پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

۴ نکته درباره تفاهم ایران و آمریکا: از «کیش شخصیت ترامپ» تا «انتقام از اسرائیل»

۴ نکته درباره تفاهم ایران و آمریکا: از «کیش شخصیت ترامپ» تا «انتقام از اسرائیل»
اخبار محرمانه - عصر ایران / اگر تحریم ها رفع و روابط بین المللی ایران عادی شود و در داخل نیز تندروها تضعیف شوند و سهم صدایشان به اندازه خودشان تعریف شود، آنگاه خواهیم دید که ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - عصر ایران / اگر تحریم ها رفع و روابط بین المللی ایران عادی شود و در داخل نیز تندروها تضعیف شوند و سهم صدایشان به اندازه خودشان تعریف شود، آنگاه خواهیم دید که ایران، چقدر سریع خود را باز خواهد یافت و به کشوری در شأن نام ایران تبدیل خواهد شد. این بزرگ ترین ضربه به دشمنان و بدخواهان ایران و قدرتمندترین انتقام از آنها خواهد بود.
سرانجام یادداشت تفاهم ایران و آمریکا به امضای رؤسای جمهوری دو کشور رسید و از همان لحظه، قابلیت اجرایی پیدا کرد. رئیس جمهور پاکستان نیز به عنوان میانجی، آن را امضا کرد.
در این باره چند نکته زیر قابل تامل است:
1 - ترامپ به شدت دچار کیش شخصیت است و خود را محور عالم و آدم می پندارد. او حتی به عنوان یک رئیس جمهور آمریکا، به روسای جمهور پیش از خودش نیز نه تنها احترام نمی گذارد بلکه به آنها علناً و رسماً توهین هم می کند. مثلاً روی تن باراک اوباما، عکس سر میمون می گذارد یا همانند همین چند روز قبل، امضای بایدن را تمسخر می کند. انگار از این که در دنیا، کسان دیگری هم رئیس جمهور آمریکا بوده و باعث شده اند او تنها دارندۀ این عنوان نباشد، ناراحت است!
به همین دلیلِ شخصیتی است که به راحتی، بسیاری از توافق های دولت های قبلی آمریکا را نادیده گرفت و از جمله، از برجام که در زمان اوباما شکل گرفته بود، خارج شد.
بعد از آن و در همان دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ، دلسوزان ایران می گفتند که می شود با همین ترامپ، دوباره همین برجام را با تغییراتی حداقلی و حتی به سود ایران امضا کرد تا او بتواند بگوید این من بودم که پرونده هسته ای ایران را حل کردم نه اوباما.
با این حال، چنین نشد و توافقی با ترامپ تشنۀ خودنمایی صورت نگرفت و چرخ روزگار ما را به امروز رساند و تفاهم نامه ای که برای ایران بهتر از برجام است، به امضای شخص ترامپ رسید.
این که تفاهم نامه به امضای ترامپ رسیده، خودش تا حد زیادی می تواند به قوام و بقای آن کمک کند زیرا شخصیتی با مختصات ترامپ، پاره کردن امضای خودش را برنمی تابد. این بدان معنا نیست که امضای ترامپ را تضمین بدانیم ، بلکه نشاندن امضای او پای تفاهم نامه، اقدامی زیرکانه برای "درگیر کردن شخصی او" با این سند مهم است که می خواهد بگوید "من" این کار را انجام دادم و نه حتی معاون یا وزیر خارجه ام.
2 - پرسیده می شود تضمین این توافق چیست؟ واقعیت این است که در جهان قدرت‌محور امروز و در روابط سیاست بین الملل، چیزی به نام تضمین قانونی و قراردادی وجود ندارد. بلکه این نوع روابط کشورهاست که روندهای آتی و از جمله پایبندی کشورها به تعهدات شان را تعیین می کند. مثلاً برجام در عالی ترین سطوح شکل گرفته بود و حتی منجر به لغو تحریم های سازمان ملل نیز شد؛ با این حال، فردی بی پرنسیب مانند ترامپ زیر میز برجام زد و شد آنچه شد.
الان هم هیچ تضمینی نه برای این تفاهم نامه و نه برای هیچ کدام از معاهدات سیاسی بین المللی وجود ندارد. هنر کشورداری این است که با ترکیبی از مولفه های قدرت، کشورهای دیگر را در مسیر مطلوب یا نزدیک به مطلوب خودمان قرار دهیم. مثلاً با تقویت مستمر قدرت نظامی کشور و مدرن سازی آن، هزینه تعرض به کشور را افزایش دهیم یا با پیوستن به اتحادهای منطقه ای، هم افزایی کنیم، یا تنش های غیرضرور با دیگران را صفر کنیم، یا منافع اقتصادی مشترک با کشورهای دیگر تعریف کنیم تا حفظ ثبات و امنیت در ایران برای آنها به معنای حفظ منافع خودشان باشد و... ؛ فرض کنید اگر در خارک و عسلویه شرکت های نفتی آمریکایی پروژه داشتند یا مثلاً هاب تولید و صادرات منطقه ای برخی محصولات آمریکایی مانند جنرال موتورز در ایران بود، آیا به این راحتی به سمت ایران شلیک می کردند؟ این البته بدان معنا نیست که چنین مشارکت هایی مانع از هر گونه جنگ است بلکه می تواند کفه محاسبات را علیه جنگ سنگین تر کند.
قطعاً در کنار همه این ها، تضمین نهایی، قدرت نظامی یک کشور است که اگر تضامین اقتصادی و سیاسی و منطقه ای و ... کارگر نبودند، بازدارندگی نظامی، مانع از دست درازی خارجی باشد یا در صورت تعرض، از کشور دفاع کند.
اگر هم امروز می گوییم توافق کنونی، دستکم روی کاغذ، بهتر از برجام است به این دلیل است که در ماجرای اخیر، قدرت نظامی ایران نیز دخیل بود. کوته فکری است اگر تصور کنیم توافق کنونی بدون به کارگیری ابزار نظامی توسط ایران و مشخصاً موشک ها و پهپادها به دست می آمد. اگر این تفاهم نامه اجرایی شود و منجر به لغو کامل تحریم ها شود، در آن روز باید ملت بار دیگر و به طور ویژه، از نیروهای مسلح کشورش قدردانی کند.
مخلص کلام آن که تضمین در روابط بین الملل، در جایی خارج از داخل کشور نیست و مجموعه توانمندی های کشور از "اتحاد ملی، اعتماد بین دولت و ملت و همگرایی سیاسی داخلی" گرفته تا "توان اقتصادی و دیپلماتیک و قدرت نظامی"، تعیین کننده همه چیز است.
3 - این تفاهم نامه به معنای پایان خصومت و رفع قطعی خطر جنگ نیست خاصه آن که از یک سو، اسرائیلی وجود دارد که تمام توان خود را مصروف برهم زدن آن می کند و خواهد کرد و از دیگر سو، مذاکرات پیچیده ای در پیش داریم که حتماً با سرسختی های طرف مقابل مواجه خواهیم شد و نتیجه نیز از حالا مشخص نیست. بنابراین نباید خام اندیش بود؛ از این رو در عین مذاکره با آمریکا، باید:
- توانمندی های نظامی خود را ترمیم و تقویت کنیم
- همبستگی ملی را ارتقا دهیم و جریان های تفرقه ساز که در لباس انقلابی گری، فتنه گری می کنند را خنثی کنیم
- در یارگیری جهانی برای اجرایی شدن تفاهم نامه و رسیدن به توافق نهایی مبتنی بر متن یادداشت تفاهم کنونی تسریع کنیم
- و سرانجام با همه اختلافات موجود، با نگاهی ملی، از مذاکره کنندگان ایرانی در روند پیش رو حمایت کنیم و این نکته ساده را بفهمیم که آنها سربازان وطن در جبهه دیپلماسی هستند و باید پشت شان به ملت شان گرم باشد تا با اقتدار و اعتماد به نفس مذاکره کنند.
4 - اگر تحریم ها رفع و روابط بین المللی ایران عادی شود و در داخل نیز تندروها تضعیف شوند و سهم صدایشان به اندازه خودشان تعریف شود، آنگاه خواهیم دید که ایران، چقدر سریع خود را باز خواهد یافت و به کشوری در شأن نام ایران تبدیل خواهد شد. این بزرگ ترین ضربه به دشمنان و بدخواهان ایران و قدرتمندترین انتقام از آنها خواهد بود.
بازار


نظرات شما