اخبار محرمانه - ایرنا / «اردوبهشت»، ساخته محمد داودی قصهای را از دل یک واقعه مهم و ملتهب اجتماعی بیرون میکشد؛ واقعهای که رد آن هنوز در حافظه جمعی جامعه، بهویژه از اوایل دهه ی هشتاد، باقی مانده است.
فیلمنامه این اثر، بر اساس یک حادثه واقعی نوشته شده، اما ادعای مستندنگاری ندارد و آگاهانه مسیر قصهگویی سینمایی را انتخاب میکند. مساله اصلی فیلم، میزان وفاداری به واقعیت نیست؛ چرا که مهمترین ویژگی «اردوبهشت» همان فیلمنامه و تلاشش برای تبدیل یک تراژدی اجتماعی به روایت دراماتیک است.
مشکل اصلی فیلم در مرحله اجرا و کارگردانی خود را نشان میدهد. «اردوبهشت» از لحن خامدستانه و آماتور رنج میبرد و همین ضعف، بیشترین ضربه را به فیلم وارد میکند. اضافهگویی، ریتم کُند، تدوین شلخته و کشدار، فیلم را به اثری ملالآور تبدیل کرده و مخاطب را خسته میکند.
بازار ![]()
محمد داوودی قصه و روایت را میشناسد، اما در میزانسن و دکوپاژ، کنترل لازم را ندارد. او میخواهد رنج را تصویر کند، اما ابزار سینمایی لازم برای انتقال این رنج را به درستی به کار نمیگیرد و این، مهمترین نقطه ضعف او در مقام کارگردان است.
فیلم از نظر بازیگری لحظههایی قابل قبول دارد، اما اوج تیم بازیگری بدون تردید به حضور ستاره پسیانی بازمیگردد. او در لحظات حساس و عاطفی، بار نقش را تقریبا بهتنهایی به دوش میکشد و جدیترین و منسجمترین بازی فیلم را ارائه میدهد؛ حضوری که به روایت جان میدهد و آن را از فروپاشی کامل نجات میدهد.
«اردوبهشت» در فضاسازی شهری و طراحی صحنه، امتیاز قابل قبولی کسب میکند. بازسازی دهه هشتاد، به مراتب پیچیدهتر از دهههای دورتر است و نیازمند دقت در جزییات بصری و زیست شهری است. سعید حسنلو از نظر فنی و اجرایی، وظیفه دشواری بر عهده داشته و در مجموع از عهده این فضاسازی برمیآید.
با این حال، «اردوبهشت» برای اکران عمومی نیازمند بازنگری جدی، به ویژه در تدوین و ریتم است. در شکل فعلی، فیلم کارکرد لازم برای جذب مخاطب را ندارد و پتانسیلهایش زیر بار اجرا مدفون شدهاند. محمد داوودی در نخستین تجربه بلندش نشان میدهد که فیلمسازی را تا حد زیادی میشناسد و «اردوبهشت» در مجموع فیلم بدی نیست، اما بیش از هر چیز، اثری است که فاصله میان دانستنِ قصه و ساختنِ سینما را یادآوری میکند.