اخبار محرمانه - روزنامه سازندگی / «توافق در محاصره تندروها» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم فریدون مجلسی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
افزایش تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا و حملات محدود اما هدفمند روزهای اخیر، بار دیگر این پرسش را در برابر افکار عمومی قرار داده که آیا هنوز میتوان به احیای مسیر توافق و کاهش تنش، امیدوار بود یا اینکه کشور بار دیگر در حال حرکت بهسوی چرخهای از بحرانهای پرهزینه است. آنچه این پرسش را مهمتر میکند، تجربهای است که ایرانیان طی دو دهه گذشته بارها شاهد آن بودهاند؛ تجربهای که نشان میدهد هر زمان روزنهای برای حلوفصل اختلافات و کاهش فشارهای خارجی گشوده شده، جریانی در داخل و یا خارج از کشور برای بستن آن تلاش کرده است.
نمونه روشن این مسئله را میتوان در سرنوشت برجام مشاهده کرد. توافقی که پس از سالها مذاکره بهدست آمد و میتوانست زمینه بازگشت ایران به اقتصاد جهانی، جذب سرمایهگذاری خارجی و کاهش فشارهای اقتصادی را فراهم کند اما از همان روزهای نخست با موجی از مخالفتهای داخلی مواجه شد. حملات و توهینها به مذاکرهکنندگان، تخریب مستمر توافق در فضای رسانهای و ارسال پیامهای متناقض به جهان از جمله شعارنویسی روی موشک، موجب شد بسیاری از شرکتها و سرمایهگذاران خارجی نسبت به آینده همکاری با ایران دچار تردید شوند. درحالی که برجام میتوانست، نقطه آغاز فصل جدیدی در روابط خارجی کشور باشد بهتدریج به موضوعی برای نزاعهای سیاسی داخلی تبدیل شد.
همین الگو پس از روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان نیز مشاهده شد. پزشکیان با شعار کاهش تنشهای خارجی، رفع تحریمها و بازگرداندن کشور به مسیر تعامل سازنده با جهان وارد رقابتهای انتخاباتی شد و بخش مهمی از آرای خود را نیز از همین وعدهها بهدست آورد. اما هنوز زمان زیادی از آغاز فعالیت دولت نگذشته بود که سلسلهای از رخدادهای امنیتی و منطقهای، فضای سیاست خارجی را بار دیگر به سمت تقابل سوق داد.
یکی از مهمترین این رخدادها ترور اسماعیل هنیه در تهران بود؛ حادثهای که نهتنها از منظر امنیتی برای ایران هزینهزا بود بلکه پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک گستردهای نیز به همراه داشت. حضور رهبر سیاسی حماس که در لیست ترور اسرائیل قرار داشت در مراسمی رسمی در تهران و وقوع چنین حادثهای این پرسش را در سطح منطقهای و بینالمللی مطرح کرد که چگونه یکی از مهمترین اهداف اسرائیل توانسته در قلب پایتخت ایران هدف قرار گیرد. این رخداد عملاً فضای آغاز به کار دولت جدید را تحتتأثیر قرار داد و امیدها به بازگشت سریع دیپلماسی را کمرنگ کرد.
امروز نیز پس از جنگ ۴۰ روزه و حملاتی که میان ایران، آمریکا و اسرائیل رخ داده، خطر اصلی در گسترش دامنه درگیری نهفته است. اگرچه ایران هدف حملات مستقیم قرار گرفت و خساراتی را متحمل شد اما واقعیت آن است که هرگونه تشدید تنش میتواند، زیرساختهای حیاتی کشور را در معرض تهدید قرار دهد.
اگرچه آمریکا و اسرائیل آغازگر تجاوز به ایران بودند اما یادمان نرود که این دونالد ترامپ بود که در روزهای اخیر اسرائیل را از ادامه حملات به ایران بهمنظور پیشبرد دیپلماسی منع کرد. از همه مهمتر هشدارهای اخیر درباره احتمال هدف قرار گرفتن نیروگاهها، پالایشگاهها و تأسیسات انرژی تنها یک تهدید نظامی نیست؛ بلکه تهدیدی علیه زندگی روزمره میلیونها ایرانی است. کشوری با بیش از ۹۰ میلیون جمعیت برای تأمین برق، سوخت، آب، حملونقل و فعالیتهای اقتصادی خود به همین زیرساختها وابسته است.
باید بهیاد داشت که تأسیس ذوبآهن، صنایع پتروشیمی، پالایشگاهها و مجتمعهای بزرگ صنعتی حاصل دههها سرمایهگذاری و تلاش ملی بوده است. پتروشیمی ایران یکی از مهمترین منابع ارزآوری کشور محسوب میشود و صنایع فولاد و انرژی ستون فقرات اقتصاد ملی را تشکیل میدهند. هر آسیبی به این مراکز صرفاً تخریب چند ساختمان یا تأسیسات نیست بلکه ضربهای به اشتغال، تولید، رفاه و آینده توسعه کشور است. از همینرو امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به غلبه عقلانیت بر هیجانهای سیاسی احساس میشود. آنچه منافع ملی ایران را تأمین میکند، نه گسترش دامنه تقابل بلکه حفظ مسیر دیپلماسی، کاهش تنش و جلوگیری از تبدیل شدن اختلافات سیاسی به بحرانی فراگیر است. مردم ایران بیش از هر چیز به امنیت، رفاه، توسعه و امید نیاز دارند و سیاست خارجی نیز زمانی موفق خواهد بود که این اهداف را در مرکز تصمیمگیریهای خود قرار دهد.
بازار ![]()