اخبار محرمانه - روزنامه سازندگی / متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نشست افتتاحیه شورای صلح غزه برگزار شد
نشست موسوم به «شورای صلح غزه» به ریاست دونالد ترامپ و با حضور رهبران و نمایندگان حدود ۴۵ کشور جهان، از همان ابتدا بیش از آنکه یک ابتکار صرفاً بشردوستانه باشد، نشانهای از تلاش آمریکا برای بازتعریف چارچوبهای مدیریت بحران فلسطین و جایگزینی سازوکارهای سنتی بینالمللی تلقی شد. این نشست که بدون حضور نمایندهای از سوی مردم فلسطین در روز پنجشنبه برگزار شد، پرسشهای جدی درباره مشروعیت، اهداف واقعی و پیامدهای سیاسی آن در سطح منطقهای و جهانی ایجاد کرده است.
بازار ![]()
ترامپ در سخنان خود تلاش کرد، ابتکار جدید را بهعنوان یک نقطه عطف تاریخی معرفی کند و با تأکید بر دشواری مسیر صلح، وعده دستیابی به آن را داد. اما همین چارچوب روایی نشان میدهد که آمریکا قصد دارد، نقش «میانجی انحصاری» را در پرونده غزه تثبیت کند؛ نقشی که طی دهههای گذشته همواره مورد انتقاد بوده است. تأکید بر کمک مالی ۱۰ میلیارد دلاری و مشارکت کشورهای مختلف در بستههای حمایتی بیش از آنکه صرفاً اقتصادی باشد، حامل پیام سیاسی است: واشنگتن میخواهد بازسازی و آینده غزه را از طریق سازوکاری تحت رهبری خود هدایت کند و از این مسیر نفوذ راهبردیاش را تقویت کند. اظهارات مقامات آمریکایی ازجمله جیدی ونس و مارکو روبیو نیز نشاندهنده تلاش برای ارائه این طرح بهعنوان جایگزین نهادهای بینالمللی است. روبیو صراحتاً ناکارآمدی سازوکارهای موجود را مطرح کرد و طرح غزه را الگویی برای حل بحرانهای دیگر دانست؛ رویکردی که بهمعنای تضعیف نقش سازمان ملل و سایر نهادهای چندجانبه در مدیریت بحرانها تعبیر میشود. این نگاه، در واقع بخشی از راهبرد کلان آمریکا برای بازگشت به دیپلماسی قدرتمحور و ایجاد ساختارهای موازی با نهادهای بینالمللی است.
حضور استیو ویتکاف بهعنوان فرستاده ویژه و تأکید بر نقش اسرائیل و شخص نتانیاهو نیز ابعاد سیاسی این ابتکار را برجسته میکند. تأکید بر خلعسلاح غزه، ایجاد نیروی پلیس انتقالی و استقرار نیروی ثبات بینالمللی، نشاندهنده تلاش برای بازطراحی ساختار امنیتی این منطقه است؛ طرحی که اگر بدون مشارکت واقعی فلسطینیها اجرا شود، میتواند به شکل جدیدی از قیمومیت خارجی تعبیر شود. در این چارچوب سخنان رئیس کمیته ملی اداره غزه درباره «یک حاکمیت و یک سلاح» بهنوعی همسویی با الگوی مدنظر آمریکا و متحدانش تعبیر میشود.
نکته قابل توجه دیگر، میزان مشارکت مالی و نظامی کشورهای مختلف است. تعهد قطر، امارات، عربستان، مراکش و ترکیه برای کمک مالی و اعزام نیرو، نشاندهنده رقابت قدرتهای منطقهای برای نقشآفرینی در آینده غزه است. در عین حال، مشارکت اندونزی با وعده اعزام هزاران نیروی نظامی، بیانگر تلاش کشورهای غیرغربی برای حضور در این فرآیند و جلوگیری از انحصار غربی در مدیریت بحران فلسطین است. با این حال، اختلاف دیدگاهها درباره راهحل دو کشوری و آینده حاکمیت فلسطین نشان میدهد که اجماع واقعی درباره چشمانداز سیاسی غزه هنوز شکل نگرفته است.
در سطح بینالمللی، عدم پیوستن اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل و احتیاط کشورهای اروپایی، مهمترین نشانه از محدودیت مشروعیت این ابتکار است. این مسئله نشان میدهد که طرح ترامپ هنوز نتوانسته، حمایت قدرتهای بزرگ را جلب کند و ممکن است به یک ابتکار موازی با نظم موجود تبدیل شود نه جایگزین آن. این وضعیت میتواند به چندپارگی بیشتر در نظام بینالملل و رقابت میان سازوکارهای مختلف مدیریت بحران منجر شود. در مجموع، «شورای صلح غزه» بیش از آنکه صرفاً یک پروژه صلحسازی باشد، تلاشی برای بازسازی معماری قدرت در خاورمیانه و نظام بینالملل است. اگرچه کمکهای مالی و وعدههای بازسازی میتواند، امیدهایی در میان مردم غزه ایجاد کند اما غیبت نمایندگان واقعی فلسطینی و ابهام در مورد تضمین حق تعیین سرنوشت آنان، این ابتکار را با چالش مشروعیت جدی مواجه کرده است. آینده این شورا به میزان توانایی آن در ایجاد توازن میان منافع قدرتهای بزرگ، کشورهای منطقه و حقوق بنیادین ملت فلسطین وابسته خواهد بود؛ توازنی که تحقق آن در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری دشوار بهنظر میرسد.