفت!/ ویدئو
اخبار محرمانه - قسمت جدید «بامداد خمار» با یکی از پرتنش‌ترین رویارویی‌های منصور و محبوبه همراه شد؛ جایی که اعتراف محبوبه به عشقش نسبت به ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - قسمت جدید «بامداد خمار» با یکی از پرتنش‌ترین رویارویی‌های منصور و محبوبه همراه شد؛ جایی که اعتراف محبوبه به عشقش نسبت به رحیم نجار، منصور را به‌شدت خشمگین کرد. اما نکته جنجالی اینجاست که در رمان اصلی «بامداد خمار»، منصور شخصیتی توصیف شده بود که آن‌قدر باشخصیت بود که حتی در اوج شکست عشقی، حاضر نبود دست روی یک زن بلند کند.

در قسمت جدید سریال «بامداد خمار»، رابطه منصور و محبوبه وارد مرحله‌ای تلخ و پرتنش شد. محبوبه که دیگر نمی‌خواست علاقه‌اش را پنهان کند، به منصور گفت که دوستش ندارد و دلش پیش رحیم نجار است؛ اعترافی که برای منصور به‌مثابه ضربه‌ای سنگین تمام شد.
منصور که تا پیش از این یکی از چهره‌های عاشق و دلباخته داستان بود، در برابر این اعتراف کنترل خود را از دست داد و محبوبه را تحت فشار قرار داد و با فریاد، فحش و ناسزا با او برخورد کرد. این صحنه، واکنش‌های زیادی را میان مخاطبان برانگیخته؛ به‌خصوص کسانی که رمان اصلی «بامداد خمار» را خوانده‌اند.
دلیل این واکنش‌ها به تفاوت قابل‌توجه میان تصویر منصور در سریال و کتاب برمی‌گردد. در روایت اصلی، منصور شخصیتی باوقارتر و باشخصیت‌تر ترسیم شده بود و حتی در شرایطی که از عشق محبوبه ضربه خورده بود، آن‌قدر برای شخصیت و جایگاه خودش اهمیت قائل بود که قرار نبود برای انتقام یا خشم، دست روی یک زن بلند کند.
حالا سریال با نمایش این روی خشن‌تر از منصور، تصویری متفاوت از این شخصیت پیش روی مخاطب گذاشته است؛ شخصیتی که عشق نافرجام و شنیدن نام رحیم نجار، او را به مرز عصبانیت رسانده و باعث شده رفتاری از او ببینیم که با تصویری که برخی خوانندگان از منصورِ رمان در ذهن داشتند، فاصله دارد.
خلاصه داستان بامداد خمار
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیت‌هایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت می‌شود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، هم‌زمان با سال‌های جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانواده‌ای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبه‌رو می‌شود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است. محبوبه همچنان چشم‌انتظار رحیم است و تصمیم‌های او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیش‌رو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیده‌تر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال می‌رسد یا بار دیگر تقدیر و اختلاف‌های طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.


نظرات شما