اخبار محرمانه - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
چهل روز از شهادت "علیرضا تنگسیری" گذشت. "سازندگی" به زندگی و زمانه او پرداخته است
بازار ![]()
بعضی آدمها از همان ابتدا انگار برای روزهای سخت ساخته میشوند؛ برای ایستادن، برای مقاومت، برای آنکه وقتی توفان میآید بهجای عقب رفتن، محکمتر بایستند. علیرضا تنگسیری از همین جنس بود؛ مردی برخاسته از جنوب، از دل سرزمینی که مقاومت در آن بخشی از زندگی مردم است. او دهم فروردین ماه در پی حمله آمریکایی-صهیونیستی به کشور بهشهادت رسید؛ پایانی که برای بسیاری نه یک اتفاق ناگهانی بلکه ادامه طبیعی مسیری بود که از سالها پیش آغاز شده بود؛ مسیری از نخلستانهای جنوب تا آبهای راهبردی خلیجفارس.
علیرضا تنگسیری متولد ۱۳۴۱ بود. ریشهاش به تنگستان بوشهر میرسید اما کودکی و نوجوانیاش در آبادان و اروندکنار گذشت؛ جایی که دریا و خاک همزمان شخصیت آدمها را شکل میدهند. شاید همین هم بود که بعدها او را به یکی از مهمترین چهرههای نیروی دریایی سپاه تبدیل کرد. جنگ که آغاز شد، درس و مدرسه کنار رفت و میدان دیگری آغاز شد؛ میدان واقعی زندگی. خودش درباره آن روزها گفته بود: «قبل از شروع جنگ ما محصل بودیم، با شروع جنگ دیگر ترک مدرسه کردیم و وارد جنگ شدیم... من در سال ۵۹ با شروع جنگ وارد سپاه شدم؛ همان جا بود که با واقعیت زندگی آشنا شدم و چیزی که واقعیت داشت و تقریباً میشود گفت، زندگی را من آنجا شناختم». همانجا، کنار بهمنشیر و در منطقه ذوالفقاری در فاصلهای نهچندان دور از نیروهای دشمن، نوجوانی که بهجای دفتر و کتاب، مسئولیت دسته خمپارهانداز را برعهده گرفته بود، خیلی زود فهمید که دفاع از وطن، سن و سال نمیشناسد. سالها گذشت و آن نوجوان جنوبی به یکی از مهمترین فرماندهان نیروی دریایی سپاه تبدیل شد. از منطقه یکم دریایی بندرعباس تا جانشینی نیروی دریایی سپاه و سرانجام در سال ۱۳۹۷ با حکم فرمانده کل قوا، فرماندهی نیروی دریایی سپاه را برعهده گرفت؛ مسئولیتی که نام او را در سطح منطقهای و بینالمللی پررنگتر کرد.
٨ سال فرماندهی او، از پرتنشترین سالهای خلیجفارس بود. مأموریت کنترل امنیت تنگه هرمز و خلیجفارس در دایره مسئولیت مستقیم او قرار داشت؛ همان آبراه حساسی که او، آن را خط قرمز امنیت ملی ایران میدانست. تنگسیری ازجمله معماران اصلی راهبرد بستن تنگه هرمز در صورت تهدید منافع ایران شناخته میشد. او معتقد بود که «خلیجفارس خانه ماست» و نیازی به حضور بیگانگان، بهویژه آمریکا، در این منطقه نیست. همین صراحت در مواضع هم باعث شد، نامش در سال ٢٠١٩ در فهرست تحریمهای آمریکا قرار گیرد و بعدها نیز اتحادیه اروپا، او را تحریم کند. در دوران فرماندهی او، رزمایشهای دریایی سپاه در خلیجفارس با پیامهای بازدارندگی همراه بود؛ رزمایشهایی که حتی فرماندهان نظامی آمریکا نیز آن را حامل پیام قدرت ایران توصیف کردند. او به استراتژی «دست بلند» باور داشت؛ اینکه دفاع از ایران فقط در مرزها معنا ندارد و دشمن باید بداند، پاسخ هر تهدیدی در هر نقطهای ممکن است. اما پشت این چهره مقتدر نظامی، نزدیکانش از مردی سادهزیست، متواضع و مردمی سخن میگفتند. همرزمانش میگفتند، او بیشتر شبیه یک پدر مهربان بود تا یک فرمانده سختگیر؛ کسی که در میان نیروهایش زندگی میکرد نه بالاتر از آنها.
در خاطرات مردم آبادان و ساحلنشینان جنوب نیز نام تنگسیری با غرور و امنیت گره خورده است. یکی از اهالی آبادان دربارهاش گفته بود: «تنگسیری برای ما فقط یک سردار نبود، صدای اقتدار ایران در خلیجفارس بود». بسیاری او را ادامه راه رئیسعلی دلواری میدانستند؛ هر دو برخاسته از تنگستان، هر دو نماد مقاومت در برابر قدرتهای خارجی. دو نسل از یک سرزمین با یک باور مشترک: دفاع از وطن. اگر رئیسعلی نماد مقاومت زمینی بود، تنگسیری در ذهن مردم به نماد مقاومت دریایی عصر جدید تبدیل شد. زندگی علیرضا تنگسیری، روایت مردی است که از یک جوان روستایی به چهرهای اثرگذار در راهبرد دفاعی ایران تبدیل شد؛ مردی که جنگ را از نزدیک لمس کرد، دریا را سنگر خود دانست و تا آخرین روز از همان خاک و همان آب دفاع کرد.