اخبار محرمانه - ایسنا /یک اقتصاددان با بیان اینکه برنامههای توسعه در ایران بیش از آنکه نقشه راه باشند، «مجموعهای از آرزوها» هستند، گفت: مشکل اصلی اقتصاد کشور کمبود پول نیست، بلکه فقدان برنامه، بیاعتمادی به سیاستها و غلبه فرهنگ مصرفگرایی بر تولید است؛ روندی که ظرفیت توسعه ایران را تضعیف کرده است.
دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا، در مراسم بزرگداشت استاد مرحوم میرمصطفی عالینسب که در محل موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، در سخنانی با عنوان «اقتصاد سیاسی چرخشهای بزرگ در جهتگیریهای جنگ و پس از جنگ» اظهار کرد: اگر بخواهیم یک برنامه عملیاتی برای توسعه کشور طراحی کنیم باید ببینیم چه موضوع هایی باید برای آن باشد و این اصول موضوعه چگونه بدون آنکه مکتوب شده باشد در دهه اول انقلاب تا حدود زیادی رعایت شده اما بعد از این تغییر ایدئدلوژی در جمهوری اسلامی چگونه نقض شده و همانطور که اشاره شد در مواردی از جمله ربا چگونه توجیه میشود.
برنامههای توسعه در ایران مجموعهای از آرزوها است
وی افزود: نکته اصلی که باید به آن توجه کرد مساله اصلاح بینش در نوع نگاه به برنامه ها در کشور است. در حالی که ما برنامهی روشنی برای توسعه کشور نداریم دائما از کمبود پول سخن میگوییم. مسئولان می گویند پول نداریم. در صورتی که مهمتر از آن، راهنمای حرکت، یعنی برنامه را نداریم. چیزی که تحت عنوان برنامه توسعه کشور مطرح شده که اکنون برنامه هفتم است، مجموعهای از آرمانها و آرزوها است که امکانتحقق در خیلی از موارد ندارد و در بسیاری از موارد در تعارض با یکدیگر هستند.
استاد دانشگاه الزهرا تاکید کرد: اگر بخواهیم برنامه توسعهای برای دوران بعد از جنگ طراحی کنیم باید یک اصول موضوعه یا فرضیات اساسی که سازگاری با برنامه جامع را تضمین کند در دستور کار قرار گیرد. خیلی موارد تعارضاتی که در برنامه وجود دارد آسیبزاترین موارد تحقق برنامه برای توسعه کشور هستند.
راغفر با بیان اینکه اولین نکته، فقدان هدف محوری در توسعه است که تعارض های متعددی با این هدف وجود دارد، گفت: نخست آنکه باید روشن کرد هدف ما از این برنامه پنج ساله چیست؟ قرار است در چشم انداز بلندمدت ۲۵ ساله به چه اهدافی دسترسی پیدا کنیم. این برنامه پنج ساله به عنوان برشی از این ۲۵ سال، قرار است چه اهدافی را محقق کند که آنها زمینه ساز اهداف بعدی توسعه باشند. چنین چیزی وجود ندارد و لذا برنامه های ما، در واقع برنامه توسعه نیست و مجموعهای از آرزوها است.
اعتماد در اقتصاد از پول بیشتر اهمیت دارد
وی تصریح کرد: چیزی که موجب گشایش در اقتصاد میشود بیش از آنکه پول باشد باید اعتماد باشد. چیزی که مردم و سرمایه گذار فاقد آن هستند اعتماد به برنامه هایی است که دولتها تدوین می کنند و اعتمادی به اجرای آن برنامه ها وجود ندارد. آنچه چینی ها تحت عنوان برنامه ۲۵ ساله طراحی میکنند و در هر برش ۵ ساله اجرا میشود و حتی خیلی از موارد زودتر از زمانی که طراحی کردند، محقق کردند. علت آن انضباطی است که در اجرای برنامه وجود دارد و ضمانت هایی که تحقق آن اهداف را امکانپذیر میکند. اگر بخواهیم تنها یک هدف کلان را دنبال و محقق کنیم باید افزایش توانمندی تولید ملی باشد که در واقع هم افزایش کمی و هم افزایش کیفی تولیدات مادی و معنوی جامعه است. حتی در حوزههای فرهنگی هم نیازمند تولیدات گستردهای هستیم که توسط بخش خصوصی و به خصوص برای حضور در بازارهای جهانی که افزایش درآمد سرانه هر ایرانی را میتواند امکانپذیر کند، اجرایی شود. باید آن را به عنوان یک هدف قراردهیم و چشم انداز بلندمدت و الزامات این هدف را مشخص کنیم.
در جامعه ما ظرفیتهای رشد مصرفگرایی از طریق ارتباط با کانونهای قدرت ایجاد شده است. در چنین شرایطی صحبت از تولید یک امر مهملی است، کسی هم که تولید میکند برایش به صرفه تر است که پولش را به فعالیتهای سفتهبازی و دلالی ببرد. جامعه ما به این سمت رفته که گویی با پول همه چیز را میشود خرید.
در جامعهی ما ظرفیتهای رشد مصرفگرایی از طریق ارتباط با کانونهای قدرت ایجاد شده است. در چنین شرایطی صحبت از تولید یک امر مهملی است، کسی هم که تولید میکند برایش به صرفه تر است که پولش را به فعالیتهای سفتهبازی و دلالی ببرد. جامعه ما به این سمت رفته که گویی با پول همه چیز را میشود خرید.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: این هدف در کشورهای مختلف به اشکال مختلف محقق و دنبال شده اما وجه مشترک همه کشورهایی که توسعه پیدا کردند، صرف نظر از اینکه این توسعه کجا اتفاق افتاده، روی این دو مورد مشترک بودند: یکی از آنها شکوفایی تمام و کمال استعدادهای انسانی و دومی ارتقای توانمندهایمردم است. اگر حکومتها روی این دو موضوع تمرکز نداشته باشند توفیقی حاصل نمی شود. جامعه ای که افرادش از این ظرفیت برخوردار شود، خودشانتوانایی شکل بخشی به یک جامعه توسعهیافته را امکانپذیر میکنند.
سنگاپور به فساد معروف بود اما با آن مبارزه کرد و به کشوری توسعه یافته تبدیل شد
راغفر با بیان اینکه سنگاپور یکی از کشورهایی است که به فساد کامل معروف بود، یادآور شد: در یک دورهای فساد همه اجزای سنگاپور را گرفته بود. آنها از طریق یک برنامه جامع روی دو نکته تاکید کردند و امروز این کشور کوچک تبدیل به یک کشور توسعهیافته شده است. آنها دو اقدام انجام دادند؛ یکی مبارزه با فساد و دومین اقدام آموزش بود. در واقع آنها توسعه ظرفیتهای انسانی را در دستور کار قرار دادند.
وی همچنین با اشاره به وضعیت فساد در کره جنوبی در دهه ۱۹۶۰ میلادی، خاطرنشان کرد: کره جنوبی همزمان با ایران، یعنی اوایل دهه ۱۳۴۰ شمسی شروع به اقدام برای توسعه کرد. علاوه بر مبارزه با فساد یکی از کارهایی که ژنرال پارک شروع کرد کنترل فساد الیگارشهای حاکم بر اقتصاد کره بود. ۳۰۰ نفر از آنها را به مدت سه ماه به زندان انداخت و به آنها گفت برنامهای که میگویم باید اجرا کنید، در غیر این صورت اموالتان مصادره میشود. بعد شروع کرد به اجرای برنامهها و برای بنگاههای بزرگ برنامه تدوین کرد. مثلا گفت بروید از کشورهای خارجی ارز بیاورید و این صنایع را ایجاد کنید در غیر این صورت اجازه فعالیت ندارید.
استاد دانشگاه الزهرا ادامه داد: کره جنوبی همزمان با این اقدامات عدالت اجتماعی را مطرح کرد و از ابتدا مساله توزیع زمین و اصلاحات ارضی را برای اینکه بخش قابل توجهی از جامعه بتوانند در تولید محصول اجتماعی و کسب درآمد از این طریق مشارکت کنند در دستور کار قرار دادند. بنابراین عدالت اجتماعی از همان ابتدا مسالهای محوری بود و به همین دلیل آموزش و پرورش یک مساله کلیدی محسوب شد. آموزش همگانی همواره مورد توجه توسعهگران کره جنوبی بوده است.
راغفر با بیان اینکه چین هم یک پدیده گسترده و معناداری است گفت: آمارتیاسن، اقتصاددان هندی و برنده جایزه نوبل اقتصاد، در مقایسه چین و هند، به این پرسش پاسخ میدهد که چرا چین توانست و هند نتوانست. این همان مفهومی است که آدام اسمیت از آن به عنوان پیامدهای غصب نشده سخن میگفت که مائو دو اقدام را انجام داد که یکی بهداشت عمومی برای همه و دومی آموزش بود. این دو ظرفیت چین را بالا برد تا وقتی جهانی شدن اقتصاد مطرح شد، کارگر چینی بتواند در تولید محصول جهانی شرکت کند.
ظرفیت توسعه با احداث بانکهای خصوصی در ایران از بین رفت
وی افزود: همه میتوانستند در چین بخوانند، چون سواد داشتند در حالی که ۵۰ درصد جمعیت بزرگسال هند توانایی خواندن و نوشتن نداشتند. بنابراین قادر نبودند در فرآیند جهانی شدن شرکت کنند. سیاستهای اقتصادی چین توسط حزب کمونیست طراحی میشود و بعد با نظارت دقیقی اجرای آن در اختیار بخش خصوصی قرار میگیرد اما برنامهای که دولت تصویب کرده در اختیار بخش خصوصی قرار میدهند و حتی برای آنها منابع مالی تامین میکنند. تمام بانکهای چینی دولتی هستند که منابع مالی برنامههای مصوب را تامین میکنند؛ آنچه در ایران هم برای تامین مالی برنامههای توسعه در اوایل انقلاب اتفاق افتاد، مشابه این بود، اما با استقرار بانکهای به اصطلاح خصوصی این ظرفیت عملا از دست رفت.
این اقتصاددان با بیان اینکه ما ۲۰۰۰ برنامه در یک برنامه پنج ساله مینویسیم و بعد معلوم نیست که بودجهاش قرار است از کجا تامین شود، ادامه داد: یک سری آرزوها را گذاشتهایم اما اولویتهای این برنامه ها مشخص نیست که این برنامه ضمانت اجرای برنامه بعدی هست یا نیست. اینکه هفت کارخانه فولاد در خراسان رضوی میزنیم که آب نیست و اینها با ۱۵ تا ۲۰ درصد ظرفیت کار میکنند یعنی منابع ملی را در وسط کویر دفن کردهایم. این برنامهها هیچ کدام از تناسبهای مرتبط با پراکندگی در سطح کشور برخوردار نیستند. نسبت این برنامهها با برنامهای که قرار است به شکل پنج ساله و چشم انداز ۲۵ ساله اجرا شود هم مشخص نیست.
راغفر در ادامه به انتقاد از رواج فرهنگ مصرف گرایی پرداخت و ابراز عقیده کرد: مصرفگرایی مفرطی را که ناشی از زد و بند در ایران به وجود آوردیم باعث شده تا کسی صاحب ثروت نباشد؛ چرا که در واقع ثروت باید از طریق کار و طی زمان حاصل شود، اما در ایران افرادی را میبینیم که توانستهاند وام کلانی از بانک دریافت کنند. در حالی که در قوانین مالیاتی بریتانیا این مساله را نه به عنوان ثروت بلکه به عنوان رانت تلقی میکنند و ۶۰ درصد از آن را مالیات میگیرند. ما اصلا قوانینی نداریم که این فعالیتها را شناسایی کند. لذت مصرف را همه میفهمند اما درباره لذت تولید هیچکس صحبت نکرده است که زندگی انسانها با کار معنا پیدا کند.
در جامعه ما ظرفیتهای رشد مصرفگرایی از طریق ارتباط با کانونهای قدرت فراهم میشود
وی با بیان اینکه انسان با کار و تلاش ساخته میشود گفت: در جامعهی ما ظرفیتهای رشد مصرفگرایی از طریق ارتباط با کانونهای قدرت ایجاد شده است. در چنین شرایطی صحبت از تولید یک امر مهملی است، کسی هم که تولید میکند برایش به صرفه تر است که پولش را به فعالیتهای سفتهبازی و دلالی ببرد. جامعه ما به این سمت رفته که گویی با پول همه چیز را میشود خرید.
استاد دانشگاه الزهرا تصریح کرد : امروزه شاهد تعارضهایی در ناسازگاری در توجه به ارزشهای انسانی و کرامتهای انسانی هستیم. در ارزشهای اسلامی ما در قواعد دهه اول انقلاب سادهزیستی یکی از شعارهای انقلاب بود اما بعد از جنگ شاهد تغییر رویکرد بودیم که با توسعه مصرفگرایی و واردات کالاهای لوکس تحقق پیدا میکند.
سال گذشته ۹ میلیارد دلار برای واردات خودرو اختصاص یافت
وی تاکید کرد: در حالی تامین دارو در کشور با مشکلاتی مواجه است که پول برای واردات خودرو ۱۱۰ میلیارد تومانی وجود دارد. سال گذشته یکی از این کانالها نوشته بود ۹ میلیارد دلار برای واردات خودروهای دست دوم و دست اول اختصاص یافته است و سال ۲۰۲۵ تعداد ۳۰۰ هزارخودرو لندکروز ۲۰۲۳ و ۴۰۰ هزار خودرو لندکروز ۲۰۲۴ یکجا فروخته میشود. الان قیمت لندکروز ۷۰ میلیارد تومان است. در جامعهای که منابعش را اینگونه تخصیص میدهد و از این مساله لذت میبرد، این ضعف بزرگی است. اگر تولید بخواهد به عنوان یک لذت در جامعه تعریف شود باید نظام آموزش و پرورش ما این ظرفیتها را در جامعه نهادینه کند. درک نسل اول انقلاب از زندگی، متفاوت از درک آدمهای امروزی است. کسانی که نسل امروز ما را میبینند از پوشش جوانان ما میتوانند نقش مصرفگرایی و سلطه فرهنگ آمریکایی که جامعه ما را به تباهی میبرد مشاهده کنند.
کسانی که دهه اول انقلاب را دیدند میگویند انگار ما در یک کره دیگر زندگی میکردیم. با اینکه سطح زندگی مردم پایینتر بود امنیت اجتماعی بالاتر از امروز بود. علت این است که اخلاق از بین رفته است. هیچکس در کشور ما از خود نمیپرسد که کار من چقدر موجب رضایت مردم میشود. دستیابی به حداکثر ثروت در کوتاهترین زمان یک معضل بزرگ فرهنگی در کشور است و این محصول سیاستهای ۳۷ سال گذشته و بعد از جنگ تحمیلی است.
استاد دانشگاه الزهرا یادآور شد: ۱۳ سال است که هر سال را به عنوان سال تولید اسم بردیم. امسال هم سال «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» نامگذاری شده است. اما هر سال دریغ از سال قبل که چرا این اتفاق نیفتاده است. رهبر شهید سال گذشته را سال سرمایهگذاری برای تولید گذاشتند. این سخنرانی روز اول فروردین ۱۴۰۴ انجام شد. در تلویزیون و در سطح شهر هم درباره شعار سال تبلیغ شد و گفتند شما با ۱۰۰ هزارتومان میتوانید طلا بخرید. بعد مافیاهایی که طلا را میخرند و هیچ شغلی را نمیآفرینند، منابعی را از جیب مردم درمیآورند و به جیب مافیاها میریزند. در حالی که صدها کارخانه در کشور تعطیل است و ظرفیتهای تولیدی به خاطر اینکه منابعی وجود ندارد کار نمیکنند. آن وقت منابع برای طلا، سکه، ارز، زمین و مسکن و این گونه فعالیتهای سوداگرانه اختصاص مییابد. مادامی که لذت مصرف به لذت تولید تغییر نکند و آن را در جامعه آموزش ندهیم امکان خروج از این وضعیت برای ما وجود نخواهد داشت.
کره جنوبی از ایران دهه ۴۰ فاسدتر بود
راغفر اظهار کرد: این زندگی مرفهی که عدهای از آن در کشور برخوردارند و توزیع آن بین همه نیست. یکی از اقتصاددانان بررسی کرده بود که اگر مردم بخواهند در دنیا سطح رفاه آمریکاییها را تجربه کنند منابع طبیعی جهان باید ۵ برابر منابع فعلی شود، امری که اساسا امکانپذیر نیست. امروز عدهای از امکانات گسترده، خودروهای لوکس و انواع کالاهای گرانقیمت برخوردارند، در حالی که بخش بزرگی از مردم در مناطق محروم حتی از حداقل امکانات زندگی بیبهرهاند. این افراد نه سهمی از منابع دارند و نه نمایندگی موثری برای بیان مطالبات خود. مجلس باید نماینده مردم باشد و رسانهها نیز باید دغدغههای مردم عادی را بازتاب دهند، اما در بسیاری از موارد، صدای صاحبان ثروت و قدرت بلندتر از صدای اقشار ضعیف جامعه شنیده میشود.
وی، منفعتطلبی را از آسیبهای اخلاقی جامعه دانست و ابراز عقیده کرد: کسانی که دهه اول انقلاب را دیدند میگویند انگار ما در یک کره دیگر زندگی میکردیم. با اینکه سطح زندگی مردم پایینتر بود امنیت اجتماعی بالاتر از امروز بود. علت این است که اخلاق از بین رفته است. هیچکس در کشور ما از خود نمیپرسد که کار من چقدر موجب رضایت مردم میشود. دستیابی به حداکثر ثروت در کوتاهترین زمان یک معضل بزرگ فرهنگی در کشور است و این محصول سیاستهای ۳۷ سال گذشته و بعد از جنگ تحمیلی است. یکی از بزرگترین دستاوردهای دهه اول انقلاب و جنگ هشت ساله ظرفیت سرمایه اجتماعی بود که امروز از بین رفته است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: توسعه صنعتی، ضرورت خروج ما از بحرانهای تو در توی کنونی است که نیازمند رفتارهای مهمی مثل وقتشناسی، نظم، درستکاری و احساس مسئولیت فردی در هر شرایطی است. پاسخگویی در مقابل مشتری، کسب احساس رضایت که دیگران از خدمات ما منتفع میشوند، پیروی از قانون، پایبندی به مجاری قانونی، الزامات کسب قدرت و خوشبختی، امور گمشده در جامعه است. تک تک ما به دنبال الگویی هستیم که طی ۳۷ سال اخیر در جامعه ترویج کردند. یعنی هیچ معجزهای به اندازه کار خلاق، نمیتواند سبب بهبود اخلاق باشد. کار است که ما را میسازد. اینکه میپرسند شما با این همه دزد و مافیا چطور میتوانید از این گردنهها عبور کنید؟ پاسخ از طریق کار است.
وی یادآور شد: کره جنوبی از ایران دهه ۴۰ فاسدتربود اما امروز در کره جنوبی رییس جمهور مجبور به استعفا میشود. این صنعت است که نظم میدهد و حقوق قانونی خودشان را دیکته میکند.
راغفر با اشاره به اهمیت حاکمیت اخلاق در جامعه گفت: اخلاق در شکلبخشی به صداقت، درستکاری و فرهنگ تولیدی بسیار اهمیت دارد. یکی از مشکلات ما ناآگاهی مسئولان نسبت به حاکمیت قانون است که نمیدانند حاکمیت قانون چه نتایجی برای اقتصاد کشور دارد و اینکه تغییرات ساده در قوانین میتواند به تغییرات متفاوت و عمیق در جامعه منجر شود. این تاثیر نهادهای رسمی است. چیزی که ما از نهادهای رسمی میشناسیم این است که چگونه در تغییر رفتار جامعه تاثیر میگذارند.
به گفته این اقتصاددان؛ توسعه پنج عزم دارد؛ اولین آن عزم سیاسی است که حاکمان باید بخواهند توسعه پیدا کنند و با همه موانع توسعه مقابله کنند. دومین عزم، حاکمیت قانون است که از زمان مشروطه دنبال آن بودیم. سومین موضوع، حقوق مالکیت است. چهارمین کاهش نابرابریهای ناموجه است که ناشی از ظرفیتهای طبیعی خود انسانها نیست بلکه محصول نابرابری در توزیع فرصتها و منابع بین بخشهای مختلف جامعه است. پنجمی استقرار یک نظام عدالت اجتماعی است که اگر این پنج عزم پیادهسازی شود، شاهد تغییر جهت اقتصاد کشور خواهیم بود.