اخبار محرمانه - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست.
حمله هوایی 22 تیرماه (13 جولای 2026) دولت عربستان به فرودگاه صنعا، پایتخت یمن باعث آغاز دوری دیگر از درگیریهای پیوسته و سنگین میان این دو شد. این حمله به دلیل فرود یک هواپیمای ایرانی انجام شد که حامل هیئت یمنی حاضر در مراسم تشییع و بزرگداشت شهید آیتالله سیدعلی خامنهای بود. یمن پس از تجاوز هوایی در پرواز رفت این هیئت، تهدید کرده بود در صورت تکرار چنین اقدامی، یک نبرد در انتظار سعودی خواهد بود. دور پیشین درگیریها مربوط به جنگ سال 2015 تا 2022 است که در نهایت با تشدید حملات یمن به عربستان و امارات و حمله به پایگاه الظفره، محل حضور سربازان آمریکایی، پس از هشت سال پایان یافت.
یمن میگوید عربستان محاصرهای دریایی و هوایی بر این کشور تحمیل کرده و صنعا نیز برای ازبینرفتن این وضعیت، متقابلاً سعودی را محاصره دریایی کرده و به فرودگاههای آن حمله میکند. یمن اعلام کرده به هر کشتی که مبدأ یا مقصدش سواحل عربستان در دریای سرخ باشد، در آبهای مقابل سواحل خود حمله میکند. دیگر اهداف شامل بنادر، فرودگاهها و تأسیسات انرژی هستند. ریاض برای مقابله با مقاومت یمن، تلاش میکند خود با نیروی هوایی حمله کند و روی زمین از مزدوران داخلی بهره گیرد. یمن امروز تقریباً به دو بخش تبدیل شده؛ شمال که در اختیار انصارالله قرار دارد و جنوب که محل حضور انواعواقسام گروههای موردحمایت عربستان و امارات است.
چهارچوب کلان و جزئیات درگیری
1- نژاد عرب به دو شاخه تقسیم میشود؛ اعراب شمالی که به آنها عدنانی میگویند و اعراب جنوبی که قطحانی و یمنی نیز نامیده میشوند. یمن موطن و جغرافیای اصلی اعراب جنوبی است. اعرابی که پیش و پس از اسلام به دیگر نقاط شبه جزیره و مناطق دیگر سفر کردهاند، شامل این دستهبندیها میشوند. شاید این تقسیمبندی در برخی منازعات کنونی وجود نداشته باشند؛ اما هنگامی که از رقابت یمن و عربستان صحبت میشود نمیتوان آن را نادیده گرفت. یمنیها موضعی در برابر عربستان دارند که این در سایه تنشهای داخلی و تزریق پول، باعث شده ریاض بتواند مزدورانی را در این کشور به خدمت گیرد.
2- با ورود نیروهای انصارالله به صنعا در شمال یمن، انصارالله و حزب کنگره ملی متحد بودند و نیرویی سومی وجود نداشت. حزب کنگره یکپارچه به رهبری علی عبدالله صالح، رئیس جمهور سابق تبدیل به متحد سیاسی و نظامی مقاومت شده بود. پس از هماهنگی صالح با دشمن و تلاش برای فرار از صنعا که به کشته شدن او منجر شد، مواضع حزب تغییر کرد. نقش عبدالعزیز بن حبتور، نخستوزیر در اینجا مهم بود. او در زمانی که منصور هادی از صنعا گریخت و به عدن رفت، استاندار آنجا بود و از هادی استقبال کرد؛ اما در ادامه به انصارالله پیوست و از سال 2016 تا 2024 نخستوزیر بود. با وجود این لایه سیاسی نمادین، عملاً جریانات سیاسی در اختیار انصارالله است. شمال تنها انصارالله است بدون آنکه نیرویی خارجی وجود داشته باشد. در این میان وجود مستشاران محور مقاومت به معنای حضور نیروی خارجی نیست.
در جنوب وضعیت پیچیدگی زیادی داشته و قدرت بسیار پراکنده است. نیروهای عربستانی و مزدوران خارجی اماراتی به طور مستقیم در جنوب حضور دارند و هرکدام از چندین گروه حمایت میکنند. این گروهها نیز حالتهای متنوعی از نظر ایدئولوژیک و ساماندهی دارند و نمیتوان حتی بهصورت جداگانه، آنها را یک ارتش تلقی کرد.
3- عربستان در ظاهر به دنبال تجزیه یمن نبود؛ اما امارات قصد داشت با تجزیه این کشور، بهتر بر آن مسلط شود. مناطق مدنظر امارات، مناطق ساحلی و تجارت دریایی بود. در مقابل، سعودی قصد داشت با سلطه بر شرق، ضمن در اختیار گرفتن منابع انرژی، از آن مسیر به اقیانوس هند راه یافته و بتواند از محدودیتهای دو تنگه هرمز و بابالمندب رها شود.
4- شمال ترکیبی از کوهستان، قبایل متعصب، تراکم جمعیت و نزدیکی شهرها و روستاهای بزرگ به یکدیگر است که هرگونه پیش روی نظامی را دشوار میسازند؛ اما در جنوب و شرق هر چهار ویژگی ضعیف میشوند و این به معنای آسانتر بودن پیش روی در جنوب نسبت به شمال است.
5- وضعیت منطقه به گونهای نیست که یکطرف بتواند بهتنهایی وارد جنگ شود. آمریکا از همان ابتدای 7 اکتبر برای حمایت از رژیم صهیونیستی وارد عمل شد و کماندوهایش در غزه عملیات کردند. در نهایت در دو جنگ 12 روزه و 40 روزه آمریکا وارد جنگ با ایران شد. در غزه، تمام اضلاع مقاومت برای حمایت از آن به سمت رژیم صهیونیستی شلیک کردند. در جنگ 66 روزه 2024 لبنان، ایران عملیات وعده صادق-2 را اجرا کرد. این روند حکایت از آن دارد که در جنگی که میان عربستان و یمن درگرفته است، دیگر بازیگران به مرور وارد ماجرا میشوند.
6- سؤال مهم آن است که ارتش یمن به شمال یا جنوب به ارث رسیده است؟ اساس یمن شمال است یا جنوب؟ به طور مشخص پایتخت اصلی و تاریخی یمن در اختیار انصارالله قرار دارد و چهار پنجم جمعیت در محدوده تحت کنترل آن است. ارتش نیز به این جریان به ارث رسیده است. شمال که در اختیار انصارالله قرار دارد اساس کشور را در اختیار دارند؛ اما جنوب، بسیار پراکنده و ناتوان است.
7- برای جنگیدن جنوبیها علیه شمال، وضعیت نسبت به دور قبلی درگیریها که از سال 2015 تا 2022 طول کشید، تغییر کرده است. در آن دوره، کشور روی خط اختلافات داخلی بود، اما صحنهبندی کنونی متأثر از وقایع طوفان الاقصی است. بخشی از جریانات جنوب، نسبت به جنگ دچار تحول نگاه شدهاند. با آغاز جنگ طوفان الاقصی، در سوریه و یمن، شورشیان از عملیات علیه دولتهای مرکزی که در مناسبات جنگ بودند خودداری کردند؛ اما در سوریه این در نهایت با خیانت شورشیان و سقوط دولت منجر شد. با این حال در یمن وضعیت تا حدودی متفاوت است. از یکسو دولت به طور مستقیم در اختیار مقاومت قرار دارد و متحد تاکتیکی آن نیست و استحکام بالایی دارد و از سوی دیگر، جریانات قدرتمند حامی فلسطین در جنوب یافت میشوند.
8- قویترین نیروها از نظر رزمی، نیروهای طارق صالح در ساحل غربیاند که از عناصر گارد ریاست جمهوری و امنیتی دوره علی عبدالله صالح تشکیل شدهاند. این نیروها مورد حمایت امارات قرار دارند و در اواخر جنگ پیشین، موفق شدند ضمن تصرف بندر المخا، در استان ساحلی الحدیده پیشروی کرده و خود را به حومه شهر الحدیده برسانند. محور مقاومت به همین دلیل، این محور را مرکز عملیات خود قرار داده است. محور میداند دشمن تلاش خواهد کرد با تصرف ساحل الحدیده، صنعا را از ساحل و ارتباطات دریایی محروم کند.
9- احزاب و گروههای جنوب، بیشتر شکل شبکهای و اتحادیهای داشتند و در آنها خبری از انسجام نیست. این عدم انسجام باعث شده تا آنها ظرفیت کاملی برای تجهیز نداشته باشند. قاعدتاً عربستان و امارات به منابع مالی و سلاحهای بیشتری دسترسی دارند؛ اما دولت مرکزی در صنعا نیروهای مجهزتری دارد. ریاض و ابوظبی محدودیتی در ارسال سلاح ندارند؛ اما ارتشی در جنوب وجود ندارد تا قادر به انبار و فراگیری تاکتیکهای رزمی برای استفاده از آنها باشد و بیم این قضیه میرود که چنین گروههایی با دریافت سلاح، آنها را در بازار به فروش بگذارند.