اخبار محرمانه - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
احمد مازنی: مرام امام (ره) نفی هر گونه خشونت در برخورد با ماموران رژیم پهلوی بود
حسین کنعانیمقدم: پیروزی انقلاب ۵۷ از طریق قانونگرایی و نه خشونت محقق شد
یکی از ابهاماتی که این روزها از سوی جریانات منتقد و مخالف انقلاب در خصوص محتوای فکری و عملی انقلابیون سال۵۷ شکل گرفته، اتهاماتی است که در خصوص استفاده از خشونت توسط انقلابیون در سالهای قبل از انقلاب و روزهای منتهی به ۲۲بهمن ۵۷ مطرح میشود. مبتنی بر این اتهام عنوان میشود، همانطور که انقلابیون از ابزارهای خشونتبار و مبارزه مسلحانه بهره برده و دست به تغییر رژیم شاهنشاهی زدند پس امروز نیز منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی میتوانند از این ابزارهای خشونتبار و مسلحانه استفاده کرده و تغییرات مدنظر خود را نهادینه کنند. اما آیا واقعا اینگونه است؟ در روزهایی که بار دیگر بحث نسبت انقلابها با خشونت داغ شده، فعالان سیاسی و کنشگران اصلاحطلب و اصولگرا که دوران پیش از انقلاب و مبارزه را از نزدیک حس کردهاند، تاکید میکنند که برخلاف برخی روایتهای طرح شده، انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ نه با اهرم خشونت، بلکه با تکیه بر قانونگرایی، مبارزه مسالمتآمیز و شبکه ارتباطی مردم و روحانیت به پیروزی رسید. «اعتماد» در گفتوگو با احمد مازنی و حسین کنعانیمقدم دو نفر از تحلیلگران جریان اصلاحطلب و اصولگرا تلاش کرده پاسخی برای این ابهامات و اتهامات بیابد.
احمد مازنی: نفی هر گونه خشونت در برخورد با ماموران رژیم پهلوی بود
احمد مازنی، فعال سیاسی و نماینده ادوار مجلس در گفتوگو با «اعتماد» در خصوص ظرف گفتمانی انقلاب ۵۷ میگوید: «چهل و هفت سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران میگذرد، اما همچنان ریشهها و علل وقوع انقلاب و ویژگیهای آن موضوع بحث محافل سیاسی و اجتماعی است. از جمله ویژگیهای این انقلاب تاکید رهبر انقلاب (امام ره) بر نفی هر گونه خشونت در برخورد با ماموران رژیم پهلوی بود. این خطمشی از طلوع نهضت در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ادامه داشت. در این زمینه آیتالله موسویخوئینیها خاطرهای را بیان کردهاند که جالب توجه است و آن اینکه در ایام حضور ایشان در کنار امام خمینی(ره) در نوفللوشاتو، از تهران با ایشان تماس میگیرند که برای مقابله با کشتار مردم توسط نیروهای مسلح رژیم پهلوی از امام بخواهند که مجوز استفاده از سلاح به مردم بدهند؛ آقای موسویخوئینیها میگویند این پیام را به امام منتقل کردند، اما امام با این درخواست مخالفت و دلیل آن را چنین ذکر کردند که در حال حاضر ما میگوییم مردم با تظاهرات آرام میگویند ما شاه را نمیخواهیم و شاه با استفاده از سلاح گرم پاسخ مردم را میدهد؛ اما اگر مردم از سلاح استفاده کنند، خواهند گفت که نیروهای نظامی و انتظامی برای دفاع از خود مجبور به استفاده از سلاح شدهاند. (نقل به مضمون)» مازنی با تاکید بر اینکه مخالفت امام خمینی(ره) با مبارزه مسلحانه در انقلاب اسلامی، ریشه در مبانی دینی، فلسفی و اجتماعی ایشان داشت، میگوید: «امام برخلاف برخی گروههای انقلابی دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی که راه اسلحه و خشونت را برگزیدند، معتقد بود که مبارزه باید مبتنی بر آگاهی، ایمان و حضور مردم در صحنه باشد نه بر پایه عملیات نظامی و استفاده از زور. در اینجا ابعاد اصلی نفی خشونت و مخالفت امام خمینی(ره) با بهرهگیری از سلاح برای تغییر رژیم به اختصار ارایه میشود: موضوع اول، منشا فکری و دینی این نهضت است. امام خمینی(ره) مبارزه را در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با ظلم و جهاد اسلامی میدید، اما تاکید داشت که چنین جهادی باید مشروع و مردمی باشد. از نظر ایشان، اسلام با ترور، خشونت کور و اقدامات فردی مخالف است. ایشان معتقد بودند تا زمانی که مردم آگاه نشده و خود خواهان تغییر نباشند، هر حرکت مسلحانهای به شکست میانجامد و خونریزی بیثمر پدید میآورد.دوم، نقد گروههای چریکی و مسلح است. در دهه ۱۳۵۰، گروههایی مانند سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و چریکهای فدایی خلق باور داشتند که تنها راه مبارزه با رژیم پهلوی، جنگ چریکی است. امام خمینی(ره) این رویکرد را «اشتباه راهبردی» میدانستند، زیرا مبتنی بر جدایی از مردم بود؛ بهانهای برای شدت گرفتن سرکوب و خشونت رژیم ایجاد میکرد؛ بنیانهای اخلاقی و اسلامی مبارزه را خدشهدار میساخت.» او ادامه میدهد: «سومین موضوع رویکرد شخص امام است؛ مبارزه فرهنگی و سیاسی. امام خمینی(ره) به جای اسلحه، راه آگاهیبخشی دینی و سیاسی را برگزید. ایشان با تشکیل شبکههای روحانیون، دانشگاهیان و بازاریان مبارز، انتشار اعلامیهها و سخنرانیهای روشنگرانه، به بیداری عمومی پرداخت. هدف او پیوند مردم با روحانیت و تبدیل مبارزه فردی به قیام مردمی بود. ضمن اینکه امام نیروهای مسلح را بخشی از ملت ایران میدانست که در نتیجه آگاهی و بیداری آنان، این بخش از ملت (بخش مسلح) به بخش دیگر (بخش غیرمسلح) پیوست و در نهایت، همین رویکرد امام بود که باعث شد انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بدون جنگ داخلی گسترده و با حمایت اکثریت مردم پیروز شود. مدل امام خمینی(ره) ثابت کرد که قدرت واقعی از وحدت و ایمان مردم سرچشمه میگیرد، نه از اسلحه و خشونت.»
حسین کنعانیمقدم: پیروزی انقلاب ۵۷ از طریق قانونگرایی و نه خشونت محقق شد
حسین کنعانیمقدم، فعال سیاسی اصولگرا و دبیرکل حزب سبز در گفتوگو با «اعتماد» در تحلیل خود از ماهیت انقلاب اسلامی، با رد این گزاره که انقلابیون سال ۵۷ از «خشونت» برای پیشبرد مطالباتشان استفاده کردند، میگوید: «بررسی دقیق وقایع تاریخی نشان میدهد که امام خمینی (ره) همواره بر قانونی بودن، مسالمتآمیز بودن و پرهیز از خشونت تاکید داشتند و این موضوع یکی از تمایزهای اصلی انقلاب اسلامی با بسیاری از انقلابهای خشونتمحور قرن بیستم است.» او با اشاره به تجربه شخصی خود از دوران پیش از انقلاب ادامه میدهد: «ما دانشجو بودیم و فضای ساواک، بازداشت، فشار و محدودیت را از نزدیک لمس میکردیم، اما حتی در آن شرایط نیز گفتمان غالب در میان نیروهای انقلابی، عبور از خشونت و حرکت در چارچوب مبارزه مدنی بود.» کنعانیمقدم با یادآوری برخی اختلافنظرها در میان جریانهای سیاسی آن دوران گفت: «حتی زمانی که برخی گروهها به دنبال مبارزه مسلحانه بودند، امام صراحتا با این رویکرد مخالف بودند و در جلسات مختلف به فعالان سیاسی تذکر میدادند که خشونت نهتنها مشروعیت مبارزه را زیر سوال میبرد، بلکه میتواند جامعه را به سمت هرجومرج سوق دهد.بسیاری از گروههایی که امکان فعالیت مسلحانه داشتند، به توصیه امام از این مسیر فاصله گرفتند. این تصمیم آگاهانه باعث شد بدنه اجتماعی انقلاب، یعنی مردم عادی، با اطمینان خاطر بیشتری وارد میدان شوند و احساس کنند که قرار نیست کشور درگیر یک جنگ داخلی شود.» این فعال سیاسی با اشاره به نقش شبکه روحانیت در پیروزی انقلاب تاکید میکند: «یکی از مهمترین ابزارهای انقلاب اسلامی، شبکه گسترده روحانیت در شهرها و روستاها بود؛ شبکهای که بدون توسل به خشونت، پیام انقلاب را منتقل میکرد، مردم را سازماندهی و نوعی هماهنگی اجتماعی ایجاد میکرد که در آن زمان یک ساختار منسجم و رو به جلو بود. این شبکه، مبتنی بر اعتماد اجتماعی شکل گرفته بود. مردم به روحانیت اعتماد داشتند و همین اعتماد، جایگزین ابزار زور و اسلحه شد. در واقع انقلاب اسلامی بیش از آنکه یک انقلاب خیابانی خشن باشد، یک انقلاب اجتماعی مبتنی بر آگاهی عمومی بود.» او با اشاره به وقایع روزهای منتهی به ۲۲ بهمن میگوید: «حتی در شب ۲۲ بهمن، زمانی که امام فرمان دادند حکومت نظامی نادیده گرفته شود، هدف ایجاد درگیری خشونتآمیز نبود. این تصمیم، شکستن مشروعیت رژیم پهلوی بود، نه آغاز یک جنگ خیابانی.درگیریهایی که در آن مقطع رخ داد، بسیار محدود و اغلب واکنشی بود. هیچ برنامهریزی سیستماتیکی برای خشونت وجود نداشت و اگر هم برخوردی صورت گرفت، در چارچوب دفاع از مردم و جلوگیری از سرکوب بود.» کنعانیمقدم با انتقاد از برخی روایتهای امروزی گفت: «امروز برخی تلاش میکنند انقلاب ۵۷ را به عنوان یک حرکت خشونتطلبانه بازنمایی کنند تا از آن برای توجیه خشونت در شرایط کنونی استفاده کنند، در حالی که این قیاس، هم نادرست است و هم تحریف تاریخ.اگر انقلاب اسلامی با خشونت به پیروزی رسیده بود، هرگز نمیتوانست چنین حمایت گستردهای از اقشار مختلف جامعه-از بازاری و کارگر گرفته تا دانشجو و روحانی-به دست آورد. این سطح از اجماع اجتماعی، فقط در سایه پرهیز از خشونت ممکن شد.» این فعال سیاسی در جمعبندی سخنان خود میگوید: «مهمترین گزارهای که رژیم پهلوی را ساقط کرد، نه اسلحه بود و نه خشونت، بلکه فروپاشی مشروعیت سیاسی آن در برابر یک جنبش مردمی مسالمتآمیز بود.» او میافزاید: «درس انقلاب ۵۷ برای امروز این است که تغییرات پایدار، زمانی رخ میدهد که بر پایه آگاهی، مشارکت اجتماعی و قانونگرایی بنا شود، نه بر خشونت؛ چراکه خشونت، حتی اگر به تغییر منجر شود، معمولا هزینههای سنگینی برای جامعه برجای میگذارد.»
بازار ![]()