اخبار محرمانه - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| نبرد دوهفتهای پیوسته میان ایران و آمریکا فعلاً با گسست مواجه شده است. از ۹ اسفند تاکنون سه شکل مواجهه میان دو کشور صورت گرفته است؛ جنگ در قالب جنگ ۴۰ روزه، زد و خوردهای پراکنده در مدت آتشبس و حالا شکل سومی که در آن زدوخوردها بهصورت پیوسته صورت میگیرند. این نبرد دوهفتهای بر سر ایجاد کریدور جنوبی در سمت عمانی تنگه هرمز درگرفت که در نهایت دشمن قادر به حفظ آن و ازبینبردن کنترل ایران نشد. در مقابل شگفتیهای دیگری هم در این نبرد بروز کردند؛ پیگیری سیاست پیشین ایران در انهدام لایههای پدافندی، ضربه به محل دپو مهمات ارسال شده، گسترش محاصره دریایی دشمن و منطقهای کردن مجدد زد و خوردها از این جملهاند.
آرایش نظامی منطقه
در این بخش به آرایش نظامی آمریکا در منطقه و تحولات مرتبط با آن پرداخته شده است.
1- با انسداد تنگه هرمز انتقال تدارکات نظامی از یا به بنادر خلیجفارس غیرممکن شد. بندر الفجیره امارات که تنگه را دور میزد با حمله، تهدید و محاصره از کار افتاد و بلای مشابهی بر سر بنادر عمان آمد. ازاینرو دشمن به جای ارسال تدارکات از بنادر شرق منطقه، بنادر غرب منطقه در مدیترانه و دریای سرخ را برگزید. حمله ایران به بندر عقبه اردن و اعلام محاصره دریایی یمن علیه عربستان که بنادر ینبع، جده و جیزان در دریای مدیترانه را شامل میشود، به این مسیر نیز ضربه زد. از آنجا که ارسال عمده تدارکات از مسیر دریا صورت میگیرد، طرح آمریکا برای گسیل تجهیزات به منطقه با اشکالاتی روبهرو شد.
2- هواپیماهای ترابری نظامی و غیرنظامی سنگین بین ۵۰ تا ۱۰۰ تن بار حمل میکنند. در مقابل اگر مسیرها باز بود کشتیهای مناسب حمل خودرو که «رو رو» نامیده میشوند بالای ۱۰ هزار تن و کشتیهای کانتینری به طور متوسط ۲۵ تا ۴۰ هزار تن بار را حمل میکردند. این اعداد ۱۰۰ تا ۸۰۰ برابر بار قابلحمل توسط هواپیماهای ترابری سنگین است. حملونقل دریایی نهتنها در شرایط برابر ۱۰ تا ۲۰ برابر ارزانتر است که در حمل بار انعطاف دارد؛ اما بارگیری هوایی برخی تجهیزات آسان نیست. این مسائل حکایت دارد که مقاومت چگونه عرصه را بر دشمن برای ترمیم خسارتها و ارسال تجهیزات تنگ کرده است. این به معنای عدم تجهیز یا ارسال ادوات در حجم بالا نیست؛ اما آنچه منتقل شده نسبت به آنچه میشد منتقل شود، بهمراتب کمتر است.
3- با واردآمدن آسیب جدی به پایگاههای هوایی خلیجفارس، آمریکا هواگردهای خود را به اردن و فلسطین اشغالی اعزام کرد. بهزعم آمریکا انتقال آنها به دوردست امکان حمله ایران را دشوارتر میکرد؛ اما حملات پرحجم با موشکهای دقیق این برداشت را زایل کرد.
4- آمریکا در حال بازآرایی سیستمهای پدافندی خود در منطقه با دکترین پدافندی جدید رژیم صهیونیستی است. با کاهش ذخایر موشکهای رهگیر و انهدام رادارهای بزرگ در منطقه، رژیم صهیونیستی که در برابر هر موشک ایران تعداد زیادی موشک رهگیر پرتاب میکرد، به سمت دقت در شلیک رفت تا این تعداد کاهش یابد. در خصوص رادارها رژیم، اتصال دادهای زنجیرهای از رادارهای کوچک و بهرهگیری بیشتر از ماهوارهها را بهعنوان پوشش ضعف پیش آمده، برگزید.
تلاش برای کاهش شلیک و روشهای پوششی شناسایی ریسک را بالا میبرد که در افزایش اصابتها آشکار شد. در درگیریهای اخیر موشکهای رهگیر امارات و قطر دستنخورده باقی ماندند، رژیم چند شلیک محدود در برابر حمله به عقبه داشت؛ اما در اردن و کویت مصرف بالا بود. عربستان نیز از سمت یمن تحتفشار قرار گرفت. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) شدیدترین کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا را به موشکهای رهگیر مربوط میداند بهطوری که تخمین زده میشود ۱۹۰ تا ۲۹۰ از ۳۶۰ رهگیر THAAD (تا ۸۰ درصد)، ۱۳۰ تا ۲۵۰ از ۴۱۰ رهگیر SM-3 (بیش از نیمی) و ۱۰۶۰ تا ۱۴۳۰ از ۲۳۳۰ رهگیر پاتریوت (تا ۶۱ درصد) مصرف شدهاند.
علاوه بر ازبینرفتن ذخایر رهگیرها و انهدام رادارها، تغییر مداوم تاکتیکهای حمله ایران، ارتقای موشکها و فرسایش تجهیزات آمریکا دیگر دلایل تضعیف پدافند دشمن هستند.
5- با تضعیف پایگاههای خلیجفارس، آمریکا بلافاصله پس از پایان جنگ دست به تقویت قوای دریایی خود در دریای عمان زد؛ اهداف شامل امتحان شانس برای عبوردادن کشتیها از تنگه با اسکورت و اعمال محاصره دریایی بود؛ اما یک هدف کلان، جبران ضعیف قدرت آتش در خلیجفارس بهحساب میآمد. بااینحال جناح دریای عمان به دلیل ضعفها به ضلع اصلی حملات تبدیل نشد. دشمن اعتقاد داشت به دلیل محدودیت برد رادارها در دریا و ثابت نبودن ناوها، حمله به آنها بسیار دشوار است. این یک نقطه قوت بود؛ اما معضلات مهمی وجود داشتند؛ نخست آنکه زیردریاییها و ناوها برای حملات عمقی به موشکهای کروز نیاز دارند که ذخایر آنها تحتفشار قرار گرفته است. دومین مسئله نیاز به بنادر پشتیبانی بود که ایران آنها را در عمان هدف قرار داد. سومین عامل آن بود که گرچه ناو نسبت به پایگاه زمینی در قدرت تحرک و فرار از شناسایی مزیت دارد، اما با شلیکهای مداوم تجهیزات و نفرات در معرض فرسایش قرار میگیرند. محدودیت چهارم واگذاری وظیفه محاصره به آنهاست که ناوگان آمریکا نمیتوانست همزمان با تهاجم آن را اجرایی کند.
6- دشمن به سمت استفاده از راکت زمینبهزمین علیه ایران حرکت کرده است. راکتهای هایمارس پس از جنگ اوکراین برای تأمین نیازهای این کشور با افزایش تولید روبهرو شدند و واشنگتن بر همین اساس در پی استفاده از ظرفیت آنهاست. دلایل دیگر شامل انتقال جنگندهها به پایگاههای دورتر در شام، مصرف مهمات هواپایه دقیق و کروزها در جنگ و امکان رهگیری پرتابههای هوایی کمسرعت است. ایران گرچه در رهگیری جنگنده و بمبافکن مشکلاتی دارد؛ اما در قبال پهپادهای شناسایی - رزمی، انتحاری و موشکهای کروز عملکرد قابلقبولی داشته است. استفاده شدید از مهمات دقیق هواپرتاب بازدارندگی آمریکا در دیگر جبههها را با چالش مواجه کرده است. در گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) آمده آمریکا در جریان جنگ با ایران حدود ۳۷۱۰ تا ۴۵۱۰ فروند از مهمات کلیدی هدایتشونده دقیق را مصرف کرده که این رقم معادل حدود ۳۱ تا ۳۸ درصد از ذخایر تخمینی این تسلیحات پیش از آغاز جنگ برآورد میشود.
7- عدم توفیق در جنگ، به بنبست خوردن توان هوایی، تضعیف پایگاهها و مهمات هوایی به همراه فرسایش جنگندهها، آمریکا را به سمت استفاده از گزینههای دیگر برای کسب موفقیت و مجبور کردن ایران به قبول شرایطش سوق داده است. در جنگ ۱۲ روزه نیروی هوایی دشمن علیه ایران به کار رفت و در جنگ ۴۰ روزه علاوه بر نیروی هوایی، نیروی دریایی وارد معادله شد؛ اما تاکنون نیروی زمینی بیرون از دایره مانده است.
در جنگ ۱۲ روزه شواهدی از احتمال حمله زمینی دستهجات تروریستی از سمت اقلیم کردستان وجود داشت. در جنگ ۴۰ روزه این شواهد به تهدید علنی تبدیل شد و دشمن با پول و سلاح، تلاش کرده بود ضمن ایجاد اتحاد میان گروههای مختلف، هزاران نیرو برای حمله زمینی از اقلیم فراهم آورد. این گزینه در جنگ ۴۰ روزه اجرایی نشد. مخالفت ترکیه، نگرانی دولت مرکزی عراق و احزاب رسمی اقلیم به همراه حملات و تهدیدات ایران و گروههای مقاومت عراق مانع از اجرای این حرکت شد. در این میان یک عامل قوی وجود داشت. تروریستها خود را آماده کرده بودند در صورت موفقیت عملیات آمریکا و بروز شورش و بیثباتی داخلی حمله خود را برای برداشت پیروزی آغاز کنند؛ اما قضایا شکل متفاوتی به خود گرفت. با پایداری ایران و حفظ انسجام داخلی شرایط حمله مهیا نشد و پس از مدتی فشارهای آمریکا به تروریستها افزایش یافت؛ زیرا آنها به حمله از سمت اقلیم برای جلوگیری از شکست نیاز داشتند. در این وضعیت تروریستها فهمیدند دیگر قرار نیست برای برداشت محصول پیروزی حمله کنند؛ بلکه باید دست به عملیات انتحاری بزنند تا آمریکا شکست نخورد.