يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۵
مقاله

سرمقاله وطن امروز/ طرح مرزهای آتشین علیه ایران

سرمقاله وطن امروز/ طرح مرزهای آتشین علیه ایران
اخبار محرمانه - وطن امروز/ «طرح مرزهای آتشین علیه ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم رضا باقری‌پور است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: در میانه جنگی که ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - وطن امروز / «طرح مرزهای آتشین علیه ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم رضا باقری‌پور است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
در میانه جنگی که طی ماه‌های گذشته بخش عمده توجه افکار عمومی و محافل نظامی را به حملات هوایی، موشکی و تحولات جبهه‌های اصلی معطوف کرده، یک مساله مهم‌تر و کم‌سروصداتر در حال شکل‌گیری است؛ امنیت ایران فقط در نقاطی که مستقیما زیر آتش قرار دارند به چالش کشیده نمی‌شود، بلکه در حاشیه مرزهای کشور نیز مجموعه‌ای از تحرکات نظامی، امنیتی و هویتی در حال انباشته شدن است. هیچ‌یک از این تحولات به‌تنهایی برای اثبات وجود یک طرح هماهنگ علیه ایران کافی نیست اما کنار هم قرار گرفتن آنها، در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ فرسایشی و چندلایه است، نمی‌تواند صرفا به عنوان مجموعه‌ای از اتفاقات جدا از یکدیگر نادیده گرفته شود.
این موضوع حتی پیش از آغاز جنگ نیز در محاسبات مربوط به آینده مناقشه ایران و آمریکا وجود داشت. در روزهای نخست جنگ، مساله فعال شدن گروهک‌های تروریست قومی معاند در مناطق پیرامونی ایران به طور جدی در رسانه‌ها و محافل تحلیلی مطرح شد. مهم‌ترین مورد، گروهک‌های کرد مستقر در اقلیم شمال عراق بود. دونالد ترامپ 5 مارس در گفت‌وگو با رویترز به‌ صراحت از ایده ورود تروریست‌های کرد مستقر در عراق به داخل ایران حمایت کرد و گفت اگر آنها بخواهند علیه نیروهای امنیتی ایران عملیات کنند، از این اقدام استقبال می‌کند. همزمان رویترز گزارش داد گروه‌های کرد ایرانی درباره چگونگی و امکان حمله به نیروهای امنیتی ایران با طرف آمریکایی در تماسند. گزارش واشنگتن‌پست در همان مقطع حتی از تماس دولت ترامپ با رهبران تجزیه‌طلبان کرد و پیشنهاد حمایت هوایی و پشتیبانی لجستیکی برای تلاش گروهک‌های کرد جهت تصرف بخش‌هایی از غرب ایران خبر می‌داد. چند هفته بعد، رویترز گزارش داد این امیدها در نهایت محقق نشد و پیام‌های متناقض واشنگتن، فشار نظامی ایران و ملاحظات رهبران کرد عراقی مانع شکل‌گیری آن تهاجم شد. مرکز کارنگی نیز ماه ژوئیه نوشت طرح حمله گسترده کردها به ایران در جریان جنگ اجرا نشد، هر چند در همان دوره درگیری‌هایی میان گروهک‌های کرد و نیروهای ایرانی رخ داد.
اهمیت این تجربه در آن است که نشان می‌دهد ایده استفاده از شکاف‌های قومی و مرزی در یک جنگ بزرگ علیه ایران صرفا یک فرض انتزاعی نیست.
در روزهای آغاز جنگ، این گزینه واقعا در محاسبات برخی بازیگران مطرح بود. حتی درباره سایر گروه‌های قومی نیز گزارش‌هایی درباره تلاش برای فعال‌سازی ظرفیت‌های مخالف در مناطق پیرامونی ایران منتشر شد، اگرچه شواهد موجود درباره یک طرح منسجم برای ورود نیروی زمینی از شرق، به مراتب ضعیف‌تر و مبهم‌تر از پرونده گروهک‌های کرد در غرب کشور بود. البته اگر اصل مخفی‌کاری و پرهیز از ایجاد حساسیت را لحاظ کنیم، این یعنی باید به جبهه‌هایی که کمتر سروصدا داشته‌اند، بیشتر از جبهه‌های پرهیاهو یا لااقل به همان اندازه، مشکوک بود؛ به‌خصوص طرح حمله از شرق، بسیار با عملیات احتمالی تصرف جزایر و بنادر مجاور تنگه هرمز توسط آمریکا، همراستا و پوشش‌دهنده است.
جمهوری باکو؛ گاهی دیپلماسی خاویار و گاهی رزمایش
در چنین زمینه‌ای، رزمایش تازه جمهوری باکو، ترکیه و ازبکستان ارزش توجه ویژه پیدا می‌کند. وزارت دفاع باکو ۱۸ سپتامبر اعلام کرد رزمایش «قدرت اتحاد ۲۰۲۶» در 3 مرحله برگزار خواهد شد؛ در مرکز آموزشی قزلقایا در منطقه اقتصادی قره‌باغ، مرکز آموزشی قره‌باغلار در جمهوری خودمختار نخجوان و منطقه آموزشی بویوک زیره در بخش باکویی دریای خزر. این رزمایش تنها یک مانور نمادین نیست و طبق اعلام رسمی، نظامیان، تجهیزات رزمی، عناصر دریایی و هوایی و پهپادها در آن حضور خواهند داشت. هدف اعلام‌شده نیز افزایش آمادگی برای عملیات مشترک، ارتقای هماهنگی نیروها، استانداردسازی رویه‌های آموزشی و توسعه قابلیت‌های رزمی واحدهاست.
نکته مهم‌تر، موقعیت جغرافیایی این رزمایش است. برگزاری یکی از مراحل در نخجوان، در فاصله‌ مستقیم از مرز ایران، به این رزمایش بعد جغرافیایی متفاوتی می‌دهد. اگرچه هیچ اعلام رسمی مبنی بر ضدایرانی بودن این رزمایش وجود ندارد اما سابقه جمهوری باکو نسبت به ایران روشن است. این کشور مستقل شده، طی جنگ 12 روزه و نبرد رمضان، بارها روی مرزهای حساسیت ایران قدم گذاشت. در تحلیل راهبردی، مکان برگزاری یک رزمایش نیز بخشی از پیام آن است. وقتی رزمایشی با مشارکت نیروهای چند کشور، با عناصر زمینی، هوایی، دریایی و پهپادی و با تأکید بر عملیات مشترک در نقطه‌ای مانند نخجوان برگزار می‌شود، طبیعی است نهادهای امنیتی کشور همسایه آن را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که روابط نظامی باکو - آنکارا طی سال‌های اخیر از سطح همکاری نمادین عبور کرده و به سمت افزایش قابلیت همکاری عملیاتی حرکت کرده است.
اتفاقا روند تحولات سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد این همکاری نظامی در حال ادامه و تعمیق است. مارس امسال، فرمانده نیروی زمینی ترکیه در سفر به نخجوان اعلام کرد ترکیه بر اساس مفاد بیانیه شوشا آماده ارائه کمک نظامی به جمهوری باکو است و در همان سفر درباره برنامه‌ریزی رزمایش‌های مشترک و تبادل تجربه گفت‌وگو شد. چند ماه بعد نیز رزمایش هوایی «TurAz Qartalı-2026» برگزار شد که در آن، علاوه بر پروازهای مشترک، تمرین‌های مرتبط با کشف اهداف، هماهنگی مرکز مشترک عملیات هوایی و جنگ الکترونیک انجام شد. بنابراین رزمایش فعلی را باید بخشی از یک روند مستمر افزایش قابلیت همکاری نظامی ترکیه و جمهوری باکو دید، نه حادثه‌ای کاملا منفرد. بیش از این همکاری، همکاری باکو با تل‌آویو مورد توجه تحلیلگران است. گویی باکو در سیاست خارجی خود ماموریتی جز همکاری با منابع تهدید علیه ایران دنبال نمی‌کند.
در عین حال، یک نکته ظریف در مورد رزمایش «قدرت اتحاد» وجود دارد که به تحلیل آن عمق بیشتری می‌دهد. در کنفرانس برنامه‌ریزی این رزمایش در ۱۷ ژوئیه، نمایندگان جمهوری باکو، ترکیه، ایران، قرقیزستان، پاکستان و ازبکستان حضور داشتند اما در اعلام رسمی ۱۸ سپتامبر، شرکت‌کنندگان رزمایش به جمهوری باکو، ترکیه و ازبکستان محدود شدند. بنابراین نمی‌توان گفت ایران اساسا از روند طراحی این رزمایش کنار گذاشته شده بود؛ ایران در مرحله برنامه‌ریزی حضور داشت. با این حال، شکل نهایی مانور، عملا یک آرایش سه‌جانبه متفاوت را نشان می‌دهد که از نظر سیاسی و نظامی قابل توجه است.
در اینجا مساله اصلی نه «نیت قطعی» بلکه «ظرفیت بالقوه» است. برای یک کشور در شرایط جنگ، تفاوت بزرگی میان دشمنی بالفعل و ایجاد ظرفیت بالقوه پیرامون مرز وجود ندارد، چرا که برنامه‌ریزی دفاعی دقیقا برای سناریوهایی انجام می‌شود که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند. تجربه ماه‌های نخست جنگ نیز نشان داد یکی از نگرانی‌های واقعی، انتقال بخشی از فشار نظامی از آسمان به زمین و فعال شدن گروهک‌های تروریست مستقر پیرامون مرزهای ایران بود. از این زاویه، هر روندی که قابلیت همکاری نظامی، تحرک نیروها و هماهنگی عملیاتی در مجاورت مرزهای ایران را افزایش دهد، به طور طبیعی باید در سطح راهبردی رصد شود؛ حتی اگر هنوز نتوان آن را به یک سناریوی خصمانه مشخص منتسب کرد.
در شرق کشور نیز نشانه‌های دیگری وجود دارد که نمی‌توان آنها را بی‌اهمیت تلقی کرد. استان سیستان‌ و بلوچستان در هفته‌های اخیر بار دیگر شاهد مجموعه‌ای از حوادث امنیتی و ترورهای حساس بوده است. ۲۰ ژوئیه، مولوی محمد انور ریگی، امام جمعه اهل سنت شهر مرزی میرجاوه به دست افراد مسلح ناشناس کشته شد. رویترز گزارش داد این استان، با جمعیت قابل توجه بلوچ سنی، سابقه طولانی درگیری میان نیروهای امنیتی و گروهک‌های بنیادگرا یا قومی مسلح را دارد و مقام‌های محلی در آن مقطع هشدار دادند چنین حملاتی می‌تواند با هدف تشدید شکاف‌های فرقه‌ای باشد. این حادثه در ماه سپتامبر نیز تکرار شد. مولوی یوسف گرگیج، روحانی سنی در زاهدان، اواسط سپتامبر توسط افراد مسلح ناشناس به قتل رسید. تا زمان انتشار گزارش رویترز، هیچ گروهی مسؤولیت این ترور را بر عهده نگرفته بود. در همان حوالی زمانی، نیروهای حافظ امنیت کشور نیز با یک گروهک تروریست تجزیه‌طلب بلوچ در منطقه سراوان درگیر شدند. درباره تعداد تلفات گزارش‌شده میان طرف‌های مختلف اختلاف وجود داشت اما اصل درگیری و تداوم فعالیت گروهک‌های مسلح بلوچ در این منطقه مورد توجه گزارش‌های تحلیلی قرار گرفته است. اهمیت این حوادث فقط در ماهیت تروریستی یا امنیتی آنها خلاصه نمی‌شود، مساله مهم‌تر، ظرفیت «شکاف‌سازی هویتی» در مناطق مرزی است. ترور یک چهره مذهبی سنی در منطقه‌ای که همزمان دارای سابقه فعالیت گروهک‌های مسلح قومی و مذهبی، فقر ساختاری و مرزهای طولانی و پیچیده است، می‌تواند فراتر از یک عملیات محدود امنیتی، بر احساس امنیت اجتماعی و اعتماد میان جامعه محلی و ساختار سیاسی اثر بگذارد.
همگرایی بالقوه ظرفیت‌های تهدید
آنچه امروز در شمال‌ غرب و جنوب‌ شرق ایران دیده می‌شود، الزاما یک «جبهه جدید» نیست اما می‌تواند نشانه شکل‌گیری شرایطی باشد که در یک بحران طولانی‌مدت، به جبهه تبدیل شود. از یک سو، تجربه ماه‌های نخست جنگ نشان داد سناریوی ورود گروهک‌های مسلح کرد از مرز عراق تا چه اندازه جدی تلقی شده بود؛ از سوی دیگر، در شرق کشور نیز استمرار فعالیت گروهک‌های مسلح و ترور چهره‌های مذهبی نشان می‌دهد ظرفیت ناامنی در مناطق مرزی همچنان زنده است. در همین زمان، رزمایشی چندملیتی در نخجوان و سایر نقاط جمهوری باکو در حال برگزاری است که سطح هماهنگی نظامی میان برخی بازیگران منطقه‌ را افزایش می‌دهد.
مساله بنابراین نه به عنوان مثال بزرگنمایی رزمایش باکو و ترکیه است و نه بی‌اعتنا ماندن به آن. پرسش درست این است: در صورت ادامه جنگ و افزایش فشار خارجی، آیا حاشیه‌های مرزی ایران می‌توانند از «نقاط جداگانه آسیب‌پذیری» به «مجموعه‌ای از جبهه‌های مکمل» تبدیل شوند؟ گزارش‌های مربوط به گفت‌وگوهای آمریکا با گروه‌های کرد ایرانی، استمرار درگیری‌های مسلحانه در سراوان و اکنون رزمایش چندلایه باکو، ترکیه و ازبکستان در قره‌باغ، نخجوان و خزر، دست‌کم ایجاب می‌کند این پرسش در سطح راهبردی جدی گرفته شود. اگر به دنبال امنیت پایداریم، فراتر از نابودی تهدید، باید به نابودی ظرفیت‌های خلق تهدید بیندیشیم.


نظرات شما