اخبار محرمانه - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
چارچوب تفاهم اعلام شده در روز یکشنبه پایان داستان نیست، بلکه تنها گامی میانی است.
بازار ![]()
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد که «ایران موافقت کرده تا هرگز سلاح هستهای نداشته باشد!» این صریحترین تایید علنی از سوی در مورد یک بند کلیدی در تفاهمنامهای است که روز یکشنبه بین واشنگتن و تهران برای پایان دادن به بیش از ۱۰۰ روز جنگ امضا شد. در همان پست، ترامپ به شدت به گزارشها پیرامون بند مالی این توافق واکنش نشان داد: «ایران موافقت کرده است که هرگز سلاح هستهای نداشته باشد! همچنین، این داستان که ایالات متحده ۳۰۰ میلیون دلار به ایران پرداخت میکند، اخبار جعلی است که توسط دموکراتها منتشر شده است!!!»
300 میلیون یا 300 میلیارد؟
با این حال، رقمی که ترامپ رد کرد، ۳۰۰ میلیون دلار نیست. ۳۰۰ میلیارد دلار است و ساعاتی قبل از این پست توسط دولت خودش تأیید شده است. فایننشیال تایمز به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داده که دولت ترامپ آماده است تا به عنوان بخشی از توافق، در صورت موافقت تهران با یک توافق هستهای، اجازه ایجاد یک صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران را بدهد. به گفته این این مقام، واشنگتن «احتمال کاهش تحریمها و یک صندوق بزرگ ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی» را مورد بحث قرار داده است. این مشوقها به «عملکرد» ایران در پایبندی به تفاهمنامهای که قرار است روز جمعه رسماً در ژنو امضا شود، وابسته خواهد بود.
نکته مهم این است که این صندوق، پرداخت مستقیم دولتی نخواهد بود. به گفته یک منبع فایننشیال تایمز، این پول از شرکتهای خصوصی که مشتاق سرمایهگذاری در کشوری با منابع انرژی فراوان هستند، نه از خزانههای دولتی، تأمین خواهد شد. با این حال، ساختار و مدیریت این صندوق به طور فوری مشخص نشده است. این صندوق تنها پس از برآورده شدن مجموعهای از شرایط فعال خواهد شد: تمدید ۶۰ روزه آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز و پایان مذاکرات هستهای بیشتر.
فایننشال تایمز همچنین خاطرنشان کرد که میزان مشوقهای مالی مطرح شده برای ایران از جمله بحثبرانگیزترین و حساسترین مسائل سیاسی در مذاکرات بوده است، زیرا همانطور که این روزنامه بیان کرده، ترامپ «از اینکه به عنوان پاداشدهنده به تهران دیده شود، اکراه دارد».
جایگزینی برای غرامت؟
ساعاتی پیش از پست ترامپ، جی.دی. ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، در سیبیاس نیوز گفت که ایرانیها در صورت رعایت مفاد توافق، میتوانند به یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری «دسترسی داشته باشند». ونس گفت: «این همان چیزی است که آنها میتوانند به آن دسترسی داشته باشند، که توسط ائتلاف کشورهای ساحلی خلیج فارس تأمین مالی میشود، تا زمانی که به تعهدات خود عمل کنند».
مفهوم صندوق سرمایهگذاری از طرف ایرانی مطرح نشده است. به گفته نیویورک تایمز، این پیشنهاد تکرار ایدهای است که ابتدا توسط استیو ویتکوف، فرستاده ویژه ترامپ به خاورمیانه، و جرد کوشنر، داماد رئیس جمهور که هر دو سرمایهگذار املاک هستند، مطرح شد. میانجیها به این روزنامه گفته بودند که این دو نفر پیشنهاد ترویج پروژههای املاک و مستغلات در تهران و ایجاد یک مکانیسم سرمایهگذاری گستردهتر را به عنوان انگیزهای برای توافق مطرح کردهاند، چارچوبی که متعاقباً در متن پیشنویس رسمی گنجانده شد. دیپلماتهای آشنا با پیشنویس به تایمز گفتند که طرف آمریکایی عمداً از کلمات «غرامت» اجتناب کرده و به جای آن از عبارت «صندوق سرمایهگذاری بینالمللی» استفاده کرده، تغییری که توسط چندین مقام در چندین رسانه تأیید شده است.
یک شکست غمانگیز یا آغاز یک تحول خارقالعاده؟
در همین رابطه، دیوید ایگناتیوس، تحلیلگر واشنگتنپست نوشت: بررسی جزئیات چانهزنیهای طولانی و زیگزاگی مذاکرهکنندگان آمریکایی و عرب با ایران در پنج ماه گذشته، این تصور را ایجاد میکند که چارچوب تفاهم اعلام شده در روز یکشنبه پایان این داستان نیست، بلکه گامی میانی است - گامی که در نهایت میتواند یک شکست غمانگیز و یا، به قول دولت ترامپ، آغاز یک تحول خارقالعاده به سوی یک ایران مدرن باشد.
از نظر دیپلماتیک، این توافق یک راه خروج از یک جنگ پرهزینه و نامحبوب است، نه یک رژه پیروزی. این توافق با ادعاهای اولیه ترامپ در مورد تغییر رژیم و تسلیم بیقید و شرط، فاصله زیادی دارد. حتی یکی از مشاوران نزدیک ترامپ اذعان میکند: «در حال حاضر چارچوب موجود قطعی نیست، به این معنا که نمیتوان گفت موفقیت بزرگی بوده، و البته نمیتوان گفت شکست بوده است».
علامتهای سوال بیشتری نسبت به پاسخها وجود دارد: جزئیات محدود کردن برنامه هستهای تهران هنوز مورد مذاکره قرار نگرفته است. تنگه هرمز در حال بازگشایی است، اما شاید فقط به طور موقت. به نظر میرسد این توافق در مورد لبنان نیز صدق میکند، اما این بدان معنا نیست که اسرائیل یا حزبالله به آن پایبند خواهند بود. و از همه مهمتر، تهران همچنان قادر به عملیات علیه همسایگان عرب خود و اسرائیل است.
پیشنهادی برای سرمایهگذاری یا یک دستور کار یک دیپلمات
مذاکرهکنندگان اصلی ایالات متحده، فرستادگان ویژه ترامپ، جرد کوشنر و استیو ویتکاف، به ترتیب داماد و دوست نزدیک رئیس جمهور آمریکا، بودهاند. آنها دیپلمات نیستند، بلکه سرمایهگذار هستند. این امر به این مذاکره ماهیتی عجیب و غریب و همراه با ریسک داده است. این یک پیشنهاد برای سرمایهگذاران است تا یک دستور کار یک دیپلمات. موضوع «پرداخت برای بازی» است، نه «بررسی گزینهها».
به گفته یک مقام نزدیک به مذاکرات، وقتی کوشنر در ماه آوریل در اسلامآباد با محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، دیدار کرد، صریحاً به او گفت: «ببینید، اگر قیمت رولز رویس خود را میخواهید، ما به محصول رولز رویس نیاز داریم». به عبارت دیگر، اگر ایران با باز نگه داشتن تنگه هرمز، توقف غنیسازی اورانیوم به مدت 20 سال و متوقف کردن صدور انقلاب، به تعهدات خود عمل کند، صدها میلیارد دلار سود خواهد برد.
در واقع، پیشنهاد آمریکا این است که از طریق یک طرح 300 میلیارد دلاری برای سرمایهگذاری خصوصی در نوسازی کشور، ایران را دوباره بازسازی کند. این مقام گفت، به عنوان مثال، کوشنر به ایرانیها گفت که شرکت نفت و گاز دولتی آنها به طور بالقوه بزرگتر از آرامکو عربستان سعودی است، اما تنها در صورتی که ایران فعالیتهای منطقهای خود را متوقف کند. با این تغییرات، میتواند رونق پس از جنگ را تجربه کند.
میانجی کارکشته
اینجا جایی است که باید کمی شک و تردید مناسب وارد شود. مقامات کنونی ایران سرسختتر هستند.اما کوشنر و ویتکوف از طریق یک میانجی فوقالعاده، علی الذوادی، وزیر امور استراتژیک در دفتر محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، همکاری کردهاند. الذوادی درک نادری از خاورمیانه و فرهنگ آن دارد. او، به یک معنا، چهار بار در 10 روز گذشته به تهران سفر کرده تا چارچوب توافق را نهایی کند. الذوادی، اگرچه تقریباً برای عموم مردم ناشناخته است، اما فرستاده کلیدی در مذاکرات صلح غزه، ونزوئلا و شش پروژه دیگر کاخ سفید ترامپ بود. او همچنین در تلاشهای میانجیگری با دولت بایدن همکاری داشت.
آمریکاییها تصور میکنند که ایران یک حکومت تئوکراتیک است که در آن تصمیمات تنها از بالا تعیین میشود. اما مردم منطقه، ایران را به عنوان یک کشور نهادمند با لایههای بوروکراسی میدانند که به شکل پیچیده اداره میشود. حتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز چندلایه است و جناحها و شخصیتهای رقیب در آن حضور دارند. فرستادگان قطر و همچنین عربستان سعودی و امارات متحده عربی با آگاهی از این فرهنگ، توانستهاند مانور دهند.
آمریکاییهایی مثل ترامپ دنبال نتایج سریع هستند، اما الذوادی توانسته روند کار را کند کند. به گفته منبعی نزدیک به تیم میانجیگری: «صبر بخشی از دیانای ایرانیهاست. باید با آنها صبور باشید چون این سلاح مخفی آنهاست. آنها میتوانند به دلیل ناامیدی شما را به گوشهای ببرند و سپس شما را تخلیه کنند و بیشترین بهره را از آن ببرند». آخرین جلسه مذاکره الذوادی در روز یکشنبه در تهران ۱۷ ساعت طول کشید.
اکنون مسئله حیاتی تنگه هرمز، دچار تحولاتی شده است تغییرات پس از جنگ، امکان دفاع بهتر از تنگه و مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت از طریق خطوط لوله در خشکی، به جای نفتکشها در دریا را فراهم میکند. به گفته یک مقام آمریکایی، یکی از پیشرفتهای کمتر مورد توجه در هفتههای اخیر، ادامه آرام طرح اسکورت نفتکشها معروف به «پروژه آزادی» است که پس از اعتراض عربستان سعودی در ماه مه رسماً کنار گذاشته شد. او گفت که نسخه محدودی از آن همچنان اجازه صادرات 7 میلیون بشکه نفت در روز از طریق خلیج فارس را میدهد.
مذاکرهکنندگان آمریکایی امیدوارند که ایران پس از توافق صلح، از فرصت سرمایهگذاری در اقتصاد خود و نوسازی کشور استفاده کند، اما به گفته منبع نزدیک به مذاکرات، میدانند که این یک قمار است و زمان مشخص خواهد کرد. اکنون بعد از مشاهده شکست تلاشهای بسیار در خاورمیانه، باید پرسید که آیا این ایده بزرگ دگرگونی موفق خواهد شد یا خیر. وقتی از این مقام ارشد در مذاکرات خواسته شد تا خلاصهای از برداشتهای خود به عنوان یک مذاکرهکننده ارائه دهد، او گفت: «بزرگترین درس من... این است که شروع جنگ بسیار آسان و خروج از آن واقعاً دشوار است.»