اخبار محرمانه - وطن امروز /متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
همانگونه که پیشبینی میشد تجربیات جنگ ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، باعث شده طراحی آنها علیه ایران تغییر کند. از جمله این تجربیات که در قالب یکی از واقعیتهای جنگ نمودار شد و تاثیر بسزایی در تغییر طراحی طرف مقابل داشت، واکنش جامعه ایران به جنگ بود. انسجام و همبستگی ایرانیان در جنگ ۱۲ روزه و ایستادگی آنها در کنار نیروهای مسلح باعث شد تصورات سیا و موساد درباره نوع واکنش مردم ایران نسبت به جنگ، به کلی عوض شود. به همین خاطر اکنون به نظر میرسد آمریکا و رژیم صهیونیستی در این مقطع زمانی، پروژه تغییر نظام سیاسی، همچنین تجزیه ایران را به صورت موقت از دستور کار خارج کنند اما در طراحی جدید، آنها بر ایجاد آشوب و ناامنی توسط عوامل و عناصر خود در درون ایران حساب کردهاند.
همزمانی اغتشاشات در ایران با سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا به وضوح نشان داد رژیم صهیونیستی در آستانه مذاکرات نتانیاهو و ترامپ، بخشی از ظرفیت خود برای ایجاد اغتشاش و ناامنی در ایران را برای ترامپ اثبات کرد. به عبارتی نتانیاهو با این اقدام تلاش کرد سناریو و طراحی رژیم صهیونیستی برای ایران را نزد ترامپ معتبر کند. توئیت ترامپ در حمایت از اغتشاشات نیز از یک سو موافقت او با سناریوی رژیم صهیونیستی علیه ایران را نشان داد و از سوی دیگر تا حد زیادی این طراحی را آشکار کرد. بر اساس طراحی جدید، دستکم روی کاغذ، در زمان فعلی ترامپ متقاعد شده آمریکا در اقدام نظامی مجدد علیه ایران مشارکت مستقیم داشته باشد. حتی این گمانه نیز وجود دارد که این بار اقدام نظامی علیه ایران توسط آمریکا انجام شود. تغییر آشکار مواضع نتانیاهو درباره ایران و تاکید او مبنی بر اینکه رژیم تمایلی برای مواجهه نظامی با ایران ندارد، نشاندهنده این است که در طراحی جدید، احتمالا آمریکا بازیگر اصلی اقدام نظامی علیه ایران خواهد بود. بر همین اساس، توئیت ترامپ نشان داد آمریکا در صدد است اقدام نظامی علیه ایران را به بهانه اغتشاشات و در پوشش حمایت از مردم انجام دهد. بر همین اساس، اغتشاشات باید شرایطی را به تصویر بکشد که آمریکا بتواند با استناد به ادعای سرکوب مردم توسط جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند.
در این راستا یکی از اهداف ترامپ از انتشار این توئیت، ترغیب اغتشاشگران برای توسعه، همچنین خشنسازی آشوبها بود. دقیقا همزمان با انتشار توئیت ترامپ، اغتشاشات خشنتر شد و تصاویری از برخی شهرهای کوچک منتشر شد که در آن نشان داده میشود اغتشاشگران سلاح گرم دارند و در حال شلیک به سمت حافظان امنیت و مراکز دولتی و حتی انتظامی هستند. در یکی دو مورد نیز حمله مسلحانه اغتشاشگران به مراکز انتظامی گزارش شده است. هدف خشنسازی اغتشاشات و حملات مسلحانه به مراکز انتظامی، پیگیری پروژه کشتهسازی، همچنین در اختیار گرفتن سلاح است.
همزمان با خشنسازی اغتشاشات و درگیری مسلحانه با نیروهای حافظ امنیت، پیشبینی میشود سیا و موساد گروهکهای تروریست تجزیهطلب در مناطق مرزی غرب و شرق ایران را نیز فعال کنند. فعالسازی گروهکهای تروریست تجزیهطلب، پروژه اغتشاشات را وارد سطحی خطرناک میکند؛ سطحی که در آن عناصر تروریست تلاش میکنند تعداد بیشتری از افراد کشته شوند و حتی سعی میشود کنترل برخی مناطق مرزی، ولو در حد چند ساعت به دست تروریستهای تجزیهطلب بیفتد. همه این اقدامات برای آن انجام میشود که تصویر اغتشاشات و درگیریها به گونهای ساخته شود که ترامپ بتواند با استناد به آن، مدعی شود جمهوری اسلامی در حال سرکوب مردم است و با استناد به این تصاویر و این ادعا به ایران حمله نظامی کند.
بازار ![]()
اهداف حمله احتمالی نظامی آمریکا به ایران
برای پیشبینی حمله احتمالی نظامی آمریکا به ایران، چند نکته را باید مد نظر قرار داد.
1- همانگونه که گفته شد و در جریان اعتراضات و اغتشاشات روزهای اخیر مشاهده شد، تودههای جامعه ایران، با اغتشاش همراهی نمیکنند. جامعه ایران در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه متوجه شد هدف اصلی و پنهان حمله نظامی به ایران، ایجاد خلأ سیاسی در کشور و در ادامه، تجزیه و کلنگی کردن ایران است؛ نظیر پروژهای که در لیبی و سوریه اجرا شد. به همین خاطر، بر اساس این آگاهی جمعی، جامعه ایران هم در جنگ ۱۲ روزه انسجام و همبستگی خود در مقابل متجاوز را نشان داد و هم در جریان آشوبهای هفته اخیر، هوشیاری خود را حفظ کرد و با این آشوبها و اغتشاشات همراهی نکرد. بویژه در جریان اغتشاشات اخیر، این آگاهی در جامعه ایران شکل گرفت که این اغتشاشات، اگرچه در پوشش و به بهانه اعتراض به وضعیت معیشتی ایجاد شده اما در واقع، منشأ بیرونی دارد و در راستای پروژه حمله نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران شکل گرفته است. به همین خاطر جامعه ایران، توئیت ترامپ را نیز در راستای همین پروژه و هدف ارزیابی و با آشوبگران مرزبندی کرد.
بنابراین همبستگی و انسجام جامعه در جنگ ۱۲ روزه، همچنین عدم همراهی با اغتشاشات، یکی از مولفههای موثر در کیفیت و هدفگذاری آمریکا برای حمله احتمالی نظامی علیه ایران است.
2- ترامپ هم در دوره نخست ریاست جمهوری خود و هم در یک سال نخست دوره دوم ریاستجمهوریاش به وضوح نشان داده تمایلی برای وارد شدن به یک جنگ و درگیری نظامی تمامعیار و طولانی ندارد. ترامپ همانگونه که خود او و اطرافیان و مقامات دولتش بارها گفتهاند، معتقد است عملیاتها و اقدامات نظامی آمریکا در نقاط مختلف دنیا باید خیلی سریع و با کمترین تلفات و هزینه برای نظامیان آمریکایی و به طور کلی منافع آمریکا همراه باشد. در جنگ ۱۲ روزه، آمریکا اگرچه همراهی و همکاری همهجانبه با رژیم صهیونیستی داشت و هر آنچه را ارتش این رژیم برای حمله به ایران نیاز داشت در اختیار آنها قرار داد اما روز دهم جنگ به صورت مستقیم وارد نبرد شد و بلافاصله پس از حمله موشکی ایران به پایگاه ارتش آمریکا (العدید) در قطر، موضوع آتشبس را جدیتر از روزهای قبل پیگیری کرد. تنها چند ساعت پس از حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکاییها در العدید، جنگ متوقف شد. یکی از پیامهای این موضوع، عدم تمایل ترامپ به درگیری نظامی طولانیمدت است. ترامپ از درگیریای که در آن احتمال کشته شدن سربازان آمریکایی، همینطور تحمیل خسارات هنگفت و موثر به منافع آمریکا بالا باشد، اجتناب میکند. این واقعیتی است که دستکم تا این زمان مشخص و ثابت شده است. کما اینکه در جریان حمله آمریکا به ونزوئلا و ربایش نیکلاس مادورو نیز این واقعیت نمودار شد. در حالی که همه کارشناسان پیشبینی میکردند حمله نظامی پرحجم و گسترده آمریکا باعث میشود این کشور در یک باتلاق خسارتبار جدید، مثل ویتنام و عراق گرفتار شود اما ترامپ با کمک سیا به گونهای عمل کرد که بدون اینکه وارد یک جنگ گسترده شود، رئیسجمهور ونزوئلا ربوده شود. مواضع ترامپ پس از ربایش مادورو هم به وضوح نشان داد او دستکم در ظاهر، تمایلی برای ورود به جنگ گسترده ندارد و میخواهد از طریق فشار به دولت ونزوئلا به اهداف خود بویژه کنترل منابع نفتی این کشور برسد. اینکه آیا ترامپ به این هدف خواهد رسید یا نه، مساله دیگری است اما رفتار او در قبال ونزوئلا یک مصداق جدید در اثبات این سیاست است: ترامپ بشدت از جنگ گسترده و طولانیمدت، بویژه جنگی که احتمال و امکان متحمل شدن هزینهها و خسارات انسانی و مادی به آمریکا باشد، اجتناب میکند. بنابراین این سیاست ترامپ نیز نقش موثری در تخمین طرح او برای نوع و سطح حمله به ایران دارد. با در نظر گرفتن این ۲ فاکتور مهم و موثر، میتوان تخمین زد اگر آمریکا نهایتا مبادرت به حمله نظامی علیه ایران کند، این حمله بیشتر در راستای انجام اقدامات نمایشی و نمادین، البته همراه با وارد کردن خسارات مهم به ایران باشد.
موانع حمله آمریکا به ایران
ترامپ هم در اظهارات خود در کنفرانس خبری با نتانیاهو و هم با انتشار توئیت جنجالی درباره اغتشاشات ایران، نشان داد دستکم در موقعیت و زمان فعلی، با حمله نظامی مجدد به ایران موافق است. ضمن اینکه توئیت ترامپ نشان داد او تمایل دارد حمله نظامی احتمالی به ایران را در پوشش و به بهانه حمایت از مردم ایران انجام دهد اما این حمله نیازمند آن است که مقدمات و شرایط لازم فراهم شود. همانطور که گفته شد، باید اغتشاشات، مسلحانه و وارد فاز بسیار خشن شده و پروژه کشتهسازی در سطح لازم برای حمله محقق شود. همچنین گروهکهای تروریست تجزیهطلب نیز باید بتوانند سطحی بیسابقه از درگیری مسلحانه را به نمایش بگذارند. بنابراین یکی از موانع پیش روی حمله نظامی آمریکا به ایران، ناکامی اغتشاشات است. اگر اغتشاشات نتواند منتهی به ایجاد بهانه و پوشش برای حمله احتمالی آمریکا به ایران شود، آن وقت بسیار بعید است ترامپ دستکم به این بهانه، پروژه حمله نظامی به ایران را اجرایی کند. مانع دیگر، برآوردهای مربوط به هزینهها و خسارات حمله نظامی احتمالی به ایران، در سیا و پنتاگون است.
مورد ونزوئلا یکی از مواردی است که بررسی جوانب و مختصات آن نشان میدهد ترامپ تمایل ندارد وارد جنگ یا تنشی شود که برای او و آمریکا هزینههای ملموس و چشمگیر در پی داشته باشد. در حالی که او از نزدیک به ۴ ماه پیش بخشی از ناوگان ایالات متحده به استعداد ۱۵ هزار نیروی نظامی را در آبهای اطراف ونزوئلا مستقر کرده بود اما نهایتا تصمیم گرفت موضوع را به سیا واگذار و با ربایش مادورو، فعلا پرونده حمله گسترده به ونزوئلا را متوقف کند. بنابراین مورد ونزوئلا یک بار دیگر - دستکم در ظاهر- نشان داد ترامپ ترجیح میدهد آمریکا را وارد جنگ طولانیمدت، همراه با خسارتهای جانی و نظامی نکند. از سوی دیگر تمایل ترامپ به اقدامات نمایشی نیز مشهود است؛ کما اینکه ربایش مادورو نیز متکی به نمایش و اقدامات هالیوودی بود.
یکی از موارد بسیار موثری که ایران برای جلوگیری از جنگ میتواند انجام دهد، این است که برآوردها و محاسبات سازمان سیا و پنتاگون به این سمت و سو برود که هر نوع اقدام نظامی علیه ایران، برای آمریکا هزینهها و خسارتهای هنگفت جانی و سیاسی به همراه خواهد داشت. به اعتقاد کارشناسان، اگر محاسبات سازمان سیا و پنتاگون احتمال بدهد حمله نظامی آمریکا به ایران، احتمالا باعث کشته شدن صدها نظامی آمریکایی مستقر در منطقه خواهد شد، این موضع تاثیر بسیار زیادی بر تصمیم نهایی ترامپ درباره حمله به ایران خواهد گذاشت. البته موضوع صرفا به تلفات جانی نظامیان آمریکایی محدود و منحصر نمیشود. حتی اگر ترامپ قبل از حمله احتمالی به ایران، همه نظامیان خود را از منطقه غرب آسیا و از دسترس ایران خارج کند (که موضوعی بعید است) ناوها و کشتیهای جنگی آمریکا، حتی در فواصل دور نیز میتوانند هدف موشکها و پهپادهای ایران باشند. در جریان درگیری نظامی نیروهای ارتش یمن با نظامیان آمریکایی، هدف قرار گرفتن ناوها و کشتیهای جنگی آمریکایی در دستور کار ارتش یمن قرار گرفت. اگرچه یمنیها از توانایی و امکانات بسیار کمتر و محدودتری نسبت به ایران برخوردارند اما موفقیتهای قابل توجهی در هدف قرار دادن ناوها و کشتیهای جنگی آمریکا کسب کردند، به گونهای که با وجود سانسور این حملات توسط دولت و رسانههای آمریکایی، گزارشاتی مبنی بر تلفات نظامیان آمریکایی و خسارتهای وارده به شناورهای جنگی آمریکا حتی جنگندههای مستقر بر این ناوها منتشر شد که حاکی از وارد آمدن خسارتهای مهم به ارتش آمریکا بود. همانگونه که گفته شد، ارتش یمن نسبت به نیروهای نظامی ایران، قطعا توانمندی و امکانات محدودی دارد اما نشان داد هدف قرار دادن شناورهای آمریکایی، امری ممکن و شدنی است.
در این بین، یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن انگیزه و اراده ایران برای نشان دادن واکنش قاطع به حمله نظامی آمریکاست. در جنگ ۱۲ روزه، در جریان حمله موشکی به پایگاه العدید، ایران ثابت کرد اراده و انگیزه لازم را برای هدف قرار دادن آمریکاییها دارد. قطعا کارشناسان نظامی آمریکایی پس از این حمله برآوردهایی واقعی از میزان قدرت و دقت موشکهای ایران به دست آوردهاند. به همین خاطر حمله موشکی به العدید، قابلیت، ظرفیت و امکانات ایران برای ضربه زدن به آمریکا را ثابت کرد.
واکنش مقامات ایرانی به توئیت تهدیدآمیز ترامپ نیز انگیزه و اراده ایران برای نشان دادن واکنش قاطع به هر نوع حمله نظامی آمریکا به ایران را آشکار کرد. کما اینکه واکنش علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی به توئیت ترامپ، این احتمال و ذهنیت را ایجاد کرده است که در ایران، از قبل، درباره کمیت و کیفیت حمله به آمریکاییها در صورت حمله نظامی این کشور به ایران، جمعبندی لازم شده و تصمیمات برای اجرای این واکنش نیز اتخاذ شده است. به همین خاطر، واکنش لاریجانی به توئیت تهدیدآمیز ترامپ از این جهت مهم و قابل توجه است که در محاسبات و برآوردهای طرف آمریکایی درباره میزان خسارات آمریکا در صورت هر نوع حمله نظامی به ایران، اثر خواهد گذاشت.