اخبار محرمانه - صبح نو / متن پیش رو در صبح نو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
تحولات چند روز اخیر در اردوگاه اصلاحطلبان، بهویژه برگزاری نخستین کنگره حزب تازهتأسیس «عهد ایران»، بار دیگر شکافهای عمیق و حلنشده در این جریان سیاسی را به صدر تحلیلها در حوزه سیاسی بازگرداند. اصلاحطلبی که زمانی خود را تنها آلترناتیو درونساختاری سیاست ایران معرفی میکرد، اکنون نهتنها با بحران پایگاه اجتماعی، بلکه با بحران هویت، راهبرد و حتی بقا مواجه است. تأسیس حزب عهد را باید در متن همین بحران مزمن فهم کرد؛ بحرانی که دیگر با بیانیه و شعار قابل پنهانسازی نیست.
بازار ![]()
از اصلاحات دوم خرداد تا اصلاحات بیقرار امروز
جریان اصلاحات از دوم خرداد ۱۳۷۶ تاکنون، مسیر پرنوسان و پرتناقضی را طی کرده است. اصلاحطلبی در دهه نخست، خود را حامل گفتمانی تازه در سیاست ایران معرفی کرد؛ گفتمانی که وعده مشارکت، قانونگرایی و توسعه سیاسی میداد، اما با گذر زمان، این جریان به تدریج از تولید ایدههای نو فاصله گرفت و بیش از آنکه یک پروژه فکری باشد، به یک هویت انتخاباتی تقلیل یافت.
در دهه ۱۳۹۰، اصلاحطلبان عملا به جریان «مدیریت مشارکت» تبدیل شدند؛ جریانی که نه قادر به تحقق مطالبات حداکثری بود و نه حاضر به پذیرش مسئولیت ناکامیها. نقطه عطف این فرسایش، حوادث پس از سال ۱۴۰۰ و سپس انتخابات مجلس دوازدهم بود؛ جایی که بخش قابلتوجهی از اصلاحطلبان، راهبرد «عدم مشارکت» و قهر با انتخابات را برگزیدند.
انتخابات مجلس دوازدهم، شکاف درونی اصلاحات را از سطح اختلاف نظر به سطح تقابل گفتمانی ارتقا داد. جبهه اصلاحات ایران با صدور بیانیهای، عملا راهبرد تحریم را انتخاب کرد و مشارکت را فاقد معنا دانست. در مقابل، طیفی از فعالان اصلاحطلب، بهویژه در احزاب کارگزاران، اعتماد ملی و ندای ایرانیان و گروهی از روشنفکران، با انتشار بیانیه «روزنهگشایی» این رویکرد را به چالش کشیدند.
این اختلاف صرفا تاکتیکی نبود؛ بلکه نشانه دو قرائت متفاوت از سیاست بود. یک قرائت، سیاست را عرصه اعتراض دائمی و فشار از بیرون میدید و قرائت دیگر، سیاست را میدان چانهزنی، توافق و استفاده از فرصتهای حداقلی. حزب عهد ایران، محصول رسمی و تشکیلاتی همین قرائت دوم است.
انتخابات زودهنگام ۱۴۰۳؛ تعمیق شکاف
در انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری ۱۴۰۳ نیز این شکاف ادامه یافت. بیانیه ۱۵۱ نفره اصلاحطلبان میانهرو که بر اصلاحگری تدریجی و توافقهای مسألهمحور تأکید داشت، با واکنش تند طیف رادیکال مواجه شد. انتخاب آذر منصوری به ریاست جبهه اصلاحات، بدون رقابت جدی، خود به نمادی از انسداد درونی این جریان بدل شد.
در چنین فضایی، ایده تأسیس یک حزب جدید، واکنشی بود برای خروج از انجماد تشکیلاتی و بنبست گفتمانی.
تولد «عهد ایران»؛ اصلاحطلبی در وضعیت اضطرار
حزب «عهد ایران» رسما اعلام کرد که برآمده از احساس نیاز مشترک مؤسسانش است؛ نیازی برای حفظ سیاستورزی در شرایطی که بخشهایی از اصلاحات عملا به خروج از سیاست رسمی رضایت دادهاند. علی باقری، رئیس هیأت مؤسس و دبیرکل حزب، تصریح کرد که جلسات شکلگیری این حزب از دو سال پیش آغاز شده و تأسیس آن حاصل یک روند طولانی است، نه یک تصمیم لحظهای.
عهد ایران خود را اصلاحطلب، عدالتخواه، آزادیخواه و میانهرو معرفی میکند؛ ترکیبی آشنا که بیش از آنکه نوآورانه باشد، یادآور تلاش برای بازسازی اصلاحطلبی کلاسیک دهه هفتاد است. تأکید مکرر بر «توافقسازی» و «وفاق ملی» نشان میدهد که این حزب، به خوبی محدودیتهای قدرت عینی و ظرفیتهای جامعه را درک و از رؤیای فشار حداکثری عبور کرده است.
نخستین کنگره حزب عهد ایران با حضور طیفی از چهرههای باسابقه اصلاحطلب برگزار شد. حضور افرادی چون محمدجواد ظریف، بهزاد نبوی، عباس آخوندی و حسین مرعشی، بیانگر وزن نمادین و تاریخی آن است.
سخنان بهزاد نبوی و تأکید بر اصلاحطلبی تدریجی، اعترافی صریح به شکست رویکردهای رادیکال بود. ظریف نیز با ادبیاتی جهانینگر، بر عبور از نگاههای گذشتهمحور و تهدیدمحور تأکید کرد و مردم را بزرگترین سرمایه ایران دانست.
در کنار این سخنان، محمدرضا جلاییپور صریحتر از دیگران سخن گفت و اعلام کرد که روزنهگشایان حاضرند برای عبور ایران از بحرانها، حتی از آبروی خود هزینه کنند. این گزاره، بیش از هر چیز نشاندهنده نگرانی اصلاحطلبان میانهرو از مصادره «عدم مشارکت» توسط دشمنان خارجی است.
با همه این تفاسیر، حزب عهد ایران با این پرسش بنیادین مواجه است که تفاوت عملی آن با دیگر احزاب اصلاحطلب چیست؟ به نظر می رسد عهد را می توان حاصل تجربه اصلاحات و واقع نگری و حرکت به سمت اصلاحات نهادی دانست.
باید توجه داشت که «عهد ایران» در واقع واکنشی به شکست اصلاحطلبی رادیکال است، نه جایگزینی برای آن. اصلاحطلبان میانهرو دریافتهاند که سیاست قهر، نهتنها اصلاحات را نجات نداد، بلکه آن را به حاشیه راند.
واکنش منفی بخشی از اصلاحطلبان رادیکال به تأسیس حزب عهد، خود گواهی بر عمق این شکاف است. اتهام «سازشکاری» و «فاصله گرفتن از مطالبات حداکثری» بار دیگر تکرار شد، بیآنکه پاسخی روشن به این پرسش داده شود که راهبرد تحریم و انسداد چه دستاوردی داشته است.
در واقع، نزاع امروز اصلاحطلبان، نزاع بر سر «بودن یا نبودن» در سیاست رسمی است. عهد ایران انتخاب کرده که بماند، حتی با هزینه از دست دادن بخشی از سرمایه نمادین اصلاحطلبی رادیکال.
اصلاحات در آستانه یک انتخاب سخت
حزب عهد ایران را باید محصول شرایط جدید سیاست در ایران دانست؛ شرایطی که در آن، سیاستورزی بدون واقعگرایی، محکوم به حذف است. این حزب اگرچه نمیتواند ادعای نوسازی گفتمانی اصلاحات را داشته باشد، اما تلاشی است برای جلوگیری از فروپاشی کامل این جریان.
موفقیت یا شکست عهد، نه به تعداد سخنرانان کنگره، بلکه به توان آن در ارائه راهحلهای عملی و فاصله گرفتن از کلیگوییهای مزمن اصلاحطلبی وابسته است. حزب عهد را می توان نماد میانه در اصلاحات دانست که رقبای سرسختی خواهد داشت.