اخبار محرمانه - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
اختلافات جدید ایران و آمریکا بر سر مدیریت تنگه هرمز، “سیدعباس عراقچی”، وزیر امور خارجه ایران را رهسپار عمان کرد. “سازندگی” به بررسی سه سناریوی پیشروی این تنگه استراتژیک پرداخته است
ابوالفضل خدایی| صبح خلیجفارس دیگر شبیه روزهای قبل نیست. نفتکشهایی که از چندی پیش با آغاز تفاهم ایران و آمریکا بدون دغدغه از تنگه عبور میکردند حالا یا پشت دروازه تنگه هرمز متوقف شدهاند یا مسیرهای جایگزین را جستوجو میکنند. سکوت نسبی این گذرگاه استراتژیک بیش از آنکه از آرامش خبر دهد، نشانه بازگشت بحرانی است که دوباره روابط ایران و آمریکا را به نقطه انفجار نزدیک کرده است. گزارش خبرگزاری رویترز نشان میدهد که همزمان با از سرگیری حملات هوایی آمریکا علیه ایران و افزایش احتمال واکنش تهران در خلیجفارس، تردد نفتکشها از تنگه هرمز تقریباً متوقف شده است. منابع صنعت بیمه نیز از توصیه برخی شرکتهای بیمهگر برای تعلیق موقت عبور کشتیها از این مسیر خبر دادهاند؛ توصیهای که با افزایش چشمگیر حق بیمه جنگ همراه شده و در برخی موارد هزینه بیمه را تا پنج درصد ارزش کشتی بالا برده است.
این تحولات تنها یک بحران کشتیرانی نیست؛ بلکه پرده از واقعیتی مهم برمیدارد. تفاهم ایران و آمریکا که در ۲۸ خرداد حاصل شد، هرگز نتوانست اصلیترین گره اختلاف میان دو کشور را باز کند. اگر دو دهه گذشته پرونده هستهای محور اختلافات و مذاکرات بود امروز تنگه هرمز به میدان اصلی رویارویی ایران و غرب تبدیل شده است؛ جایی که امنیت انرژی جهان، قدرت بازدارندگی ایران و راهبرد منطقهای آمریکا به یکدیگر گره خوردهاند. در همین شرایط سفر سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به عمان بار دیگر نگاهها را متوجه مسقط کرده است. آیا ایران پیام مهمی را برای عمان دارد؟ همزمان رسانههای آمریکایی از احتمال آغاز دور تازه مذاکرات خبر میدهند. شبکه انبیسی نیوز به نقل از یک مقام آمریکایی مدعی شده که هیأتهای دو کشور روز شنبه گفتوگوهای خود را در عمان از سر خواهند گرفت و این بار تهران برای حل برخی اختلافات پیشقدم شده است.
با این حال همان مقام هشدار داده که هرگونه اقدام خصمانه جدید از سوی ایران با پاسخ آمریکا روبهرو خواهد شد. همزمان با سفر عراقچی، انتظار میرود که هیأتی از آمریکا به ریاست جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا و با حضور مارکو روبیو وزیر امور خارجه، استیو ویتکاف فرستاده ویژه آمریکا و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ روز شنبه گفتوگوها را در عمان ادامه دهند. در روزهای اخیر کشورهایی چون پاکستان و قطر نیز بهدنبال نجات تفاهم اخیر ایران و آمریکا هستند. اقدامی که با سفر هیأت قطری به ایران نیز جریان گرفت. همزمان خبرگزاری رسمی عربستان سعودی میگوید که محمد بن سلمان، ولیعهد و نخستوزیر آن کشور، روز شنبه در تماس تلفنی با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای و بینالمللی گفتوگو کرده است.
دو طرف همچنین تازهترین تحولات منطقه، ازجمله مذاکرات میان آمریکا و ایران را بررسی کردهاند و بر اهمیت تأمین امنیت کشتیرانی، حفاظت از مسیرهای دریایی و حمایت از تلاشها برای تقویت امنیت و ثبات منطقه تأکید کردهاند.
در سوی دیگر، سیانان گزارش داده که واشنگتن آغاز مذاکرات هستهای را به تضمین عبور آزاد نفتکشها از تنگه هرمز گره زده است. آکسیوس نیز مدعی شده، دولت ترامپ از ایران خواسته است، بیانیهای رسمی منتشر کند که در آن باز بودن تنگه هرمز و تعهد تهران به رعایت آتشبس در قبال کشتیهای تجاری اعلام شود. پیام این درخواستها روشن است؛ پیش از هر توافق سیاسی، آمریکا خواهان اطمینان از امنیت مهمترین شریان انتقال انرژی جهان است.
اختلاف اما تنها بر سر عبور چند کشتی نیست بلکه دو نگاه کاملاً متفاوت درباره آینده این آبراه در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. واشنگتن همچنان بر سیاست «غنیسازی صفر» و آزادی کامل کشتیرانی بدون هرگونه محدودیت یا عوارض تأکید دارد و حتی ایدههایی مانند ایجاد کریدورهای دریایی مستقل یا کنترل بینالمللی مسیرهای کشتیرانی را مطرح کرده است.
در مقابل، تهران تلاش میکند، جایگاه حقوقی تازهای برای تنگه هرمز تعریف کند؛ جایگاهی که در آن ایران بتواند، نقش پررنگتری در مدیریت این گذرگاه داشته باشد، برای عبور از آبهای سرزمینی خود حقوق و عوارض دریافت کند و در مقابل رفع کامل تحریمهای انرژی و پایان فشارهای دریایی را مطالبه کند. این برداشت اما از سوی آمریکا، اروپا و کشورهای شورای همکاری خلیجفارس بهطور کامل رد شده است.
همین شکاف، آینده هرمز را در هالهای از ابهام قرار داده است. نخستین سناریو، دستیابی به توافقی شکننده از مسیر میانجیگری عمان و قطر است؛ توافقی که میتواند، بخشی از تحریمهای نفتی ایران را کاهش دهد و در مقابل، تهران امنیت عبور کشتیهای تجاری را تضمین کند. چنین توافقی احتمالاً بازار جهانی انرژی را آرامتر خواهد کرد اما به دلیل بیاعتمادی عمیق میان طرفین، دوام آن با تردیدهای جدی روبهرو خواهد بود.
سناریوی دوم، تداوم وضعیت خاکستری است؛ نه جنگی فراگیر و نه صلحی پایدار. در این وضعیت، تنگه هرمز به منطقهای دائماً نظامیشده تبدیل خواهد شد؛ جایی که کشتیها تنها با اسکورت نظامی حرکت میکنند، هزینههای حملونقل و بیمه افزایش مییابد و تهدیدهای مقطعی همچنان بخشی از واقعیت تجارت جهانی باقی میماند. این سناریو میتواند، شرکتهای بزرگ انرژی و حملونقل را به بازنگری دائمی در زنجیره تأمین جهانی و کاهش وابستگی به خلیجفارس سوق دهد.
اما خطرناکترین سناریو، شکست کامل دیپلماسی و حرکت به سمت یک جنگ منطقهای است؛ جنگی که در آن حملات گسترده آمریکا به زیرساختهای نظامی و صنعتی ایران میتواند با واکنشهایی مانند مینگذاری تنگه، حمله به تأسیسات انرژی منطقه و هدف قرار گرفتن مسیرهای جایگزین صادرات نفت همراه شود. پیامد چنین رویارویی تنها محدود به خاورمیانه نخواهد ماند؛ بلکه اقتصاد جهانی، بازار انرژی و زنجیره تأمین کالاها را با بحرانی کمسابقه مواجه خواهد کرد.
در نهایت، آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد صرفاً اختلافی میان تهران و واشنگتن نیست. این آبراه بار دیگر به نقطهای تبدیل شده که سرنوشت مذاکرات هستهای، امنیت انرژی، تجارت جهانی و موازنه قدرت در خاورمیانه را بههم پیوند زده است. تا زمانی که دو طرف نتوانند بر سر آینده هرمز به تفاهمی پایدار برسند هر نفتکشی که از حرکت بازمیایستد، یادآور این واقعیت خواهد بود که نبض اقتصاد جهان همچنان در باریکهای از آب میتپد.