چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
تحلیل ویژه

سرمقاله اعتماد/ هنر، امداد اجتماعی و ضرورت تولید شادی در بحران

سرمقاله اعتماد/ هنر، امداد اجتماعی و ضرورت تولید شادی در بحران
اخبار محرمانه - اعتماد / «هنر، امداد اجتماعی و ضرورت تولید شادی در بحران» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم علی ربیعی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: در روزگار ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - اعتماد / «هنر، امداد اجتماعی و ضرورت تولید شادی در بحران» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم علی ربیعی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
در روزگار بحران، جامعه فقط با آسیب‌های عینی و بیرونی مواجه نیست؛ آنچه به همان اندازه اهمیت دارد، فرسایش درونی جامعه است: کاهش امید، تضعیف احساس امنیت، گسترش اضطراب و فرسودگی روانی. در چنین شرایطی، هر کنشی که بتواند همدلی، اعتماد و احساس با هم‌ بودن را تقویت کند، باید فراتر از یک اقدام نمادین دیده شود. در دوران جنگ متاسفانه از همه ظرفیت‌های نهادی برای آرامش جامعه نه تنها استفاده نشد، بلکه سیاستی برای ظرفیت‌‌سازی جهت حضور آنها نیز فراهم نشد. بسیاری از نهادهای مدنی در عرصه‌های مختلف از جمله هنر، به‌طور خلاقانه ابداعاتی را انجام دادند. سه شب اجرای گروه لیان با همکاری موزه سینما در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران، در قدردانی از آتش‌نشانان، نیروهای هلال‌احمر، اورژانس و گروه‌های امدادی و همچنین پرفورمنس کار مشترک خانه تئاتر، موسیقی و سینما با شرکت هنرمندانی همچون پرویز پرستویی و مرضیه برومند از همین جنس بود؛ رویدادی که باید آن را در قالب یک کنش اجتماعی و فرهنگی معنادار فهم کرد. 
بحران فقط زیرساخت‌ها را تخریب نمی‌کند: از منظر جامعه‌شناسی، بحران تنها به ویرانی‌های فیزیکی یا تلفات انسانی محدود نمی‌شود. هر بحران، به‌ویژه اگر تجربه‌ای جمعی و پراضطراب باشد، لایه‌های عمیق‌تری از زندگی اجتماعی را نیز درگیر می‌کند: اعتماد عمومی، حس تعلق، امنیت روانی و توان جامعه برای ادامه‌ دادن. به همین دلیل، نیروهایی که در دل بحران به یاری مردم می‌شتابند، فقط خدمات امدادی ارایه نمی‌کنند؛ آنها به جامعه این اطمینان را می‌دهند که در لحظات سخت، هنوز شبکه‌ای از مسوولیت، مراقبت و همراهی وجود دارد. نهادهای مدنی و همه سازمان‌ها و نهادهایی که در جریان جنگ اخیر با رشادت در کنار مردم ایستادند، در واقع حاملان نوعی «اخلاق مراقبت» بودند؛ اخلاقی که ستون پنهانِ تداوم زندگی اجتماعی در شرایط بحرانی است. 
شباهت عمیقِ هنر و امدادرسانی: شاید در نگاه نخست، میان فعالیت امدادگران و فعالیت هنرمندان فاصله‌ای جدی دیده شود، اما از منظر اجتماعی، این دو حوزه نقاط مشترک مهمی دارند. امدادگر با تنِ آسیب‌دیده و جانِ در معرض خطر سروکار دارد و هنرمند با روانِ آسیب‌دیده، با اندوه جمعی، با اضطراب‌ها و با نیاز جامعه به معنا و همراهی. سینما و موسیقی، به‌ویژه در زمانه رنج، فقط ابزار سرگرمی نیستند؛ آنها امکان بیان دردهای مشترک، کاهش احساس تنهایی و تقویت حس هم‌سرنوشتی را فراهم می‌کنند. هنر، اگر در کنار جامعه بایستد، می‌تواند بخشی از فرآیند ترمیم روانی و اجتماعی باشد. به همین دلیل، رفتار هنرمندانی که در این روزها در کنار مردم، در کنار نیروهای امدادی و در کنار رنج‌های اجتماعی قرار گرفته‌اند، باید در قالب مسوولیت‌پذیری اجتماعی فهم شود.
درک ضرورت نیاز جامعه به شادی: در کنار همدردی و همراهی، یک ضرورت مهم دیگر نیز وجود دارد که در زمانه بحران نباید از آن غفلت کرد: «ضرورت تولید شادی در جامعه». شادی، از منظر اجتماعی، امری تجملی یا حاشیه‌ای نیست. جامعه‌ای که زیر فشار بحران، اضطراب و اخبار تلخ قرار دارد، اگر امکان تجربه شادی جمعی، امید مشترک و تنفس عاطفی را از دست بدهد، به ‌تدریج دچار فرسودگی روانی و گسست اجتماعی می‌شود. شادی مسوولانه، به معنای نادیده ‌گرفتن رنج مردم نیست، بلکه به معنای کمک به جامعه برای ادامه ‌دادن است. موسیقی در این میان نقشی ویژه دارد. موسیقی می‌تواند همزمان هم یادآور دردهای مشترک باشد و هم امکان برخاستن، نفس ‌کشیدن و بازسازی انرژی جمعی را فراهم آورد. جامعه برای آنکه در برابر بحران‌ها تاب بیاورد، به همان اندازه که به امداد و حمایت نیاز دارد، به امید، معنا و شادی نیز نیازمند است.
پیوند هنر و جامعه، ضرورتی برای امروز ایران: امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است پیوند میان هنر و جامعه تقویت شود. نهادهای فرهنگی، اگر نقش خود را درست درک کنند، می‌توانند به کاهش شکاف‌های عاطفی، ترمیم حافظه جمعی و افزایش همبستگی اجتماعی کمک کنند. هنر زمانی بیشترین اثر را دارد که از مردم فاصله نگیرد و خود را در نسبت با مسائل واقعی جامعه تعریف کند. در این میان، تلاش‌هایی که برای پیوند دادن حوزه فرهنگ و مسائل اجتماعی صورت می‌گیرد، ازجمله اقداماتی که با پیگیری همایون اسعدیان در خانه سینما دنبال شده، شایسته توجه و تقدیر است. این رویکرد نشان می‌دهد که می‌توان از ظرفیت هنر نه فقط برای آفرینش زیبایی، بلکه برای تقویت مسوولیت جمعی و التیام اجتماعی نیز بهره برد.
قدردانی از امدادگران، به مثابه یک کنش اجتماعی: بزرگداشت امدادگران و نیروهای خدمات‌رسان را نباید صرفا یک حرکت احساسی یا تشریفاتی تلقی کرد. در علوم اجتماعی، به ‌رسمیت ‌شناختن فداکاری و تعهد گروه‌هایی که در متن بحران حضور داشته‌اند، نوعی تقویت سرمایه اجتماعی است. جامعه‌ای که بتواند ایثار، مسوولیت و همراهی را ببیند و ارج بگذارد، در واقع از ارزش‌هایی محافظت می‌کند که برای بقا و بازسازی خود به آنها نیاز دارد. از این رو، ابتکار خانه سینما، خانه تئاتر و همراهی خانه موسیقی در قدردانی از امدادگران، اقدامی ارزشمند و قابل تقدیر است. این حرکت نشان می‌دهد نهادهای فرهنگی می‌توانند از موقعیت صرفا حرفه‌ای خود فراتر بروند و در لحظات حساس، به نهادهایی اجتماعی و همدل تبدیل شوند. خانه سینما و خانه موسیقی، در این اقدام، در کنار بخشی از جامعه ایستاده‌اند که مستقیما با غم‌ها، زخم‌ها و دشواری‌های مردم مواجه بوده‌اند. 
عبور از بحران، بدون بازسازی عاطفی ممکن نیست: جامعه برای عبور از بحران، تنها به بازسازی زیرساخت‌ها و جبران خسارت‌های مادی نیاز ندارد. بازسازی عاطفی، اخلاقی و نمادین نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند ترمیم اجتماعی است. در این مسیر، امدادگران و هنرمندان هر دو نقشی تعیین‌کننده دارند؛ یکی با نجات جان، دیگری با نجات امید؛ یکی با حضور در صحنه خطر، دیگری با حفظ روح جمعی. اگر بخواهیم جامعه‌ای مقاوم‌تر، همدل‌تر و زنده‌تر داشته باشیم، باید هم فداکاری کسانی را که در لحظه خطر کنار مردم می‌ایستند، ببینیم و هم از ظرفیت هنر برای تولید همدلی، معنا و شادی استفاده کنیم. این دو، در کنار هم، به جامعه کمک می‌کنند که نه فقط زنده بماند، بلکه توان ادامه ‌دادن را نیز حفظ کند.
بازار


نظرات شما