اخبار محرمانه - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهمترین مسئله، همان موضوعی که به جنگ منجر شد، آینده برنامه هستهای ایران و ذخایر اورانیوم با غنای بالای آن است. این پرسش در تفاهمنامه به مذاکراتی موکول شده که احتمالاً بسیار پیچیده و پرتنش خواهند بود. ایران بارها گفته است که به دنبال سلاح هستهای نیست؛ بنابراین یک تضمین تازه در این زمینه، عملاً چیز زیادی به معادله اضافه نمیکند.
بازار ![]()
انتظار میرود کاخ سفید پس از اعلام توافق پایان جنگ میان واشنگتن و تهران، آن را دستاورد بزرگی معرفی میکند. بااینحال، منتقدین دولت ترامپ و حتی بعضی از متحدین جمهوریخواه او در دستاورد تلقی کردن آن تردیدهای جدی روا میدارند.
درباره بعضی از اجزای تفاهم
به نوشته والاستریت ژورنال، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز یکشنبه بزرگترین هدیه تولد خود را زمانی دریافت داشت که اعلام کرد که دو کشور به یک توافق اولیه دست یافتهاند. این تحول میتواند یک گشایش بسیار بزرگ پس از نزدیک به چهار ماه درگیری آشفته باشد؛ درگیریای که اقتصاد جهانی را با اختلال مواجه کرده است؛ اما آیا این توافق واقعاً واقعی و پایدار است؟ در اینجا چند نکته وجود دارد که باید با دقت آنها را زیر نظر گرفت:
تنگه هرمز: ترامپ اشاره کرد که تنگه هرمز پس از امضای رسمی توافق در روز جمعه بازگشایی خواهد شد. او گفت: «بدینوسیله مجوز بازگشایی آن را صادر میکنم.» اگر تنگه واقعاً باز شود و کشتیها بتوانند از آن عبور کنند، این امر میتواند تأثیری عظیم بر جریان نفت و مجموعهای از کالاهای دیگر داشته باشد و محرک بزرگی برای اقتصاد جهانی باشد. بااینحال، بین شب یکشنبه و روز جمعه اتفاقات زیادی میتواند رخ دهد.
محاصره دریایی: کاخ سفید یک محاصره دریایی علیه کشتیهای ایرانی اعمال کرده بود که هدف آن، در اصل، تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران بود. ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که همزمان با بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران، این محاصره را لغو خواهد کرد. اگر محاصره برداشته شود، احتمالاً ایران تمایل بیشتری برای ادامه مذاکرات با کاخ سفید درباره موضوعات دیگر خواهد داشت، زیرا فشار بر اقتصاد این کشور کاهش مییابد.
اسرائیل: یکی از بزرگترین موانع مذاکرات در ماههای گذشته، اسرائیل بوده که به بمباران اهدافی در داخل لبنان ادامه داده است. ایران گفته بود که این موضوع یک مانع اساسی و ناپذیرفتنی برای توافق است. ترامپ در ابتدا نگرانیها درباره حملات اسرائیل علیه ایران را نادیده میگرفت، اما در هفتههای اخیر از اینکه اسرائیل حاضر به عقبنشینی و توقف عملیات نبود، بهشدت خشمگین شده است. حملات اسرائیل تا صبح یکشنبه نیز ادامه یافت و واکنش تند ترامپ را در پی داشت. اکنون آیا اسرائیل عقب خواهد نشست؟
البته باید توجه داشت که در طول ماههای گذشته، این مذاکرات مملو از گامهای نیمهکاره و اشتباهات مختلف بوده است؛ اما فضای شب یکشنبه تا حدی متفاوت به نظر میرسید؛ فضایی همراه با احساس قابلتوجهی از آسودگی خاطر در هر دو سوی آمریکا و ایران. آیا اسرائیل به این دو کشور فرصت خواهد داد که به گفتوگوها ادامه دهند؟ آیا نیروهای مورد حمایت ایران مهارشدنی خواهند بود یا کنترل آنها دشوار خواهد شد؟ عوامل و متغیرهای فراوانی در این میان دخیل هستند.
چند پرسش هنوز بیپاسخ
استفان کولینسون، تحلیلگر ارشد شبکه خبری سیانان، در یادداشتی پیرامون موضوع مینویسد که آزمون واقعی توافق ترامپ با ایران تنها زمانی فرا میرسد که جنگ متوقف شود. به نوشته او، بنبست خاورمیانه فاقد آن وضوحی است که در ضربات ناکاوت داخل قفس مسابقه در چمن جنوبی کاخ سفید دیده میشود. بر اساس این تفاهم، درگیریها برای ۶۰ روز متوقف خواهند شد، کنترل خفهکننده ایران بر مسیرهای حملونقل نفت در تنگه هرمز پایان مییابد و محاصره دریایی آمریکا نیز لغو میشود. قرار است این توافق پس از مراسم امضا در سوئیس در روز جمعه اجرایی شود.
کمبود جزئیات و همچنین مفاد شناختهشده توافق، سه پرسش فوری را پیش روی ترامپ قرار داده است؛ پرسشهایی که توازن راهبردی آینده خاورمیانه، جایگاه این جنگ در تاریخ و تأثیر آن بر میراث ریاستجمهوری ترامپ را تعیین خواهند کرد:
آیا بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی صرفاً به معنای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ است، درحالیکه مسئله حیاتی هستهای همچنان حلنشده باقی مانده است؟
آیا ترامپ اکنون به دستیابی به توافقی هستهای نزدیکتر شده که از توافق مورد حمایت و نظارت بینالمللیِ دولت اوباما بهتر باشد؛ توافقی که ایران تا زمانی که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود آن را کنار گذاشت، به آن پایبند بود؟
و مهمتر از همه، آیا جنگی که اکثریت آمریکاییها خواهان آن نبودند و موجب سختیهای عظیم جهانی شد، فراتر از تضعیف تواناییهای نظامی متعارف ایران، دستاوردی داشته است که هزینههای آن را توجیه کند؟
در سطحی گستردهتر، پیامدهای پس از جنگ نشان خواهد داد که آیا تلاش ترامپ برای تحمیل قدرت نظامی مؤثر بوده یا اینکه به یک تحقیر دیگر برای آمریکا در خاورمیانه انجامیده است؛ تحقیری که این تصور را، بهویژه در چین، تقویت میکند که قدرت آمریکا در حال افول است.
شکافها در تفسیر تفاهمنامه؛ بازگشت دوباره به جنگ سرد؟
با این حال، برداشتهای متفاوت از معنای این تفاهمنامه از همین حالا در حال شکلگیری است. آمریکا تأکید دارد که هرگونه آزادسازی داراییهای ایران یا لغو تحریمها بهطور سختگیرانه به پایبندی ایران وابسته خواهد بود. در مقابل، تهران اعلام کرده که شمارش معکوس ۶۰ روزه تنها زمانی آغاز میشود که واشنگتن پرداخت میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران را شروع کند.
بیاعتمادی میان آمریکا و ایران چنان عمیق است و تنشها میان اسرائیل و تهران آنقدر بالاست که اگر این توافق تا زمان امضای رسمی دوام بیاورد، خود یک دستاورد بزرگ محسوب خواهد شد. به گفته کریم سجادپور، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی: «این در واقع یک توقف موقت در جنگی داغ میان آمریکا و ایران است. سپس دوباره به وضعیت جنگ سرد با ایران بازخواهیم گشت. این توافق منازعه را حل نمیکند. دشوارترین مسائل به مذاکرات آینده موکول شده و من چندان خوشبین نیستم که ظرف ۶۰ روز حل شوند.»
بدگمانی متقابلی که مذاکرات را مختل کرده بود و میتواند بر گفتوگوهای آینده نیز سایه بیفکند، روز یکشنبه کاملاً آشکار بود. یک مقام آمریکایی گفت ایران اعلام توافق را تا پس از نیمهشب به وقت تهران به تأخیر انداخت. این زمانبندی به ایران اجازه داد از همزمان شدن اعلام توافق با روز تولد ترامپ پرهیز کند، اما همزمان به رئیسجمهور آمریکا امکان داد این توافق را بهعنوان هدیهای بهموقع برای خود معرفی کند.
چه کسی تنگه را بست؟
این تفاهمنامه خوشبینی بازارها را تقویت خواهد کرد که دورهای از آشفتگی شدید اقتصادی رو به پایان است؛ بهویژه اگر دهها نفتکش که ماهها در خلیج فارس گرفتار شده بودند، بتوانند دوباره حرکت کنند. شوک انرژی ناشی از جنگ موجب جهش قیمت بنزین در سراسر جهان شد و با تشدید تورم، بحران هزینههای زندگی میلیونها آمریکایی را بدتر کرد.
بااینحال، تحلیلگران هشدار دادهاند که حتی اگر قیمت نفت شروع به کاهش کند، ماهها زمان لازم خواهد بود تا آسیبهای واردشده به زنجیرههای تأمین و پیامدهای اقتصادی آن جبران شود. وعده ایران برای دریافت عوارض از کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند نیز عامل دیگری است که باید در نظر گرفته شود.
تام کلوزا، تحلیلگر ارشد انرژی شرکت گلف اویل، به سیانان گفت: «میتوانید بگویید ایران تنگه هرمز را بست یا محاصره آمریکا باعث آن شد، اما در واقع این شرکتهای بیمه بودند که مسیر را متوقف کردند. تا زمانی که آنها کاملاً مطمئن نشوند کشتیها میتوانند با امنیت وارد و خارج شوند، ممکن است حاضر نباشند برخی از این شناورهای فوقالعاده بزرگ را بیمه کنند.»
از نظر سیاسی، ترامپ نیاز دارد که اوضاع سریعاً بهبود یابد. بااینحال، مسئله این است که آیا ترامپ از پایان دادن به جنگی که نظرسنجیها نشان میدهند اکثر آمریکاییها با آن مخالف بودند و او خود نیز در توضیح ضرورت آن با مشکل مواجه بود، سود سیاسی قابلتوجهی به دست خواهد آورد یا نه. به همین دلیل موفقیت مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران و کارآمدی تفاهمنامه روز یکشنبه، برای اثبات این موضوع که آمریکاییها در برابر رنجهای خود چیزی به دست آوردهاند، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. اما تهران در طول این درگیری که از فوریه آغاز شد، نشان داده است که فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ را بهخوبی درک میکند و سابقهای طولانی در فرسایشی کردن مذاکرات دارد.
باز کردن تنگهای که باز بود
نویسنده نشریه واشنگتنپست اما نگرش منفیتری نسبت به عملکرد ترامپ دارد. گزارش این نشریه در همان عنوان خود مینویسد: ترامپ میخواست نظام ایران را درهم بشکند؛ در نهایت به بازگشایی تنگه هرمز رضایت داد. توافقی که در حال شکلگیری است به جنگی پرهزینه پایان میدهد، اما نظام ایران را در قدرت نگه میدارد و آینده برنامه هستهای این کشور را همچنان به مذاکرات بعدی موکول میکند.
واشنگتنپست در ادامه مینویسد: در نزدیک به چهار ماهی که از آن زمان گذشته، سران ایران توانستند نشان دهند که قادرند در برابر حملات سنگین قدرتمندترین نیروی نظامی تاریخ مقاومت کنند، تنگه هرمز را ببندند، بازارهای جهانی انرژی را فلج کنند و شکافی عمیق میان ترامپ و نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، ایجاد کنند؛ تاجاییکه رئیسجمهور آمریکا بخشی از جشن هشتادمین سالگرد تولد خود در روز یکشنبه را صرف ناسزا گفتن به همتای اسرائیلیاش در برابر خبرنگاران کرد.
ترامپ و نزدیکترین همکارانش در تبلیغ توافقی که درگیریها را متوقف کرد، اعلام کردند که ایران پذیرفته به دنبال دستیابی به سلاح هستهای نرود؛ اما سران ایران که طی دههها بارها چنین تعهدی را دادهاند، روز یکشنبه اشاره کردند که گفتوگوهای دشوار درباره برنامه هستهای آنها هنوز در پیش است و تنها پس از رفع محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران آغاز خواهد شد.
با توجه به اینکه جزئیات توافق روز یکشنبه هنوز آشکار نشده و مسائل هستهای همچنان مبهم باقی ماندهاند، کارشناسان معتقدند هنوز برای ارزیابی میراث نهایی این درگیری زود است؛ جنگی که پنج هفته و نیم نبرد شدید را دربر گرفت و سپس بیش از دو ماه آتشبسی شکننده را تجربه کرد؛ درحالیکه ذخایر جهانی نفت بهتدریج کاهش مییافت. اما رویکرد ترامپ تغییر کرده است. رئیسجمهور آمریکا با اقداماتی نظامی که ممکن است صلح را به خطر اندازد مخالفت کرده؛ همانگونه که روز یکشنبه در برابر نتانیاهو چنین کرد.
نقد متحدین ترامپ از توافق
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، روز یکشنبه به فاکسنیوز گفت: «اگر ایرانیها به این توافق پایبند بمانند، خاورمیانه را برای پنجاه سال آینده بهطور بنیادین متحول خواهد کرد». او افزود: «این منطقه از جهان در تمام طول زندگی من و حتی پیش از آن یک منطقه بحرانزده بوده است.» برخی کارشناسان خاورمیانه در این باره تردید دارند؛ هرچند بسیاری از آنان معتقدند توافقی که به جنگ پایان دهد و تنگه هرمز را بازگشایی کند، احتمالاً بهتر از ادامه جنگ است.
درحالیکه ترامپ مشغول تبلیغ توافق خود بود، برخی از سرسختترین حامیان او در جناح طرفدار برخورد سخت با ایران این پرسش را مطرح کردند که آیا پایان جنگ واقعاً جهان را به جای بهتری تبدیل کرده است یا نه. مارک لوین، مجری مشهور رادیویی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «چند روز است که میپرسم چرا ما مردم نمیتوانیم خود آن تفاهمنامه لعنتی را ببینیم؟ نه از طریق افرادی که از یک منبع ناشناس توجیه شدهاند.» لوین که در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ بارها درباره مسائل ایران با او گفتوگو کرده است، افزود: «صادقانه بگویم، هرگز چیزی شبیه این ندیدهام. اگر نتیجهای عالی برای صلح است، پس آن را منتشر کنید.»
سیاستگذاران ایرانی روز یکشنبه تقریباً هیچ اشارهای به مسائل هستهای نکردند؛ تفاوتی آشکار با تأکید طرف آمریکایی. آنان تلویحاً گفتند که پیش از پذیرش امتیازات مهم در موضوع هستهای، به کاهش قابلتوجه تحریمها نیاز دارند. مذاکرهکنندگان اکنون باید درباره توقف موقت غنیسازی بیشتر سوخت هستهای و همچنین سرنوشت ذخایر کنونی اورانیوم با غنای بالا گفتوگو کنند؛ ذخایری که تهران پس از خروج ترامپ از توافق هستهای دوران اوباما در سال ۲۰۱۸ توسعه داد.
دن شاپیرو، که در دولت بایدن روی پرونده ایران کار کرده و هنگام شکلگیری توافق هستهای ۲۰۱۵ سفیر آمریکا در اسرائیل بود، در شبکه ایکس نوشت: «ایران بهخوبی میداند چگونه این مذاکرات را طولانی کند و در طول مسیر امتیازاتی را برای خود ذخیره کند.» او افزود: «ممکن است هرگز توافقی حاصل نشود و بسیار محتمل است که اگر توافقی هم به دست آید، از آنچه پیش از جنگ از طریق دیپلماسی میتوانستیم به دست آوریم، بدتر باشد.» شاپیرو معتقد است میراث توافق روز یکشنبه احتمالاً محدودتر از آن چیزی خواهد بود که حامیان آن ادعا میکنند؛ میراثی که همزمان درسی مهم نیز برای ایران خواهد داشت؛ درسی که شاید در آینده بخواهد از آن استفاده کند. او گفت: «بازگشایی تنگه هرمز مهمترین نتیجه این توافق است؛» و در پایان افزود: «ایران یک اهرم فشار نظری را به یک اهرم واقعی و بسیار قدرتمند تبدیل کرده است؛ اهرمی که هزینههایی را بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده و رئیسجمهور ترامپ را نیز بهشدت نگران کرده است.»